دليل سرخ شدن آب درياچه اروميه (ليمنولوژي)

فیزیولوژی غدد درون ريز در ماهیان

n       فیزیولوژی غدد درون ريز

Ø      بدن ماهیان توسط دو سیستم کنترلی اصلی تنظیم می شوند

Ø      1-سیستم عصبی مرکزی

Ø      2-سیستم هورمونی یا غدد درون ریز

Ø      سیستم هورمونی اصولا با کنترل اعمال متابولیک مختلف از قبیل سرعت واکنشهای شیمیایی در سلول ها،یا انتقال مواد از غشاهای سلولی ویا جنبه های دیگر متابولیسم سلولی مرتبط می باشد.

Ø      تنظیم هورمونی اندامها نیز از طریق ارتباط متقابل سیستم اعصاب مرکزی وغدد درون ریز صورت می گیرد .بخشی از مغز به نام هیپوتالاموس نقش مهمی را در تنظیم هورمونی ایفا می نماید.

غدد اندوکرین

Ø      غدد فاقد لوله ومجرا می باشند که ترشحات خود را مستقیما به داخل جریان خون یا لنف وارد می سازند.این غدد در دهان گردان،ماهیان غضروفی،ماهیان استخوانی،و ماهیان غضروفی- استخوانی یافت می شود اما در ماهیان غضروفی در مقایسه با ماهیان استخوانی ،تکامل یافته تر بوده واز پیچیدگی بیشتری برخورددار می باشند .

Ø      غدد اندوکرین بر اساس ساختار خود به صورت زیر تقسیم بندی می شوند:

Ø      1-غدد اندوکرین مستقل

Ø      از نمونه های بارز این غدد می توان به تیروئید وپینه ال اشاره نمود .

Ø      2-ارگانهایی که به صورت توام وظایف اندوکرینی و اگزوکرینی دارند .این ارگان ها در ماهیان شامل کلیه ، گناد ها و روده می باشد .

Ø      3-سلول های پراکنده ای که نقش اندوکرینی دارند ،این سلول ها به عنوان نورو اندوکرین های پراکنده شناخته شده اند .این سلولها در بخش گوارشی حضور دارند ومعمولا به انها پاراکرین اطلاق می شوند(سوماتوستاتین)به علاوه گروهی از پپتیدهای معدی –روده ای وجود دارند که هنوز انها را مانند هورمونها یا پاراکرن ها طبقه بندی ننموده اند.

غدد اندوکرین شامل :                                                                                   

n        هیپوفیز،غدد جنسی(بیضه ها و تخمدانها )غدد فوق کلیوی ،غده تیروئید،غده پاراتیروئید ،غدد اولتیموبرانشیال ،غده پينه ال،اجسام استانيوس و همچنين بخش اندوكريني پانكراس مي باشد .

n       تشابهات زيادي بين غدد درون ريز در پستانداران و ماهيان بجز چند غده وجود دارد كه اين تفاوت در وجود غده يوروفيز و اجسام استانيوس است يوروفيز در ماهيان استخواني و غضروفي وجود دارد و به نام اندام يا اعصاب انتهايي ماهي نيز معروف است اين اندام در قسمت انتهايي دم واقع شده ودر تنظيم يوني دخالت دارند.اجسام استانيوس نيز در انتهاي كليه به صورت زوج ودر بعضي به صورت فرد وجود دارد ودر تنظيم كلسيم خون ماهي دخيل است .در حقيقت اين عضو نيز در تنظيم يوني بدن ماهي دخالت دارد .

n       هورمونها نظير نوروهورمون ها،نوروترانس ميترها،پاراهورمون ها و فرومونها جزء پيام اوران شيميايي محسوب شده ومكانيزم عمل فعاليت انها نيز از طريق محورهاي فيزيولوژيك مغز-هيپو تالاموس –هيپوفيز غدد درون ريز، كنترل مي شود.

n        از نظر شيميايي ميتوان هورمون ها را به سه دسته تقسيم نمود:

n       1-هورمون هاي استروئيدي مانند تستوسترون واستراديول

n       2-هورمون هاي پپتيدي يا پروتيني مانند (انسولين )كه اين هورمون ها به وسيله بافت پانكراس، اينتررنال ،تيروئيد و هيپوفيز ترشح مي شود .

n       3-انالوگ هاي امينو اسيد مانند اپي نفرين و نورا پي نفرين كه در مجموع به انها كتكول امين ها اطلاق مي شود.

n       سيگنال هاي عصبي در محدوده زماني هزارم ثانيه ،گيرنده هاي هيپوتالاميك در محدوده زماني ثانيه  وپاسخ هاي اندوكريني در محدوده زماني دقيقه عمل مي نمايند.

n       مطالعات نشان داده است كه نوسانات سالانه هورمون ها در ميان ماهيان مرتبط با سيكل هاي توليد مثل، تغذيه اي ورشد در آنها است وهمچنين نوسانات نور در دوره شبانه روز و دوره نوري سالانه بر فيزيولوژي ماهيان از طريق نقش موثر غده پينه ال (اپي فيز)به اثبات رسيده است  علاوه براین در كليه سيستم پيچيده اي از ارتباط بين سلولي در سطح بافتي با مكانيسم هاي مشخص وجود دارد كه به صورت ارتباطات پاراكرين،اتوكرين واينتركرين با سيستم اندوكريني وارد عمل و توسط پيامبر هاي شيميايي اين ارتباط برقرار شده وبه صورت پاسخ هاي فيزيولوژيك جهت اتصال به گيرنده هاي اختصاصي مختلف در سطح بدن انتقال داده ميشوند.

غده هيپوفيز

n       غده كوچكي است كه در زير هيپوتالاموس در داخل جمجمه در حفره اي بنام تورسيكا قرار دارد واهم فعاليت هاي فيزيولوژيك ماهي را كنترل مي كند .

n       هيپوفيز بخش اصلي و مركزي سيستم اندوكرين در تمام موجودات از جمله ماهيان محسوب مي گردد واز اين رو به ان غده اندوكرين مادر نيز اطلاق مي شود غده هيپوفيز از دو بخش تشكيل شده است كه شامل ادنوهيپوفيز و نورو هيپوفيز مي باشد كه هريك از قسمت هاي فوق به ترتيب داراي ساختار غده اي و عصبي مي باشند.

n       ادنوهيپوفيز را به سه بخش زير تقسيم بندي مي كنند:

n       -پرو ادنوهيپوفيز

n       -مزو ادنو هيپوفيز

n       -متا ادنو هيپوفيز

n       در تلفيق دو تقسيم بندي ارايه شده توسط (Garbman )و(              (  Pickford  , ATZ

n       نتايج زير حاصل مي شود :

Ø      روسترال پارس ديستال =پروادنوهيپوفيز

Ø      پراكسيمال پارس ديستال =مزوادنوهيپوفيز

Ø      پارس اينترمديا =متاادنو هيپوفيز

Ø      روسترال پارس ديستال به طور شاخصي شامل سلولهاي ترشح كننده پرولاكتين و كورتيكوتروپين (ACTH) مي باشد .پراكسيمال پارس ديستال در برگيرنده سلول هاي ترشح كننده هورمون رشد،GTH يا گنادوتروپين مي باشند. سلولهاي ترشح كننده تيروتروپين هم در دو قسمت پراكسيمال پارس ديستال وروسترال پارس ديستال حضور دارند .

n       نورو هيپوفيز

n       مجموعه ای از اکسون های عصبی است که به یک شبکه مویرگی با سازماندهی مناسب یا اندام نوروهمال ختم می شود.در اینجا،پایانه های عصبی ،نوروهورمون ها را ذخیره می کنند واز انجا با تحریک مناسب ،به داخل جریان خون ازاد می کنند.این اکسون ها به نوبه خود از اجسام سلولی عصبی بزرگ که پرونوروهورمون را می سازند خارج می گردند.

n       هورمون های هیپوفیز عصبی از نظر تکاملی به یکی از دو دودمان مربوط می شوند :شبه وازو پرسین وشبه اکسی توسین .ارژینین وازوتوسین AVT  عضو ثابت خانواده شبه وازو پرسین می باشد که در سرتاسر جهان در ماهیان یافت می شود.در بخش اعظم گروه های ماهیان استخوانی، پپتید های نورو هیپوفیزی متداول موجود، AVT  وایزوتوسین هستند .جالب توجه است که ماهیان دودمی ،مزوتوسین را به عنوان مواد اصلی شبه اکسی توسین ،دارا هستند.AVT  در فیزیولوژی تنظیم اسمزی در ماهیان استخوانی نقش دارد .مطالعات اولیه نشان داد که AVTدارای عمل دیورتیک (تولید ادرار)است .دوزهای کم AVT

    تاثیر انتی دیورتیک (ضد ترشح ادرار)دارند.

n       تغییرات زود گذر میزان AVT  هیپوفیز، در خلال مرحله ابتدایی سازگاری از آب شیرین به آب دریا مشاهده می شود .به همراه آن افزایش زود گذر اسمولالیته پلاسما ،ممکن است عامل تحریک ترشح  AVTباشد .

n       هنوز مشخص نشده که آیا AVT درماهیان غضروفی ،نقشی در تنظیم اسمزی دارد یا خیر .با این وجود میزان مشخصا کم AVT هیپوفیز در مقایسه با ماهیان استخوانی ،ممکن است مربوط به کم بودن اهمیت نقش تنظیم اسمزی در این گروه از ماهیان دریایی باشد.این ماهیان در واقع مایع بدن را به صورت ایزوتونیک با اب دریا نگه می دارند .

n       به نظر می رسد هم AVT  و هم ایزو توسین می توانند باعث تحریک انقباض عروقی ابششی شوند که این امر،افزایش فشار ائورت شکمی و افت اولیه فشار ائورت پشتی را به همراه دارد.ایزو توسین و AVT همچنین ترشح تستوسترون بیضه قزل الا را در محیط ازمایشگاه تحریک می کنند .تجویز وازوتوسین ،باعث وادار کردن ماهی به تخم ریزی میشود.

n       هیپوفیز غده ای

n       سه خانواده عمده از هورمون در هیپوفیز غده ای وجود دارد :

n       1-خانواده هورمون های پرولاکتین که در ماهیان شامل پرولاکتین و هورمون رشد است .

n       2-سوماتولاکتین،ACTH و MSH که از یک دودمان مشترک نشات گرفته اند و همچنین دو گنادوتروپین که به همراه هورمون محرک تیروئید ،گلیکوپروتیئن با عناصر ساختاری مشترک هستند.

n       1- خانواده پرولاکتین

n       وجه تسمیه ان ،به خاطر عمل ان برای تحریک تولید شیر در پستانداران است در ماهیان نقش مهمی در تنظیم هیپر اسمزی در ماهیان استخوانی اب شیرین دارد.سلول های پرولاکتین در غده هیپوفیز همه ماهیان ،به استثنای ماهیان دهان گرد شناسایی شده است .برداشتن هیپوفیز در ماهیان استخوانی اب شیرین منجر به اتلاف یون ها می شود که نهایتا کشنده خواهد بود مگر اینکه پرولاکتین را مجددا به حیوانات فاقد هیپوفیز تزریق کنند. در ماهیان یوری هالین ،مقادیر پرولاکتین پلاسما پس از انتقال ماهی از اب دریا به اب شیرین به سرعت کاهش می یابد اما اگر ازمایش به صورت معکوس انجام شود ،افزایش خواهد یافت .وظیفه کلی پرولاکتین ،حفظ نفوذ پذیری یون ها واب در بافت های پوششی اندام های تنظیم اسمزی (ابشش،روده ،کلیه و کیسه صفرا )در اب شیرین است واین اثرات در ماهیان یوری هالین اهمیت حیاتی دارند.در بعضی از ماهیان استخوانی ،پرولاکتین اثرات هیپرکالسمیک(افزایش کلسیم خون )دارد اما وظیفه اختصاصی ان نامشخص باقی مانده است .بسیاری از عوامل استرس زا که سبب عد م تعادل یون ها واب می شوند،ترشح پرولاکتین را فعال می کنند. در بین گزارش های متعددی که در خصوص اثرات پرولاکتین ارائه شده است ،به نقش این هورمون در کنترل تولید استروئیدهای غدد جنسی ،سوخت وساز چربی ها و ایجاد تهویه برای تخم ها توسط والدین اشاره شده است .

n       2- هورمون رشدGH

n       این هورمون، در هیپوفیز غده ای همه ماهیان ،به استثنای ماهیان دهان گرد وجود دارد.هورمون رشد باعث افزایش میزان رشد بدن می شود .اخیرا مشخص شده است که در کنترل تنظیم اسمزی ،حداقل در ازاد ماهیان دخالت دارد.GH باعث افزایش تحمل در مقابل شوری در بین گونه های ازاد ماهیان می شود. تصور می شود که بسیاری از اثرات GH همانند انچه در مهره داران رده های بالاتر روی می دهد توسط واسطه ای به نام عوامل رشد شبه انسولینی اعمال می شود .کورتیزول هورمون مهم تنظیم اسمزی در ماهیان استخوانی است .GH غده بین کلیوی را تحریک یا حساسیت غده بین کلیوی به ACTH را افزایش می دهد واین امر منجر به افزایش تولید کورتیزول می شود.

n       3-سوماتولاکتین

n        شباهت ساختاری زیادی با پرولاکتین و هورمون رشد دارد .سلول های سوماتولاکتین بخش اینترمدیا به انواعی از تغییرات در وضعیت اب ،از جمله کلسیم ،شوری،PH یا رنگ زمینه پاسخ می دهند.

n       غده تیروئید

n       هورمون های تیروئید اثرات متنوعی بر روی فیزیولوژی ماهی بر جای می گذارند.تيروئيد هورمون تيروكسين وخويشاوندان نزديك به ان تري يدوتيرونين را توليد مي كند.اين هورمون ها را در واكنش نسبت به ترشح هورمون T-RH  از هيپوتالاموس ازاد مي كند.سپس افزايش غلظت هورمون هاي تيروئيد در خون با چرخه فيدبك منفي از ترشحT-RH  جلوگيري مي كند. تيروكسين 4 وتري يدوتيرونين 3 اتم يد دارند.اثراصلي اين هورمون ها تشديد متابوليسم اكسيداتيومي باشد:(افزايش غلظت هورمون افزايش ميزان متابوليسم و كاهش ان موجب پايين امدن سطح متابوليسم همراه با بروز سايرپديده اهاي كمبود مي شود) .لزوم تيروئيد براي انجام دگرديسي و تبديل لارو به قورباغه بالغ ضروري است.بدون تيروئيد حيوان دگرديسي را انجام نمي دهد و در حالت لاروي باقي مي ماند. همچنين اين هورمون ها بر روی میزان مصرف اکسیژن ،تحریک گوانین برای تجمع در پوست و تغییر میزان سوخت وساز مواد قندی و نیتروژن اثر می گذارند.تاثيربر روی تنظیم اسمزی مایعات بدن مورد شک وتردید است ولی تجویز تیروکسین،تمایل ماهیان ازاد جوان را برای مهاجرت به اب شور افزایش می دهد.

n       بافت بین کلیوی

n       این بافت که هومولوگ لایه قشری غده فوق کلیوی مهره داران بالاتر است، در ماهیان الاسموبرانش به صورت غده هایی در بین ناحیه خلفی کلیه ها قرار گرفته است .معمولا بافت بین کلیوی ماهیان استخوانی با راس کلیه در ارتباط است وبه صورت سلول ها یا گروه های سلولی در این ناحیه و خصوصا در طول سیاهرگ های کاردینال گسترده شده است .در لامپری ها نیز سلول های ناحیه قشری فوق کلیوی در دیواره های سیاهرگ های کاردینال یافت می شود .

n       بافت کرومافین

n       این بافت با بخش مرکزی غده فوق کلیوی مهره داران رده های بالاتر ،هومولوگ است اما تنها در یک خانواده از ماهیان کوتیده ،سلول های بین کلیوی وکرومافین در داخل یک غده به هم پیوسته قرار دارند.معمولا سلول های کرومافین ماهیان استخوانی ،در امتداد سیاهرگ های کاردینال خلفی انتشار دارند وتا حدودی با سلول های بین کلیوی امیخته می شوند.در ماهیان دهان گرد این دو بافت از یکدیگر مجزا هستند ودر انها سلول های کرومافین به صورت رشته هایی در امتداد ائورت پشتی دیده می شوند.

n       بافت کرومافین آدرنالین ترشح می کند که اثرات شدیدی بر روی ضربان قلب،فشار خون ،اتساع مردمک و تمرکز ملانین در ملانوفور ها بر جای می گذارد.عمل این هورمون ، بسیار شبیه دستگاه عصبی سمپاتیک است وبا ان از نظر منشاء و محل قرار گرفتن ارتباط نزدیکی دارد.

منابع :

1- ستاری ، م ، 1381. ماهی شناسی (1) تشریح و فیزیولوژی ، انتشارات نقش مهر

2- عریان ، ش . 1381 . جزوه درس فیزیولوژی ماهی . دوره کارشناسی ارشد ، دانشکده علوم و فنون دریایی ، دانشگاه آزاد اسلامی ، واحد تهران شمال

3-منابع استفاده شده از سایت های اینترنتی.

4- www.daneshjo.ir

5-www.pr.maj.ir

  

                 

باتشكر از توجه شما

 

رشد

}        رشد

}        رشد یکی از جنبه های بیولوژیک موجودات است که بیش از سایر مباحث مورد مطالعه قرار گرفته زیرا شاخص خوبی برای تعیین سلامت افراد جمعیت است و یک فرایند پایه ای در موجودات دریایی است.

}        رشد سریع نشاندهنده وفور غذا و وجود سایر شرایط مطلوب است.

}        رشد تغییر اندازه﴿ طول ، وزن﴾ در طی زمان است.

}        رشد از بعد انرژی: تغییر کالری مصرفی به صورت ذخیره ای است که این انرژی ذخیره ای به شکل بافت بدنی و بافت تولیدمثلی در می آید.

I=M+G+E

}        انرژی غذای بلعیده شده ﴿I﴾ بر حسب کالری

}        انرژی مصرفی برای سوخت وساز ﴿M﴾

}        رشد ﴿G﴾

}        انرژی دفعی ﴿ترشحی﴾ ﴿E﴾

}        عوامل موثر بر روی رشد

در یک موجود درحال رشد ، میزان آنابولیسم ﴿سنتز بافت﴾ بیش از کاتابولیسم ﴿ شکستن اتصالات شیمیایی ﴾است.

عواملی که روندهای آنابولیک را کنترل می کنند:

  1. عوامل محیطی
  2. رقابت، مقدار و کیفیت غذا و سن و بلوغ
  3. هورمون های رشد و هورمون های استروئیدی

}        عوامل محیطی

}        دمای آب

   مهمترین متغیر محیطی است. با افزایش دما تا حد اپتیموم رشد افزایش می یابد ولی پس از آن کاهش می یابد.

   میزان جیره غذایی نیز با افزایش دما افزایش می یابد که انعکاسی از افزایش سوخت وساز استاندارد در دمای گرمتر است.

   غالبا در هر دمای مشخص ، یک جیره مطلوب برای حداکثر رشد وجود دارد.

}        اکسیژن محلول

    مقادیر اکسیژن محلول وابسته به درجه حرارت است اما خود این مقادیر نیز عامل مهمی در میزان رشد محسوب می شود.

    کاهش غلظت اکسیژن محلول کاهش معنی داری در میزان رشد و کارایی تبدیل غذایی ایجاد می کند.

}        آمونیاک

    آمونیاک،ماده دفعی اصلی ماهیان است که در غلظت های زیاد در آب باعث کند شدن میزان رشد خواهد شد.

}        شوری

    حداکثر رشد در شوری اپتیموم صورت می گیرد و در شوری های بالاتر و پایین تر از حد اپتیموم ، میزان رشد کمتر خواهد بود. پاسخ اجزای نیازمند انرژی به ویژگی های محیطی ، نیاز به انرژی نگهداری( M) را افزایش می دهد که در صورت ثابت ماندن (I ) و( E )میزان رشدG  کاهش پیدا خواهد کرد.

}        طول دوره نوری

    بر روی پدیده فصلی رشد اثر می گذارد.

}        رقابت

    رقابت درون گونه ای یا بین گونه ای ، برای بدست آوردن منابع غذایی محدود، رشد را کند می کند.

}        قابلیت دست یابی به غذا

    قابلیت دست یابی به غذا با سایر عوامل خصوصا دما ، کنش متقابل دارد و بر روی رشد از طریق تغییر فصول تاثیر می گذارد.

}        سن و بلوغ

    تا رسیدن به بلوغ از نظر طول رشد سریع صورت می گیرد سپس افزایش مقادیر انرژی به جای رشد بافت های بدنی، باعث رشد غدد جنسی می شود.

}        ﴾Growth hormone﴿ هورمون رشد

}        از هورمون های پلی پپتیدی که بوسیله هیپوفیز غده ای ماهیان در پاسخ به فاکتور آزاد کننده هورمون رشد﴿GHRF﴾ از هیپوتالاموس، ترشح می شود.

}        به نظر می رسد که در ماهیان دهان گرد هورمون رشد از هیپوفیز عصبی ترشح می شود.

}        هورمون رشد بافت های هدفی مانند ماهیچه و استخوان را مستقیما و یا به طور غیر مستقیم از طریق تولیدات کبدی فاکتور رشد شبه انسولین ﴿ IGF-I ﴾ اثرات خود را القا می کند.

}        گردش IGF-I درخون وابسته به پروتئین های اتصالي﴿ IGFBPs ﴾ است. که توانایی کنترل IGF-I و اتصال آن به بافت هدف را دارند.

}        IGF-I مکان بیان ژن

}        همانند پستانداران، مکان اصلی بیان ژن   IGF-Iدر ماهیان استخوانی کبد است. اخیرا مقدار کامل آن اندازه گیری شده است و به طور معنی داری مقدار بالاتری از IGF-I mRNA در کبد نسبت به دیگر اندام ها مانند مغز، آبششش،قلب، روده، ماهیچه اسکلتی، طحال و گنادها بدست آمده است.

}        طی یک بررسی درCoho salmon مقدار IGF-I mRNA

    در کبد:  pg/µg DNA 16          در روده:  pg/µg DNA 4.1

    در کلیه: pg/µg DNA3.8          درآبشش:  pg/µg DNA2.4

    در مغز: pg/µg DNA2.4         در تخمدان: pg/µg DNA2.3

}        تنظیم ترشح هورمون رشد

   پپتیدهای آزاد شونده ازهسته های عصبی هیپوتالاموس ﴿هورمون آزاد کننده هورمون رشد و سوماتواستاتین﴾ بدرون خون باب سیاهرگی احاطه کننده هیپوفیز، کنترل کننده اصلی ترشح GH هستند و تعادل این پپتیدها، محرک و بازدارنده آزادسازی هورمون رشد است.

    ارتباط قوی بین مقداردر گردش IGF-I سرم و سنتز GH و ترشح آن از هیپوفیز وجود دارد.

}        عملکردهای هورمون رشد

1- افزایش میزان رشد بدن

 2- کنترل تنظیم اسمزی و افزایش تحمل در برابر شوری

حداقل در آزاد ماهیان

3- نقش در سیستم ایمنی ماهی

}        تنظیم رشد

      عوامل فتوپریودیک و سایر عوامل،از طریق تغییر میزان ترشحات هورمونی، تاثیر خود را اعمال می کنند.

}        هورمون رشد  :

       در بافت های نرم رشد از طریق سنتز و نگهداری پروتئین و در بافت های سخت از طریق تحریک .تقسیم و تکثیر سلول های استخوانی و غضروفی صورت می گیرد.

      تزریق هورمون رشد باعث افزایش میزان رشد به دلیل افزایش ضریب تبدیل غذایی می شود. مکانیسم های احتمالی که باعث افزایش ضریب تبدیل میشود ،شامل:

  1. تحریک به حرکت در آوردن چربی ذخیره ای
  2. تاثیر مثبت بر روی پروتئین سازی
  3.  یا تحریک تولید یا ترشح هورمون انسولین

}        هورمون های تیروئید و استروئیدهای غدد جنسی:

}        برای افزایش رشد در گونه های مختلف مورد استفاده قرار گرفته اند.

تری یدوتیرونین(T3)            افزایش رشد و افزایش مصرف غذا

تیروکسین(T4)                   افزایش مصرف غذا ولی بی تاثیر بر رشد

}        افزایش مقاوت شوری و تنظیم اسمزی

﴿ 1956﴾ Smithاولین کسی بود که مشاهده کرد که تیمار GH می تواند توان ماهی قزل آلای قهوه ای را در مقاومت با آب شور افزایش دهد.

این اثر در نتیجه افزایش:

}        تعداد و اندازه سلول های کلراید

}        فعالیت Na+,K+-ATPase

}        کوترانسپورترNa+,K+,2Cl﴿NKCC﴾

}        ترانسپورترهای یون که در ترشح نمک درگیرند

کورتیزول نیز این توان را دارد که سلول های کلراید و ترانسپورترها را افزایش دهد.

}        هورمون رشد و سیستم ایمنی

}        ویژگی های سیستم ایمنی ماهی حساسیت عمیقی را به دمای محیطی و شوری نشان می دهد.

}        در ماهیان یوری هالین افزایش مقدار در گردش GH تحریک شده بوسیله شوری محیطی فعالسازی سیستم ایمنی را موجب می شود.

}        عصاره هیپوفیزی منجر به القای عملکرد ایمنی در چندین گونه از ماهیان استخوانی می شود. که نشان دهنده اهمیت هورمون های هیپوفیزی در تنظیم ایمنی ماهی است.

}         بر فعالیت های ایمنیGH  اثرات

}        وارد کردن عصاره هیپوفیز کپور به ماهیAslyanax mexicanus منجر به افزایش تعداد لوکوسیت ها در کلیه و طحال شده است.

}        تزریق GH گاوی به قزل آلای رنگین کمان نه تنها رشد سوماتیک را تحریک نمی کند بلکه موجب افزایش تولید آنتی بادی علیه این هورمون می شود.

}        افزایش فعالیت سیتوتوکسیک در لوکوسیتهای جدا شده از کلیه و طحال در قزل آلای رنگین کمان بدنبال تزریق GH ماهی سالمون که همولوگ GH آن است.

}        به طور کلی GH بسیاری از عملکردهای ایمنی را افزایش می دهد که شامل دفاع های غیر اختصاصی:

    فعالیت های سیتوتوکسیک

    فعالیت های فاگوسیتیک

    فعالیت های لیزوزومی

}        همچنین GH تولید ایمونوگلوبولین را به عنوان دفاع اختصاصی فعال می کند. 

}        ژن GH در بسیاری از بافت ها و سلول های لنفوئیدی بیان می شود.

}        وارد کردن کورتیزول موجب تولید مقدار بالای GHmRNA در لنفوسیت های قزل آلا شده که نشان می دهد کورتیزول محرک قوی بیان ژن GH  است.

}        غدد جنسی

}        IGF-Iتنظیم کننده پاراکرین و اندوکرین اسپرماتوجنسیس ماهی در نتیجه کنش متقابل با هورمون های استروئیدی  به کار می رود.

}        بلوغ نهایی ائوسیت ها ،رشد فولیکولی را در جنس ماده تحریک می کند.

}        تنظیم ترشح  GH توسط عوامل محیطی

}        فصل و دمای محیطی

}        مقدار  GH پلاسما  و IGF-ImRNA کبد در اواخر بهار و اوایل تابستان افزایش می یابد. بیشترین میزان رشد و مقدار IGF-I پلاسما در تابستان اندازه گیری شده است.

زمانیکه مقدار تغذیه محدود باشد، هیچ تاثیری از دمای محیطی بر مقدارIGF-ImRNA کبد و IGF-I پلاسما یافت نشده است.

}        بنابراین دمای محیطی مستقیما مقدار IGF-Iپلاسما را تنظیم نمی کند اما رشد را از طریق IGF-I ترشح شده از کبد پس از تحریک GH القا می کند.

 

  

با تشکر از توجه شما

 

اهمیت و کاربرد جلبک ها در زندگی بشر

اهمیت و کاربرد جلبک ها در زندگی بشر

شناسایی دریاها موجب شده است که فرآورده های بسیاری برای انسان حاصل شود،یکی از این فرآورده ها جلبک ها هستند که به زندگی روزانه بشر فواید بسیاری می رسانند. بررسی تکنولوژی و جنبه‌های اقتصادی تولید جلبک‌ها نشان می‌دهد که از آن‌ها در جنبه‌های مختلف تولید مواد می‌توان استفاده کرد . از جمله کاربرد جلبک‌ها درصنایع غذایی، تغذیه، تولید دارو، رنگ دانه، مواد شیمیایی و سوخت می‌باشد (Sano T et al, 1988) .
1) اهمیت جلبک ها به عنوان تولید کننده در اکوسیستم های آبی
جلبکها موجودات فتواتوتروف هستند و تولید کنندگان اصلی مواد آلی در محیطهای آبی می باشند. در اکوسیستمهای آبی جلبکها و فیتو پلانکتونها بخش مهمی از زنجیره غذایی موجودات آبزی و ماهیها را تشکیل می دهند و لذا بخش عمده ای ا زتولیدات آبزیان مستقیماً‌ وابسته به وجود آنها است همچنین جلبکها به واسطه عمل فتوسنتز و متصاعد نمودن اکسیژن، محیط اطراف خود را اکسیژنه نموده و برای حیات آبزیان مساعد می نمایند جلبک هایی نظیر Chlorella نیز به هوادهی آب در گرفتن دی اکسید کربن کمک کرده که در نتیجه سبب ذخیره سازی اکسیژن و انجام پروسه فتوسنتز می گردد و این پدیده برای ماهیان بسیار با ارزش و سودمند خواهد بود ( Tanaka K et al,1997)
2) اهمیت جلبک ها به عنوان غذای انسان
در بخشهای مختلف دنیا بیش از صد گونه از جلبکها و عمدتاً‌ جلبکهای قهوه ای و قرمز و تعدادی از جلبکهای سبز مورد استفاده غذایی قرار می گیرند. جلبکها به علت سرشار بودن از مواد معدنی،‌ویتامینها،‌هیدراتهای کربن، و پروتئین ها که د ردرون سلولها و یا در دیواره سلولها وجود دارند،‌مورد استفاده غذایی انسانها قرار می گیرند. در ذیل به برخی از آنها که مورد استفاده غذایی دارند به طور اختصار اشاره می شود: 
الف) از جلبکهای قهوه ای بیشتر: Laminaria, Pelvetia, Sargassun, DAURVILLEA, Alaria. بر طبق گفته پرسکات جلبکهای قهوه ای از نظر ارزش غذایی حاوی 15/6 درصد پروتئین (شامل 15 نوع اسید آمینه )،‌56/1 درصد چربی و 04/57 درصد هیدرات کربن می باشند. همچنین آنها دارای انواع مواد معدنی همراه با کاروتن،‌ ویتامین و فلاوین می باشند. 
ب)از جلبکهای قرمز Palmaria , Rhodymenia, Chonfrus, Gigartina,: Porphyra 
پ) بین جلبکهای سبز (کلروفیسه)Codium, Chlorella, Monostroma, Ulva.
ت) بین جلبکهای سبز متمایل به آبی گونه Nostoc commune به نام «Yuyucho» در چین جاوا و بعضی کشورهای دیگر مورد استفاده غذایی قرار می گیرد.Barsanti.L, 2006) )
3) کاربرد جلبک ها در تهیه آگار(Agar)
آگار پلی ساکاریدی ژله مانند است که از برخی جلبک های قرمز بدست می آید و در تمام آزمایشگاه های میکروب به عنوان ماده زمینه بکار می رود. از دیگر استفاده های این ترکیب می توان به استفاده از آن در :
1) ساخت پروتز دندان 
2) صنایع غذایی و شیرینی سازی(مثل تولید کنسروهای ضد یبوست)
3) چرم سازی و صنایع نساجی
4) کاغذ سازی
5) صنایع داروئی که از آگار به عنوان ملین و ترکیب ضد التهاب روده و روکش قرص استفاده می شود. 
جلبک هایی را که برای تهیه آکار از آنها استفاده می شود ؛ همگی به شاخه جلبک های قرمز (Rhodophycea) تعلق دارند. از این شاخه می توان به جنس های زیر اشاره کرد:
,Chondrus, Hypnea Gracillaria, Ahnfelltia, Campylaephora, Phyllophora, Gelidim, pterocladia, Eucheuma, Gigartina 
ارزش افزوده این محصول جلبک ها در امریکا در سال به بیش از 132 میلیون دلار می رسد. از کشورهای مطرح در زمینه تولید آگار می¬توان به ژاپن ،مراکش، پرتغال، اسپانیا، استرالیا، نیوزلند، فرانسه، کره، آفریقای جنوبی، اندونزی، شیلی، هند وکشورهای اسکاندیناوی اشاره کرد
4) کاربرد جلبک ها در تهیه کاراگینان(Carageenin) 
کاراژنین یک کمپلکس هیدرات کربن و اسید سولفوریک است که در دیواره سلولی جلبک قرمز از قبیلEucheuma, Ahnfeltia, Gigartina وعمدتا در  Chondrus  crispus   یافت می شود. 
این ماده در تهیه خمیر دندان،‌مواد آرایشی،‌رنگها،‌ در پروسه نهایی منسوجات چرم نما،‌ منسوجات ،‌درصنایع تخمیر و دارویی کاربرد دارد. پزشکان از کاراژنین به عنوان داروی انعقاد خون استفاده می نمایند. همچنین در تصفیه چغندرقند ،‌مشروبات الکلی و نوشابه های غیر الکلی مورد استفاده قرار می گیرد. گاهی جلبک Gigartina به جای کندرو س کریسپوس جهت استحصال کاراژنین مصرف می شود. همچنین این ماده به عنوان عصاره و شیره لعاب دار یا چسب دار در صنعت از آن استفاده می شود و در صنایع مواد غذایی ، داروسازی، نساجی، چرم سازی، آب جو سازی به مصرف می رسد. این ماده به عنوان پایدار کننده در امولسیون و نیز در داروسازی برای درمان سرفه مصارف زیادی دارد.
استفاده از آن به عنوان اجزاء ترکیبی خمیر دندان، بو زدا ، آرایه مو و پوست و رنگ نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است ( Noda K et al,1996) .
تولید جهانی این ترکیب در سال به حدود 28000 تن می رسد که ارزشی معادل 240میلیوندلار رابه همراه دارد. از کشور های مطرح در زمینه تولید آگار می توان به ژاین ، پرتغال، اسپانیا، فرانسه، آفریقای جنوبی، اندونزی، شیلی، هند اشاره کرد.
5) کاربرد جلبک ها در تهیه آلژینات ها
مشتقات آلژینات و همچنین اسید آلژینینک از دیواره سلولی برخی از جلبکهای قهوه ای استخراج می شود. جلبکهای قهوه¬ای مختلفی در بخشهای مختلف دنیا برای این کار مورد استفاده قرار می گیرند که مهمترین جنسهای آنها عبارتند از  Eclonia, Lossonia,: Fucus, Cystoseria, Eisenia, Laminaria, Macrocystis, Durvillea, Ascophyllumو...
آلژین هیدرات کربنی است با فرمول (C6H8O6)n که از دیواره سلولی منشا می گیرد. اسید آلژنیک در غشای مشترک و دیواره های اولیه برخی ازاعضای جلبکهای قهوه ای(Phaeophyceae) وجود دارد. آلژینات ها در صنایع لاستیک سازی،‌ رنگ سازی،‌و همچنین در تهیه پارچه و لباسهای ضد آتش و ظروف پلاستیکی کاربرد دارند. مشتقات اسید آلژنیک همچنین در تهیه سوپ،‌خامه و سس و دیگر مواد غذایی مورد استفاده قرار می گیرند. (.Barsanti.L, 2006)
6) اهمیت جلبک ها به عنوان غذای جانوران (با تاکید برآبزیان)
جلبک ها به عنوان یک منبع غذایی برای ماهیان، دوزیستان، پستانداران و دیگر جانوران از اهمیت ویژه ای برخوردارند. وابستگی انسان به ماهی و سایر جانوران آبزی برای تکمیل خوراک خود واقعیتی است که بر کسی پوشیده نیست. بنابراین جلبک ها به طور غیر مستقیم ارزش بسیار ارزنده ای برای انسان ها دارند (Sano T et al,1987&1988 ).
الف) در ایالات متحده آمریکا و ژاپن و در بسیاری از نواحی دیگر جلبکهایی نظیر Fucus,:   Ascophyllum, Sargassum, Laminaria به عنوان غذای حیوانات مصرف می شوند.
ب) مرغهایی که به غذایشان آسکوفیلوم و فوکوس افزوده می شود تخم مرغهایی را تولید می کنند که غنی از ید می باشند.
پ) در مواقعی که جلبکهای دریایی به غذای دامها افزوده می شوند آنها شیرهای پرچربی تولید می نمایند؛
ج) غذاهای تجاری و وارداتی که خاص دامها و به خصوص گوسفند ساخته می شوند غالباً‌حاوی لامیناریا،‌آسکوفیلوم و فوکوس می باشند؛
ح) کلپ عظیم الجثه قهوه ای (Macrocystis) در غذای دامهای بزرگ مورد استفاده قرار می گیرد. به علت این که غنی از ویتامین A و E می باشد(هرمزدیار، کیانمهر.1381)
استفاده از ریزجلبک ها در آبزی پروری
میکرو الگ ها را در تغذیه لارو آبزیان پرورشی از قبیل برخی ماهیان، عمده نرمتنان و سخت پوستان پرورشی و نیز در پرورش زئوپلانکتونهای پرورشی مورد استفاده در آبزی پروری ( غذای زنده مثل دافنی، روتیفر و..)بکار می برند..
کاربرد ریزجلبکها در پرورش دو کفه‌ای هاپ
برای پرورش دوکفه‌ایها معمولاً از چند گونه ریزجلبک به طور ترکیبی(MIX) استفاده می‌شود تا اینکه تمام نیازهای جانور تامین گردد. عمدتاً شامل Iso chrysis galbara خانواده‌ی( T. Iso) و farlova lutheri و Chaetoceros calcitrans می‌باشد. البته گونه‌ های دیگری نیز در این زمینه کاربرد دارد. در پرورش دوکفه‌ایها Abalone از دیاتومه‌های بینک مثلNitzschia.وNavicula استفاده می‌شود(. Barsanti.L, 2006)
کاربرد جلبک ها در تغذیه سخت پوستان
در پرورش میگو از دیاتومه های Chaetoceros spp , Skeletonema spp  استفاده می شود. در پرورش روتیفر نیز از گونه هایIsochrysis sp, P.lutheri,T.suecia , Nannochloropsis spp استفاده می شود.گونه های دیگری که ارزش غذایی برای تغذیه لارو سخت پوستان دارند شاملC.calcitrans,: Cmuelleri, P.lutheri T. suecica, S.costatum, Thalassiosira pseudonama 
7) اهمیت جلبک به عنوان منبع املاح
به علت غنی بودن جلبکها از املاح و عناصری نظیر: ید،‌ پتاس و غیره به صورتهای مختلفی مورد استفاده قرار می گیرند.
الف) در صنایع صابون سازی و شیشه سازی کلپ های دریایی به عنوان منبع سود(Soda) مورد استفاده زیادی دارند؛
ب) همچنین از کلپ ها پتاسیم وید استخراج می شود. دراین میان اعضای راسته  Laminariales  از جلبکهای قهوه ای بیشتر مورد استفاده قرار می گیرند؛
پ) از برخی از جلبکهای قرمز نظیر Rhodymenia, Polysiphonia که ممکن است 3تا 6 درصد وزن آنها را پتاسیم و ید تشکیل دهد استخراج می شود؛
ت) در مراحل پیچیده تر می توان آمونیاک و ذغال از کلپ ها تهیه نمود؛
ث) بسیاری از جلبکهای دریایی از لحاظ اهن، مس،‌منگنز،‌ و غیره غنی می باشند(هرمزدیار، کیانمهر.1381)
8) اهمیت جلبک به عنوان کود بیولوژیک
جلبکهای دریایی به علت داشتن فسفر ،‌پتاسیم،‌ و برخی از عناصر کم مقدار در بسیاری از مناطق ساحلی به عنوان کود بیولوژیکی مورد استفاده قرار می گیرند . آنها را می توان با دیگر مواد آلی مخلوط نمود یا آنها را به تنهایی و پس از پوسیده شدن و کمپوست مورد استفاده قرار داد.
الف) جنسهایی نظیر Chara, Lithothamnion, Lithophyllum در مزارعی که با فقدان کلسیم روبه رو هستند به کار می روند؛
ب) فوکوس (جلبکهای قهوه ای ) در مزارع ایرلند به عنوان یک کود مورد استفاده قرار می گیرد؛
از میان جلبک ها نوع سبز مایل به آبی آن ها از اهمیت بیشتری برخوردارند. زیرا آنها قادر به تثبیت نیتروژن اتمسفر به بدنه خود می باشند((. Barsanti.L, 2006
9) کاربرد جلبک ها در تهیه داروها
جلبک ها به دلیل دارا بودن ترکیبات ویژه پلی ساکاریدی و نیز ترکیبات دارویی خاص ، دارای کاربرد های وسیعی خواه به صورت مصرف مستقیم دارویی و خواه به صورت مصرف ترکیبات آنها در طی پروسه های داروسازی مورد استفاده قرار می گیرد.
خواص دارویی که برای جلبک ها عنوان کرده اند بسیار می باشد از جمله به عنوان مسهل در یبوست های دستگاه گوارش، به عنوان التیام دهنده زخم های دستگاه گوارش و به عنوان داروهای ضد انگلی دستگاه گوارش و همچنین در کاهش فشار خون، کاهش چربی خون، کاهش وزن زیاد و نیز جلوگیری از بیماری های تصلب شرائین از جلبک ها استفاده می شود.
از کاربرد های جدید و مدرن این گیاهان در بیماری توموری است که ترکیبات ضد سرطانی از این گیاهان استخراج شده و برای مقابله با بیماری های توموری از آن ها استفاده می شود. حتی در برخی از منابع به قدرت مقابله این گیاهان در مقابل ویروس HIV نیز اشاره شده است ( Tanaka K et al,1997) . همچنین مقابله با ویروس تبخال نیز با کاربرد جلبک ها امکان پذیر می باشد.
بسیاری از علف های دریایی محتوی درصد زیادی ید می باشد که در تهیه انواع بیماری های گواتر کاربرد دارد. برخی از جلبک ها منبع آنتی بیوتیک ها محسوب می شوند و مانع از رشد دیگر باکتری ها می گردد، به عنوان مثال می توان از آنتی بیوتیک Chlorellin نام برد که در جلبک Chlorella یافت می شود(  (Tanaka K et al,1986مواد آنتی بیوتیکی که بر ضد باکتریهای گرم مثبت و منفی مفید واقع می باشند به وسیله گونه Ascophyllum nodosum گزارش شده است. همچنین گونه های Laminaria digitata , Rhodomela larixو برخی از گونه های Polysiphonia , Pelvetia اثرات مشابهی دارند. از نوعی دیاتوم به نامNitzschia palea یک آنتی بیوتیک موثر علیه باکتریها تولید شده است. گفته می شود این آنتی بیوتیک نسبت به باکتری Escherichia coli بسیار موثر می باشد.
10) کاربرد جلبک ها در تصفیه فاضلاب
فاضلاب ها میکروارگانیزمهای فاسد و پوسیده را در خود پناه داده و پرورش می دهد. استفاده از جلبک های سبز و کوچک اندام نظیر: Euglena ، Chlamydomonas ،Chlorellaدر مسیر کانال خروجی مخازن بزرگ و کم عمق فاضلابی (اکسیداسیونفاضلابی) سریع ترین و کم هزینه ترین روشی است که به طور موثر می تواند مواد فاسد و خطرناک را به کود های با ارزش و بدون بو تبدیل کند (همانند کاتالیزور عمل می کند ). (هرمزدیار، کیانمهر.1381)
رشد این جلبک ها به عنوان گیاه تصفیه کننده در کانال های فاضلاب ها نیزحائز اهمیت است. این جلبک ها برای انجام فعالیت های متابولیسم خود نیترات ها و فسفات ها را مصرف کرده و با انجام پروسه فتوسنتز، اکسیژن آزاد می کنند و اکسیژن آزاد شده به باکتری های هوازی کمک می کند تا در تجزیه مواد خام فاضلاب ها فعال باشند
فاضلاب هایی که عمدتا از ضایعات صنعتی و شهر نشینی ایجاد شده باشند دارایبسیاری از ترکیات آلی و معدنی هستند که در آنها حل شده وبه حالت معلق در آمده است. تصفیه چنین فاضلاب هایی غالبا یک امر اکسیژناسیون تلقی می شود. لذا پدیده اکسیژنه نمودن به وسیله جلبکها بسیار متداول است برخی از جلبکها نظیر 
Scenedesmus, Euglena, Chlorella, Chlamydomonas و... در این پدیده بسیار موثر واقع می شوند . اکسیژنه نمودن فاضلاب ها به خصوص در توده های کوچک نظیر استخرها ضرورت دارد تا بوی بد از آنها بر طرف گردد. به این ترتیب جلبکها نقش مهمی را در تصفیه فاضلابها به عهده دارند که گاه به صورت طبیعی این پدیده انجام می شود. 
پروسه فتوسنتز توسط جلبک ها سبب وفور اکسیژن می شود و اکسیژن تولید شده بهمصرف میکروارگانیزم ها می رسد که میکروارگانیزم ها مسئولیت تجزیه نمودن بقایای مواد آلی را در فاضلاب ها به عهده دارند( Noda K et al,1996).
عوامل زیست محیطی موثر در زیست جلبک ها و رشد و تغذیه آنها ما را آگاه می کند که بدانیم جلبک ها از بسیاری جنبه های فیزیولوژیکی مشابه گیاهان آلی هستند، اما عواملی نطیر تنوع، شکل، جنبش و تحرک، چرخه زندگی و ...... سبب شده است که مسائل فیزیولوژیک جلبک ها دقیقاً مشابه با سایر گروه های گیاهی نباشند.
11) دیگر کاربردهای جلبک (با تاکید بر دیاتوم ها)
-ترکیبات مهم دیگر
از ترکیبات مهم که از میکرو آلگها می‌توان جداسازی و استفاده کرد می توان به استرولها ، رنگدانها، مینرالها و ترکیبات دیگر اشاره کرد. به طور مثال از جلبک Duniella spبرای جداسازی کارتنوئیدها استفاده شده است
دیاتومیت (Diatomite)
دیاتومیت در حقیقت به مواد تشکیل دهنده از دیاتوم ها اطلاق می شود. اهمیت اقتصادی دیاتوم ها و دیاتومیت به وسیله پرسکات (1969) به تفسیر توضیح داده شده است. برخی از این کاربردها به شرح زیر است .
الف) دیاتوم های غذای اصلی بسیاری از آبزیان از جمله ماهیها و نهنگ ها را تشکیل می دهند؛
ب) روغن جگر ماهی در اصل از سلولهای دیاتوم تامین می شود و در نتیجه گذر از زنجیره غذایی به دست انسان رسیده و مورداستفاده قرار می گیرد.
پ) خاک دیاتومه در بسیاری از موارد کاربرد دارد،‌ در فیلتر های صنعتی،‌در صنایع تخمیر و تصفیه قند به صورت فیلتر ،‌در تولید آنتی بیوتیکهای ،‌در تولید آجرهای سبک وزن برای نگاهداری دمای ثابت کارگاهها ،‌برای تولید پودرهای پولیش قابل استفاده برای اتومبیل ،‌برای تولید صنعتی پارچ و لیوان چینی،‌ و برای تولید پودرهای تمیز کننده و بهداشتی؛
ج) به علت وجود حدود11 درصد روغن در مقیاس حجم در سلولهای دیاتوم برخی ازمحققان عقیده دارند که منابع اصلی روغن در دنیا متعلق به دیاتوم ها می باشد. دیاتومها به علت این که تولید کنندگان روغن هستند غذای بسیاری از موجودات تولید کننده روغن را تامین می نمایند(. Barsanti.L, 2006) 
برای پژوهش های بیولوژیکی
برخی از جلبکها ،‌مانند کلرلا، ‌سندسموس (Scenedesmus) و آناسیس تیس (Anacystis)در بسیاری از تحقیقات فیزیولوژیکی ،‌به خصوص در پژوهشهای مربوط به فتوسنتز کاربرد وسیعی در تمام کشورها دارند. (هرمزدیار، کیانمهر.1381)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


فهرست منابع                                                 
1.کیانمهر، هرمزدیار - 1381 - مبانی جلبک شناسی. انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد.
2.Barsanti, L.,& Gualtieri, P,.2006. Algae : anatomy, biochemistry, and biotechnology. Taylor & Francis Group 3.Noda K, Ohno N, Tanaka K,. A water-soluble antitumor glycoprotein from Chlorella vulgaris. Planta Med. 1996; 62:423-426.
4.Sano T, Kumanoto Y, Kamiya N, et al. Effect of lipophilic extract of Chlorella vulgaris on alimentary hyperlipidemia in cholesterol-fed rats. Artery. 1988; 15:217-224.
.5.Sano T, Tanaka Y. Effect of dried, powdered Chlorella vulgaris on experimental atherosclerosis and alimentary hypercholesterolemia in cholesterol-fed rabbits. Artery. 1987; 76-84.
6.Tanaka K, Koga T, Konishi F,. Augmentation of host defense by unicellular green alga, Chlorella vulgaris, to Escherichia coli infection. Infect Immun. 1986; 53:267-271.
7.Tanaka K, Yamada A, Noda K, et al. Oral administration of a unicellular green algae, Chlorella vulgaris, prevents stress-induced ulcer. Planta Med. 1997; 63:465-466.
8.www.Chlorellafactor.com .
9.www.Chlorellashop.com/products.htm

 

اهمیت کپه پودا 2

 

1 ـ 3 ـ 5 ـ پرورش گسترده خارجی (فضای باز) :

1 ـ 1 ـ 3 ـ 5 ـ برداشت از زئو پلانکتون های وحشی

کوپه پود ها برای چندین دهه جهت پرورش گونه های دریایی مورد استفاده قرار می گیرند. آنها به طور مستقیم از طبیعت اغلب از آبدره ها یا آب شاخه جایی که تراکم به طور طبیعی بالا است جمع آوری می شوند، و به عنوان طعمه زنده مورد استفاده مستقیم قرار می گیرند، به درون تانکر های بیرونی بر روی زمین برای تولید زئوپلانکتون برای پرورش لارو ماهی تلقیح می شوند. و یا برداشت شده و برای استفاده بعدی به عنوان یک جیره ثابت منجمد، خشک و یا منجمد خشک مورد استفاده قرار می گیرد.

انواع مختلف از دستگاهای فیلتر ینگ برای این منظور توسعه یافته است :

بارنا در سال 1980 یک دستگاه دارای پروانه شناور را توصیف کرد که آب جاری را تا شعاع 146m3 در میان یک تور پلانکتون هدایت می کند. سایز های چشمه ریز 70 میکرومتر به سزعت مسدود شد. از آنجایی که سایز ها بین 70 تا 100 میکرومتر است حفظ روتیفر تقریباً انحصاری است. از آنجایی که ناپلی کوپه پود بی شماری ابقا شد و 250 میکرومتر برای حفظ و ابقا کوپه پود های بالغ کافی است، اندک روتیفری در بالای 120 میکروکتر حفظ می شوند. سیستم فیلتر UNIK نشاندهنده دستگاه پیچیده تری برای جمع آوری پلانکتون ها بود. این شامل جریان از طریق سیستم مجهز با دیسک های دوار نصب شده به همراه تور پلانکتون با سایز های مختلف است.هوس در سال 1994 از این سیستم برای جمع آوری کوپه پود های وحشی استفاده کرد.

2 ـ 1 ـ 3 ـ 5 ـ تولید در آبهای غنی محصور شده در خشکی یا دریا.

کوپه پود هایی که به صورت طبیعی در پهنه های محصور و یا نیمه محصور هستند به صورت مستقیم برای پرورش ماهی ماهی دریایی در نروژ مورداستفاده قرار می گیرد (سواساندر و همکاران 1998).شکارچیان بالقوه در ابتدا در سیستم محصور شده کشته شدند. تولیدات فیتوپلانکتونی با افزودن بارور کننده های کشاورزی افزایش یافت و جریان آب برای به دست آوردن تولید فیتوپلانکتون بالا و استوار مقدور بود. در تعدادی از سیستم ها، پرورش اولیه کوپه پود ناشی از استراحت تخم ها در رسوبات است. در سایر سیستم ها زئوپلانکتون های وحشی از دریا جمع آوری شده و به محوطه های محصور منتقل می شوند. سپس لارو نیز با تراکم 01/0 تا 32/0 به این محوطه ها منتقل می شوند. در طول دوره پرورش زمانی که حفظ تراکم غذا در محدوده 200 تا 500 اهمیت دارد، ممکن است غذای اضافی افزوده شود. در نروژ، تولید کاد ماهی با تراکم 02/0 الی 6/1 در متر مکعب از سیستم های متفاوتی صورت می گیرد. معایب این نوع سیستم شامل ناتوانی در کنترل تولید و همچنین سطوح غذا وشکارچیان می باشد. فقدان نتایج غذایی در رشد تفاضلی لارو ماهی تاثیر می گذارد. که در کادماهیان باعث افزایش نرخ همجنس خواری می شود. شکوفایی جلبک سمی می تواند در یک سال باعث مرگ دسته جمعی شود، اما پرورش دهندگان نروژی در جلوگیری از شکوفایی ها به وسیله دستکاری مواد مغذی برای تحریک سریع شکوفایی دیاتومه ها بعد از شکوفایی تاژک داران دارای تجربه هستند و سطوح آب را به وسیله ایجاد جریان و اضافه کردن فیلتر های آب شور مخلوط می کنند.

3 ـ 1 ـ 3 ـ 5 ـ تولیدات حوضچه های خارجی(فضای باز) یا مخزن بزرگ

تولیدات بیرونی در اروپا و آسیا برای پرورش گونه های زیادی از ماهیان، از قبیل کاد و گروپر و ماهیان پهن از قبیل سپر ماهی از تانک ها و استخر های 350 تا 5000 متر مکعبی انجام می شود. به طور کلی در این سیستم ها از فیلتراسیون آب شور استفاده می شود. فیتوپلانکتون های طبیعی می تواند با فیلتر های 20 تا 40 میکرونی بدون همراهی زئوپلانکتون ها و شکارچیان بالقوه به استخر ها منتقل شوند. فیتوپلانکتون می تواند آگاه بوده و مواد غذایی را جذی نماید. به طور کلی بارور کننده های تجاری در مقادیر کوچک می تواند یک بلوم را تحریک نماید. در رابطه با اضافه کردن بالغین؛ شناسایی آبراهه های محلی و یا آب های نزدیک به  دریا جایی که بلوم جلبک ها طبیعی است و همچنین آزمایش سطوح نیتروژن و فسفر قبل از این کار و اضافه کردن بارور کننده ها برای رسیدن به سطح یکسان ، نقش خوبی را در تخمین بازی می کنند. غلظت پایین نیترات به نفع جلبک با ks پایینی از مقادیر نیترات است ، از قبیل تاژک داران کوچک (پارسونس و همکاران 1978، تاکاهاشی و همکاران 1982). در این مورد ناس و همکاران در سال 1991 آزمایشی را انجام دادند، که برای این آزمایش قبل از اضافه کردن کودها در طول اولین دوره تاژک داران کوچک غالب شدند. و سطح نیترات در پایین تر از 5/0 میکرومتر ثبت شد. در شرایط سطوح نامحدود نیتروژن و غلظت بالای اکسیژن دیاتومه های بزرگتر سود برده و تولیدات کوپه پود فراوان را ترقی می بخشد. سیلیکات در بعضی مواقع اضافه شده و باعث تحریک توسعه دیاتومه ها شد که این نسبت به توسعه تاژک داران کوچکتر ترجیح داده شد. در محوطه های آب شور دستکاری شده در نروژ، افزایش تولیدات دیاتومه ها و بهبود شرایط اکسیژنی منتج به افزایش تولید در ناپلی کالانوئید شد (ناس و همکاران 1991).

در دانمارک از سیستم های گسترده که به صورت تانک های شنی در بیرون و یا حوضچه های برزنتی ردیف شده بر روی زمین است استفاده می شود. 05/0 در لیتر کیسه زرده لارو و سپر ماهی به هر یک از استخر ها اضافه می شوند و در طول این مسیر موفقیت آمیز می توان به آسانی به حدود 20 سپر ماهی جوان در هر متر مکعب دست یافت. مرکز تکثیر و تولید سپرماهی دانمارکی که توسط ون درمیرن و ناس 1997 و استوتروپ در سال 2000 شرح داده شده، در طی این چند سال تتاسیس شده و در هر سال حدود نیم میلیون سپرماهی جوان تولید کرده است.

یک مزیت استخرهای بیرونی نسبت به سیستم های گسترده این است که تکیه و اعتماد بر تولیدات محلی زئوپلانکتون ها در پرورش بیش از یک نسل آنها قبل از استفاده از آنها به عنوان غذا امکان دارد. ترماتودها و سستودها که هرکدام آلوده کننده های ماهیان دریایی هستند در کوپه پود ها شناسایی شده اند (بریتسو 1990، رابرت و گابرین 1991، مارکوگلیز 1995). بنابراین استفاده از زئوپلانکتون های وحشی به طور مستقیم در ماهی خطر آلودگی را افزایش می دهد. به خاطر این که بسیاری از انگل ها در میان میزبان های اجباری از کوپه پود به عنوان میزبان متوسط استفاده می کنند، استفاده از نسل اول ناپلی برای کاهش خطر انتقال آن دسته از انگل هایی که در مرحله بلوغ از میزبانی کوپه پود ها استفاده می کنند کافی است. جوان ها زمانی که از استخر ها و تانک ها جمع آوری شده و جهت شروع تغذیه خشک و شروع رشد به تانک های داخل منتقل می شوند معمولاً دگرگون می شوند. هر دو کار انتقال و تغییر در تغذیه می تواند برای ماهی ها خیلی استرس زا بوده و در این مدت تلفات سنگینی را داشته باشد . واکسیناسیون در برابر ویبریو کمی بعد از انتقال کاهش این تلفات را نشان داده است. در پایان فصل تانک ها خالی و در طول زمستان خشک باقی می ماند. در بسیاری از موارد وقتی که اطمینان کافی از این که تمام ستون آب منجمد نمی شود حاصل شد. همراه با پایین آمدن دما کوپه پود ها تخم های راکد تولید می کنند که تا سال بعد در رسوبات زنده می ماند و در سال بعد زمانی که مجدداً فصل پرورش لارو آغاز می شود، به عنوان شروع کننده پرورش زئوپلانکتون مورد استفاده قرار می گیرند (ناس 1996).

در یک کوششی جهت افزایش کنترل و اجازه دستکاری در پارامتر های زنده و غیر زنده درون استخر ها و آبراهه ها کیسه های برزنتی تعبیه شد (سواساند و همکارا1998).

مزایای آنها این است که در پرورش ماهی می توان تعدادی از کیسه ها را بر اساس منابع زئوپلانکتون ها تنظیم کرد. در این سیستم ها تخمین تعداد جوان های باقی مانده راحتتر می باشد و بنابراین برای اطمینان از تامین مواد غذایی مناسب می باشد. کیسه های مورد استفاده در نروژ استوانه ای دارای 2 تا 8 متر قطر و 4 تا 6 متر عمق با یک جریان در سیستم و یک خروجی در پایین می باشد (ون در میرن 1991 ، ون درمیرن و ناس 1997).  اطمینان حاصله از این که مواد مورد استفاده برای لارو ماهی، غذای زنده و فیتوپلانکتون ها دارای سمیت نباشد حائز اهمیت فراوانی است. کیسه توسط آب دریایی فیلتر شده و ناپلی کوپه پود با تراکم 100 الی 500 عدد در لیتر پر می شود. در بین سال های 1988 تا 1994 در نروژ حدود نیم میلیون کاد جوان در این قبیل سیستم ها تولید شدند (سواساند و همکاران 1998). این سیستم تولید نیز مانند سایر سیتم های گسترده و نیمه گسترده جهت اطمینان از چرخه تولید قابل پیشبینی نیاز به توسعه بیشتری دارد.

پلانکتونهای یافت  شده در این سیستم  شامل گونه های  عمده

1-      Eurytemoraaffinis

2-    Temora longicornis   

3- Centropages hamatus

4- Acartia ssp

5-Calanus finmarchicus

6-Paracalanus parvus

7-Pseudo clanus elongatus

و دیگر گونه ها  همانند :

-Oithona similis

- Tisbe sp

2 ـ 3 ـ 5 ـ پرورش متراکم کوپه پوداها:

به این دلیل که در اوایل سال 1990 در آنجا جهت احیای پرورش گونه های خاصی از کوپه پود به صورت متراکم تلاش های صورت گرفته است تا حدی به کمبود جهانی تخم های آرتمیا پاسخ داده شده است و تا حدی تنوع گونه های پرورشی جدید با لارو بسیار کوچک از قبیل گونه های ماهی تزئینی دریایی (پین و ریپینگل 2000b) و یا گونه های دشوار برای پرورش با غذای زنده مرسوم ، روتیفر یا ناپلی آرتمیا و یا با یک سایز دهانی کوچک از قبیل هامور و ماهی سرخو.

گونه های کالانوئید و یا هارپاکتیکوئید اغلب عالب هستند . احتمالاً این گونه ها در رقابت با سایز گونه ها از برخی پارامتر های محیطی سود می برند . اگرچه این مکانیسم جهت رقابت به طور کامل کشف نشده است (برگمانس و جانسن 1988).

این گونه های غالب جهت پرورش متراکم کاندیداهای مناسبی هستند. تلاش های مختلفی جهت پرورش انبوه کوپه پود ها در سیستم های متراکم با موفقیت های مختلفی انجام شده بود و نتایجی از توسعه سیستم های مختلف برای گونه های خاصی از کوپه پود ها حاصل شد. پرورش در حجم های بزرگتر (10 <) برای کاندیداها و بیشتر از 2 برای هارپاکتیکوئید ها ممکن است شرایط مورد نیاز برای پرورش انبوه را بیشتر نشان دهد بیشتر منابع شامل پرورش های در مقیاس کوچک هستند (پانن هوفر و هریس 1979). گونه هایی با زمان زاد و ولد خویشاوندی کوتاه در دمای محصور شده جهت اهداف آبزی پروری انواع مناسبی هستند . گونه های ساکن در محیط های ساحلی معمولاً تحمل دماها و شوری مختلفی را دارند و ددامنه وسیعی از حرارت و شوری را تحمل می کنند.

1 ـ 2 ـ 3 ـ 5 ـ کالانوئیدها :

اغلب گونه های کالانوئید پروررشی تکراری به جنس های شناخته شدده در آب های ساحلی از قبیل جنس آکارتیا تعلق دارند این کوپه پودها کوپک هستند . با زمان تولید مثل کوتاه و تحمل محدوده وسیع حرارتی و شوری به راحتی با شرایط آزمایشگاهی سازگار می شوند. وقتی که در پرورش چندگونه ای بیرونی پرورش دداده می شوند به مرور زمان به سمت غالب شدن گرایش پیدا می کنند.

تغذیه :

اغلب کالانوئیدها نیاز به تامین فیتوپلانکتون ها دارند که هر کدام از آنها می توانند از آب فیلتر کنند، همچنین تورک و همکاران در سال 1982 امکان پرورش Acartia tonsa بر روی سبوس برنج را به اثبات رساندند. در بسیاری از موارد کوپه پود هایی که در جیره غذایی تک جلبکی پرورش داده می شوند ممکن است که مطابق یا تمام الزامات موردنیاز برای تولید تخم بالا نباشد . در سیستم پرورشی محیط کشت پرورش به صورت روزانه تعویض نمی شود ، تولیدات زائد و تغذیه اضافه باید جمع آوری شود و مشکلات تولید نسل به وسیله مژه داران و سایر آلاینده ها هرکدام ممکن است باعث سقوط پرورش شود.

رشد بدنی در کوپه پود های بالغ متوقف شده و نرخ رشد زیاد یا کم معادل با نرخ تولید تخم می باشد. در کوپه پد ها نرخ تولید تخم نیز مانند نرخ بلع به سایز و اندازه بستگی دارد . کمیت و کیفیت جلبک را فراهم می کند. همانطور که قبلاً مورد بحث قرار گرفت غلظت جلبکی در زمان تولید تخم آغاز و یا در گونه های کوپه پود در حد بالای متفاوتی به جیره غذایی وابسته است. گون های کالانوئید بزرگتر ممکن است در تغذیه با سایز های جلبکی کوچک تر بهره وری کمتری داشته باشند. غذا در فواصل منظم فراهم می شود و تراکم غذا برای اطمینان از تنظیم و یا تراکم خاص بر اساس تیرگی آب در تانک های پرورش مورد شمارش قرار می گیرد. یک ترکیب از حداقل دو گونه جلبک به همراه محتوای بالایی از چربی اشباع نشده n-3 و در یک سایز که می تواند هم در تغذیه مراحل ناپلی و کوپه پودیت و هم در مراحل بلوغ مورد استفاده قرار گیرد احتمالاً شامل یک جیره مناسب برای پرورش باشد.

 از آنجا که توزیع اسید چرب در بالغین و عدم تغذیه فرزندان آنها منعکس شده از رژیم غذایی بالغ می باشد این نیز توزیع مناسب اسید های چرب در کوپه پود های مورد استفاده به عنوان غذای زنده را تضمین می کند (استوتروپ و همکاران 1986). در سیستم پرورشی که در سال 1986 توسط استوتروپ و همکاران ارائه شد تخم ها از جایی که روزانه عمل سیفون انجام می شد به کف ته نشین می شود. مواد و مژه داران مرتبط به طور همزمان توسط افراد به وسیله سیفون به بیرون منحرف می شوند.

در طول عمل سیفون تخم ها بر یک الک 45 میکرونی جمع آوری می شوند. این کار باعث می شود که اغلب مژه داران و باقی مانده ها دیده شده و از پرورش حذف شوند. حذف روزانه باقیمانده تخم ها باعث کاهش پتامسیل ناپلی در کانیبالیسم بهه وسیله جمعیت بالغ می شود. حذف باقیمانده به همراه شمارش تخم ها با حضور یک تک یاخته خاص Euplotes sp. به صورت روزانه کنترل می شود و بهتر شدن کیفیت آب اعلام شده و در این میان تعویض آب مهم می باشد . عدم انجام این کار باعث شکست در پرورش می شود. پرورش یافته ها جهت حفظ جمعیت بالغین و شستن باقیمانده ها در یک الک قابل فروبردن در آب شور فیلتر شدند. فرکانس این تعویض آب متفاوت بود اما معمولاً این کار در حدود 2 تا 4 روز انجام شد.

یک تانک عمیق تر با قطر کوچکتر و یا در این مورد یک منطقه سطحی کوچک تر ممکن است که مشکلات را مرتفع کند. بزرگترین مزیت این روش پرورش آن است که بر پرورش جلبک تکیه ندارد. از مزایای بیشتر این سیستم این است که تخمین سن و اندازه گروه های A.tonsa به وسیله جداسازی تخم ها و نگهداری تولیدات روزانه در تانک های جداگانه به دست می آید . با روند روبه رشد ناپلی در هر روز از توانایی ناپلی برای اندازه مورد نیاز به عنوان غذای زنده برای هرینگ ، ماهی پهن، کاد ماهی اطمینان حاصل کرد.

 

 

 


شکل. 5.13  سیستم کشت کالانویید آکارتیا تونسا در مرکز دریای شمال ، هیرتشلتز، دانمارک. تخمها روزانه  از کف تانک 180 لیتری سیاه و سفید (سمت چپ) تخلیه شده و با فیلتر45 میکرونی صاف گردیده و به ظروف 100 لیتری (سمت راست) منتقل می شدند.

‌‌نور :

ميزان نور و مدت نوردهي بسيار كم در مورد اشاره قرار گرفته است . در بسياري از موارد هيچ نور خاصي و يا سطح نوري خاصي جهت محيط كشت شما گزارش نشده است . به طور كلي ميزان نور كمي مورد نياز است .  آقاي ديويس در  1983 از سيكل نور و تاريكي  (L/D) با 10 ساعت نور دهي و 14 ساعت خاموشي ( 12s-1'>  (18 µE 12m2'>   براي پرورش سودوكالانوس استفاده كرد . در سيستم استاتراپ و همكاران در سال 1986 شدت نوري در نظر  گرفته شده 12s-1'> 25 µE 12m2'>   بود و نيز درپوش تانك نيز طي شب روي تانك را مي‌پوشاند . همچنين سيستمي با فاز نوري 8 ساعت نور به 16 ساعت تاريكي و روشنايي 1000 تا 12000 لوكس در سطح آب براي پرورش 4 گونه سيانوييد استفاده گرديد(لي رويت 1975) و نوسانات تراكم زياد نوري در روندهاي مستقل از رژيم نوري مورد بررسي و مشاهده قرار گرفت .

نمونه هايي از كالانوييدها مشاهده شد كه در شب تخم ريزي ميكردند (مائوكلين 1998) . توليد تخم در كالانوييد جنس لابيدوسرا ايستوا در سيكل نور/تاريكي بررسي شد و با مقياس هاي نور ثابت و تاريكي مطلق مقايسه گرديد (ماركوس 1985) . در اين مطالعه توليد بيشترين ميزان تخم در مرحله تاريك مطلق رخ داد و الگوي منظمي در شرايط تاريكي مشاهده شد كه در شرايط نوري ثابت بدست  نيامد .اين نيز مهم است به خاطر داشته باشيد كه در برخي گونه ها ، شرايط نوري كوتاه و كم نشانه اوليه بروز تخمهاي نهفته مي باشد  همانطور كه در گونه آفينيس شرايط نوردهي 10 ساعته با 60 لوكس و 14 ساعت خاموشي مشاهده گرديد (بان 1992) . از اين رو رژيم نوري 12 ساعته مطلوب ترين روند براي كاچر را در پي خواهد داشت .

در طبيعت ، تابش نور زياد خورشد براي كوپه پودها مضر است . از اين رو بالغين علاقه خود را به نورگرايي مثبت در شب و نورگرايي منفي در روز نشان ميدهند (دازات و ديفاي 2001).

نورگرايي مثبت در ناپلي جنس گالاديوفورنس اپمپاريپه‌آ جهت متمركز سازي ناپلي ها قبل از برداشت در 500 ليتر از واحد كشت مفيد واقع شد (پين و ريپنگل 2000). برداشت آسان كوپه پودها در يك سيستم گردشي مستمر با نوردهي ثابت در 1500 لوكس در كناره كالچر گزارش گرديد (زيليوكس 1969).

هوادهي و اكسيژن :

هوادهي براي كمك به حفظ حيات گياهان شناور بر سطح دريا ونيز ايجاد تلاطم و امواج كوچك لازم است به طوري كه به قرارگيري كوپه پودها درون مخزن كشت كمك مي‌كند و نيز موجب جلوگيري از بروز جمعيت‌هاي جلبكي كم حجم به دليل توزيع پخش شكارچيان و صيادان مي‌گردد. همچنين هوادهي به جلوگيري از ايجاد محيط‌هاي بي هوازي كمك مي‌كند. تلاطم براي تغذيه كنندگان معلق كه جريان تغذيه‌اي خودشان را دارند ، بسيار كم اهميت است اما اثر منفي بر اين گونه ها ندارد . در مقابل تلاطم براي كمين تغذيه‌اي جنس آكارتيدا از كوپه پودها بسيار مهم است چراكه ميزان برخوردها افزايش مي‌يابد (كياربو و سايز 1995). هوادهي كم فشار ، سنگ هوا يا حباب هوا مي‌توانند براي ایجاد جريان ملايم هوا استفاده شوند . بايد از هوادهي پر فشار و غير ضروري اجتناب گردد چراكه ذرات خيلي ريز حباب مي‌توانند موجب قطع پيوستگي كوپه پودها شود.

در طبيعت كوپه پودها در محيطهاي حاوي اکسیژن  بالا زندگي مي‌كنند. تخم توليدي توسط گونه هاي ساحلي در لايه هاي پاييني رسوب كرده و قادر به زندگي در حالت بي‌هوازي است . در استخرهاي فضاي باز كه براي پرورش لارو ماهيان دريايي مورد استفاده قرار مي‌گيرد ، افزايش حجم كم اكسيژن اشباع تا حدود سطح 160 % نيز بدون هيچ اثر سويي بر جمعيت كوپه پودها گزارش شده است (انگل و سورنسن 1998).

سايز ، اندازه و شكل مخازن كشت :

اكثر كالانوييدها نيازمند حجم هاي بزرگ هستند و تراكم بالغين به ندرت به بيش از 100 عدد در ليتر مي‌رسد. تراكم هاي بالاتر در گونه هاي آكارتيا كلائوسي ، لونجي كورنيس و آفيينيس بدست آمد (كاتونا 1970 – پرسن لي رويت 1975 – چسني 1989). مخازن مورد استفاده توسط استاتراپ و همكاران در 1986 جهت كشت آكارتيا تونسا با استفاده از صدها نسل شامل مخازن استوانه‌اي شكل با حجم 200 ليتر و با هوادهي بسيار ملايم توسط سنگ هوايي از مركز استوانه بود (شكل 13-5) .  كف تخت مخازن نيز قابليت تخليه كردن آسان تخم ها از كف را فراهم مي‌ساخت. ارتفاع تانكها نسبت به سطح آنها بزرگتر در نظر گرفته شده بود كه اين كاهش مساحت منطقه كف ، كاهش تلفات كوپه پودها را در بر داشت . بعلاوه سنگ هواي مركزي مي‌تواند اطمينان گردش هوا در ستون تانك را بدون ايجاد خطر هوادهي شديد  در بر داشته باشد . تورك و همكاران در سال 1982 از مخازن مربع شكل با ابعاد 50*50*100 سانتي متر با هوادهي از دوگوشه مخالف استفاده كردند. كف صاف به تخليه بقايا كمك مي‌كرد اما آنها پيشنهاد كردند كه در جهت جلوگيري از كاهش تعداد كوپه پودها در اثر سيفون ، از اين روش استفاده نگردد. ارتفاع كم مخزن نسبت به سطح كف ممكن است در هنگام تخليه از كف منجر به خروج تعداد زيادي از بالغين گردد .

موفق ترين كشت انبوه گونه آكارتيا در تانك 1000 ليتري پلي اتيلني به قطر 1.3 متر با يك پايه مخروطي شكل گزارش گرديد . اين تانك پس از طي 8 روز سيكل كشت ، شسته و تميز مي‌شد و مجددا جهت كشت بعدي آماده مي‌گرديد (اسكيپ و همكاران 1999).

 

دما و شوري :

دما نقش اساسي در زندگي كوپه پودها دارد اما توانايي آنها براي انتباق با درجه حرارت و حتي فراتر از محدوده طبيعي خود قابل توجه است . جغرافياي جمعيت به لحاظ ژنتيكي به شرايط طبيعي زيستگاه آنها بستگي دارد . گونه هاي استوارين بيشترين ميزان تحمل شوري و دما را در بين سايرين به خود اختصاص داده اند . گونه هاي ساحلي در مقايسه با گونه هاي اقيانوسي از تحمل بالاتري نسبت به شوري و دما برخوردارند(بردلي 1986 – مائوكلين 1998). در محيط كشت بهتراست از گونه هاي مقاوم به شوري و دما ونيز مشابه با مراكز پرورش مطلوب استفاده نمود ، هرچند ممكن است از گونه هاي يك رژيم خاص شوري و دمايي مانند تونسا استفاده گردد (استاتراپ 2000).

) pHعامل اسيدي – خلوص اتم هيدروژن):

مقادیر بالای pH  اغلب در حوضچه های اتروفیک مخازن پرورش خارجی یا در محوطه های کیسه ای که به طور گسترده در پرورش لارو ماهیان دریایی مورد استفاده قرار می گیرند مشاهده می شود . به هر حال مطالعات اندکی درباره جزئیات تاثیر مقادیر مختلف pH بر رشد یا تولید کوپه پود انجام شده است.

آلوده سازی:

آلوده سازی محیط های کشت کوپه پودها به وسیله ذرات باکتریایی , عفونت ها , آلودگی های مژکداران , کوپه پودهای دیگر و یا روتیفرها می تواند انجام می شود . در محیط های کشتی که آب انتهای آنها به طور منظم تخلیه می شود نباید از سیفون مشترک در محیطها استفاده نمود و برای جلوگیری از آلودگی باید یک سیفون برای هر تانک وجود داشته باشد . همین قانون درباره سایر ابزارهای مورد استفاده در تانک ها ( مانند ابزارهای نمونه گیری) صادق است .در شرایط تجاری , آلوده سازی با روتیفرها شایعترین علت محدود کننده محیط کشت کوپه پودهاست چراکه سرعت تولید مثل روتیفرها به مراتب از کوپه پودها بالاتر بوده همین عامل موجب حذف کوپه پودها از محیط است .این مسئله ضرورت جداسازی محیطهای کشت از یکدیگر را نشان میدهد . حضور سایر کوپه پودها ممکن است باعث بروز آلودگی گردد. البته حضور هارپاکتیکوئید  تیسب فورکاتا  در یک محیط کشت آکارتیا کلوسی به افزایش تولید کمک میکند که میتوان بدین ترتیب از بابت نظافت طبیعی تانک مطمئن گردید (پرسن/لی رویت 1975). تجارب بدست آمده از تولید انبوه کوپه پود نشان داد که اغلب گونه های مشخصی از کالانویید زیاد و غالب میشوند . اینگونه ها معمولا می توانند بهترین و مفیدترین گزینه اصلی جهت انتقال به محیط کشت باشند مانند گونه های وابسته به جنرا آکارتیا, اریتمورا , سنتروپیجز یا تمورا .

مژکداران توسط کوپه پودها مورد استفاده قرار می گیرند و ممکن است درزمان کمبود فیتوپلانکتونها که بزرگترین منبع غذایی را شامل می شوند , تشکیل شوند (پولت1983 -  مائوکلین 1998). در مطالعات آزمایشگاهی مژکداران را برای اینکه به لحاظ غذایی کافی و مناسب باشند دستکاری می کنند. هرچند که میزان استحصال مژکداران با افزایش جمعیت فیتوپلانکتونها کاهش می یابد (استوکر و ایگلف 1987). درمحیط های کشت متمرکز وجود نوع مشخصی از مژکداران مثل گونه های اوپلوتز , اغلب نشانه تغذیه بیش ازحد است که بایدازآن جلوگیری گردد.این مژکدار هایپوتریکید  یک آلودگی شایع برای محیط های کشت پرورش غذای زنده است و به راحتی در زیر میکروسکوپ مشخص می گردد . مژکداران باید مورد مشاهده قرار گیرند , این روش در عاری نمودن محیط های کشتی که از یک توری60 تا 80 میکرونی استفاده می کنند , توصیه می گردد . چراکه کوپه پودهای بزرگ و بالغ را حفظ و منجر به شسته شدن و عبور مژکداران از دهانه توری ها و آمــاده سازی محیط برای کشـــت و بهره برداری مجدد می گردد.

حتی اگر فکر کنیم که باکتریها بخشی ازرژیم غذایی کوپه پودها هستند اما گاهی محیط های کشت ممکن است مغلوب تقسیمات کنترل نشده باکتریها گردند . اشکال مختلف کلونی های باکتریایی به شکل توده های زنجیره ای در روده های کالانوییدها یافت می شود و برخی از باکتریها از باکتریها نیز هضم و جذب شده و کاربرد تغذیه ای دارند (مک لین  1998). گفته شده است که کلونی باکتریها به شکل دانه های برنج می تواند به عنوان غذا و طی یک رژیم خاص  در کشت آ.تونسا استفاده شود (تورکو همکاران1982).همچنین تاکانو (1971) اشاره کرد که باکتری حبوبات , می تواند یک منبع تغذیه ای عظیم در تغذیه جی.ایمپاریپس باشد . اثر برخی از باکتری ها مانند گونه ویبریو در آلوده سازی کوپه پودها در آب های اتروفیک ساحلی شناخته شده است که موجب کاهش میزان بقایا میگردد (ناگاساوا نموتو 1986).

کالانوییدها نسبت به مقایر زیاد آمونیاک حساس هستند . تمرکز آمونیاک در حدود 0.12 ppm بر اثر افزایش تخم ها اتفاق می افتد ولی بر میزان باروری تخم های کالانویید آ.کلائوسی  تاثیر منفی دارد (بوتینو 1994).پاین و ریپینگل (2000) مقادیر بالاتری از آمونیاک و نیترات در محیط های کشت جی.ایمپاریپس پیدا کردند اما هنوز آزمایشی مشخص نکرده است که چه چیزی برمیزان باروری تخمها اثر دارد . حباب های آب بالارونده از فیلترهای فومی غوطه ور در آب  با خروج سریع توده های مدفوع  , کیفیت خوب آب را در تانک های 500 و 1000 لیتری کشت جی.ایمپاریپ ها , تامین می کنند (پاین و ریپینگل 1997).آبی که به سیستم پرورش باز می گردد و آبی که درون سیستم ها پیوسته در جریان است (استاتراپ و نورسکر 1997) , یا آبی که دائما به جریان می افتد ( سان و فلیجر 1995) نیز می توانند به کاهش آلودگی کمک کنند.

در رابطه با مواد اصلی مورد استفاده در پرورش کوپه پودها در آزمایشگاه باید مراقب بود . به دلیل حساسیت بالای کوپه پودها به تغییرات زیاد مواد شیمیایی , طبیعی ویا آنتروپوژنیک , در آزمایشگاه های سم شناسی از آنها برای تعیین میزان حاد بودن اثرات جانبی مواد شیمیایی محلول در آب و فاضلاب ونیز درمطالعات , برای جمع آوری اطلاعات از نمونه های زیستی مورد استفاده می گردد (تودال و ریزگارد  1987 – کاسک و ولنبرجر 1999 – هوک و فیشر 2001 ). کوپه پودها به آفت کش ها و فلزات سنگین و ترکیبات کلر دارحساس هستند . در سیسمتهای گسترده هنگامی که جمعیت کوپه پودها  در برابر روتنون (آفت کشی که معمولا جهت مبارزه با مهاجمین و صیادان قبل از ریختن لارو ماهیان دریایی به آب اضافه می گردد) قرار میگیرند به شدت کاهش پیدا می کنند(نیس 1991). فلزات سنگینمانند کادمیوم یا مس و ترکیبات کلردار برای کوپه پودها سمی هستند (تودال و ریزگارد 1987- مائوکلین 1998). در آزمایشگاههای آب شور باید از آفت کش های عاری از سیلیکن که جهت مصارف آکواریومی تولید می شوند استفاده نمود. همچنین باید از بکارگیری مواد خورنده اجتناب کرد .

برداشت ، نگهداري و انتقال:

زئوپلانكتون به سختي مقاومت كافي در برابر فيلتر شدن مجدد را داراست ، اگرچه هميشه بايد از فيلترهاي درون آب استفاده نمود . حتي وقتي كه اندازه هاي جورشده باهم وبه طور هماهنگ مورد استفاده قرار بگيرند ، فيلترها بايد به نحوي با هم هماهنگ شوند كه در هنگام فرايند فيتراسيون آب همه در زير آب قرار بگيرند . كوپه پودها براي مدت كوتاهي روي تور زنده مي مانند مانند وقتي كه از يك تانك به تانك ديگر حمل مي‌شوند  ويا در هنگام پركردن مجدد يك تانك. همچنين آنها ميتوانند براي مدت زمان بيشتري ( چند ساعت) در تراكم هاي خيلي بالا به شرط فراهم كردن اكسيژن مورد نياز زنده بمانند . تعدادي از تخم هاي كالانوييدها در روز آزادانه به كف مخزن ميريزند و با چرخش آب به كف ميرسندكه مي توان با تخليه به يكباره آب به صورت روزانه آنها را برداشت نمود . اين محصولات روزانه را مي‌توان به تانكهاي مجزاي نوزادان منتقل نمود كه در آنجا تا رسيدن به اندازه مناسب جهت تغذيه لارو ماهيان رشد و نمو نمايند . البته  در بيشتر كالانوئيدها مرحله ناپلي اول جهت تغذيه استفاده نمي‌شود ، معمولا فيتوپلانكتونها را مي‌توان طي يك زمان كوتاه به مخازن توليدي كه يك بار تفريخ را داشته‌اند اضافه نمود . روش برداشت كوپه پودها  با ماده هاي بارور متفاوت است چراكه فقط در مرحلهناپلي قابل تشخيص است  .روشهاي برداشت ناپلي توسط پاين و. ريپينگل در سال 2000 توضيح داده شده است .كه شامل روش دستي ، استفاده از سبدهايي با اندازه مشخص و ديواره تور دار و يا روش اتوماتيك ، جمع آوري ناپلي ها با استفاده از نور براي تمركز و متراكم ساختن ناپلي ها است .

تخم هاي حاصل از جمع آوري روزانه را مي‌توان گردآوري كرده وبه ويال‌هاي كوچك بدون اكسيژن و پلمپ شده منقل كرد . اين كار را قبل از قرار دادن در يخچال انجام مي‌دهند و از چند هفته تا چند ماه مي‌توان آنها را در يخچال نگهداري نمود . تخم‌ها را مي‌توان مستقيما از دماي نگهداري يخچال كه 4 درجه است به تانك نوزادن كه 16-18 درجه است منتقل نمود. باروري تخم ها با افزايش ميزان نگهداري كاهش مي‌يابد ، هرچند هيچ كوششي براي ارزيابي اين مساله نشده است (جي.استاتراپ – مطالب چاپ نشده). با سرد نگه داشتن مي‌توان تخم ها را به جاي ديگر منتقل نمود و يا براي استفاده هاي بعدي ذخيره نمود . ناپلي هاي تازه تفريخ كه به عنوان تخم براي يك دوره 12 هفته اي در سرما نگهداري شده‌اند ، مقادير DHA كمتري نسبت به EPA مشابه ناپلي هاي تازه تفريخ عادي دارند (استاتراپ و همكاران 1999). نسبت DHA:EPA  از 3/2 به 7/1 كاهش مي‌يابد در حالي كه هنوز اين محدوده در زئوپلانكتون هاي وحشي  يافت مي‌شود. كانايچنكو (1998) ميزان تولد نوزادان براي گروه‌هاي نگهداري شده در دماي 4 درجه را كمتر از 55% در مقاسه با 96% براي تخم هاي تازه تفريخ گونه آكارتيا  ثبت كرد. همچنين تخم ها مستقيما از 4 درجه دماي نگهداري به دماي 20-24 درجه تانك منتقل شده بودند.

2 ـ 2 ـ 3 ـ 5 ـ  هارپاكتيكوئيدها

هارپاكتيكوئيدها در مخازن و سيستم هاي پيوسته جهت تغذيه لارو ماهيان دريايي پرورش داده شده‌اند و چندين مقاله و مطالعه ، جزئيات پیشرفت در رشد و بقا را در صورت استفاده از هارپاكتيكوئيدها چه به عنوان تنها منبع تغذيه و چه به عنوان غذاي مكمل در غذاهاي تجاري توضيح داده است(لي و همكاران1981 – هيث و مور 1997). چند تن از محققين اظهار داشته اند كه هارپاكتيكوئيدها ، در برخي گونه هاي خاص مانند جنرا تيسب و تيگريوپوس ، كانديدهاي ايده‌آلي براي پرورش در محيط هاي كشت بزرگ هستند(روثبارد 1976 – فوكوشو 1980- اووليگ 1984). فوكوشو(1991) دريافت كه هارپاكتيكوئيد تيگريوپوس ژاپنيكوس ، تنها گونه اي است كه مي‌تواند به شكل توده‌اي و موفقيت آميز از ميان 11 گونه مختلف انتخاب شده‌ براي اين كار كه شامل جنرا آكارتيا ، اوريتمورا سودودياپتوموس(كالانوييد) و گونه‌هايي از جنرا اويتونا (سكلوپويدا) مي‌باشند ، تكثير و پرورش يابد . هدف توليد محيط هاي كشت  با تراكم بالا بود كه بيشترين تراكم در كشت وسيع و همزمان ژاپنيكوس و روتيفر بدست آمد .

استفاده از هارپاكتيكوئيدها  در محيط هاي كشت چند مزيت دارد:

تحمل بالا در گستره وسيعي از شرايط محيطي (لي و هو1981- اووليگ 1984)

توانايي تغذيه از تعداد زيادي از رژيم هاي غذاي زنده و يا آماده (اووليك 1984)

ظرفيت بازتوليد بالا (اووليگ 1984)

دوره‌هاي زندگي نسبتا كوتاه (تيسب 7-29 روز/ تيگريوپوس 12-21 روز/ شيزوفرا الاتنسيس 8 روز) (هيكس و كوال 1983 اووليگ 1984)

توانايي كشت در تراكم‌هاي بالا (اووليگ 1984)

نياز به منطقه سطح بيش از عمق (اووليگ 1981 استاتراپ و  نورسكر 1997)

مرحله ناپلي پلانكتوني (هيكس و كوال 1983 -  جيناداسا و همكارن 1991)

به عنوان تميز كننده مخازي در محيط‌هاي كشت روتيفر ، ساير محيط‌هاي كشت كوپه‌پودها ويا مخازن لاروي قابل استفاده هستند(پرسن_لي رويت 1975 استاتراپ و نورسكر 1997).

برخی از تکنیک های شرح داده شده برای کالانوئیدها می تواند برای کشت هارپاکتیکوئیدها و سلکلویپدها بکار رود . تنها برخی از مواردی که ممکن است متفاوت باشند ویا نکات اختصاصی که خاص این گونه است در قسمتهای بعد شرح داده خواهد شد.

معیار شرایط کشت برای هارپاکتیکوئیدها پایین تر از شرایط مورد نیاز برای کالانوییدهاست. آب دریای فیلتر شده , صنعتی و یا بدون دستکاری ممکن است مورد استفاده قرار گیرد . همه غذاهای خشک (بی حرکت) برای برخی از گونه های هارپاکتیکوئید قابل استفاده است. ( جدول 5.5) . این روش بسیار ساده است و نیاز های کشت فیتوپلنکتونی را حذف می سازد.گونه های تیسب با ناپلی کوچکشان برای شروع تغذیه لارو ماهیان کوچک دریایی مناسب هستند (ت.گاراسیالیس: ناپلی1= 73 میکرون و ناپلی6= 207 میکرون /دامس وبرگمنز 1988- ت.کوکوماریا : ناپلی1= 72 میکرون و ناپلی6= 186 میکرون/ دامسو همکاران 1991). شلوغی و ازدحام بالا هم تولید ماده ها وهم باروری تخم ها را در هولوتوریا تحت تاثیر قرار می دهد (ژانگ و اوولیگ 1993). در تراکم 40ماده درسانتی مترمربع تفریخ روزانه ناپلی ها به حد اکثر می رسد. بهترین تراکمبرای تولید ناپلی 180 عدد در سانتی متر مربع است که البته در حدود 30% مرگ و میر لارو رادر پی دارد (ژانگ واوولینگ 1993).

غذا و تغذیه:

اگر جلبک به آسانی در دسترس باشد , مخلوطی از دوگونه جلبکی می تواند عالی باشد .جلبک به سرعت تهنشین می شود و توسط کوپه پودهای بنتیک به خوبی خورده میشود . احتمالا به دلیل اینکه باکتریها با این سلولها تشکیل کلونی می دهند , ترکیبی ازجلبک و باکتری می تواند یک ماده غذایی عالی برای هارپاکتیکوئیدها باشد. جلبکهایی مثل اسکاوتونما کاستاتوم , رودوموناس بالتیکا و تتراسلمیس سوسیکابه سرعت رسوب می کنند در حالی که گونه هایی چون ایزوکرایسیس گالبانا در حالت محلول باقی می ماند و ممکن است کمتر در دسترس هارپاکتتیکوئیدها باشد . هارپاکتتیکوئیدها میتوانند به تنوع غذای خشک هم عادت کنند. به هرحال همانطورکه پیشتر بحث شد , کیفیت غذا رشد و باروری را تحت تاثیر قرار میدهد که باید به دقت مورد بررسی قرار گیرد .استفده از غذای خشک می تواند تبعات بهداشتی در مخازن درپی داشته باشد. رژیم غذایی مخلوط می تواند بهترین ارزش غذایی را تامین کند (ژانگ و اوولینگ 1993). سان و فلیجر(1995) دریافتند که تغذیه آمفیاسکوئید آتوپوس و همچنین فیتوپلانکتون کیتوکروس مولری , با جیره پولکی ماهیان تجاری و یا مخلوط جیره پولکی ماهیان تجاری و جلبک هردو موفق است . محتوای پروتئین رژیم غذایی  مدت زمان رشد بلوغ و باروری  در تیسب کوکوماریا را تحت تاثیر قرار می دهد(گویدی 1984). این مساله ممکن است درباره همه هارپاکتیکوئیدها صادق نباشد , اما برای افزایش میزان جذب میتوان از رژیم حاوی 50% پروتئین در هارپاکتیکوئیدها استفاده نمود. اگر چه به نظر نمی رسد HUFA باروری یا محتوای HUFA در فرزندان را تحت تاثیر قرار دهد ، اما تا زمانی که شواهد قطعی نقش HUFA در رژیم غذایی هارپاکتیکوئید ارائه نشده است , رژیم غذایی حاوی HUFA توصیه می شود. دیده شده که افزودن ویتامینها (ویتامین دی2) به غذاهای خشک موجب بالا بردن سطح باروری میگردد (گورین و همکاران 2001).

نور:

تاثیرات دوره های نوری بر زاد وولد و نوزادان واضح است . این مساله در آزمونهای مقایسه ای 3 نسل از تیسب هولوتوریا توضیح داده شده است (موراتوآپوستولوپولو و همکاران 1982). یک دوره نوری 12 ساعت نور و12 ساعت تاریکی نشان دادکه برای تولید و زاد و ولد بهترین است و هردو شراط نوری و تاریکی موجب شد که 40 تا 48 درصد نوزادان ماده باشند . نور ممتد از حداقل مطلوبیت برخوردار استچراکه موجب کاهش زادو ولو و نیز کاهش نوزادان ماده تا سطح 20-30 درصد میگردد. وابستگی نوری مشابهی درباره همزمانی تولید تخم در اوترپینا آکوتیفرونس در آبهای گرم آبی ملاحضه گردید (هاپ کرافت و روف 1996).

نور برای برداشت انتخابی ناپلی هارپاکتیکوئیداز یک سیستم خودکار محیط کشت مداوم که چیزی در حدود 1 سال مجاز شده است مورد استفاده قرار میگیرد (استاتراپ و نورکسر 1997). کوپه پودها و هارپاکتیکوئیدهای بالغ نسبت به تکنیک نوری عکس العمل منفی دارند و در هنگام شنای پرانرژی  به دور از منبع نور ناگهانی دیده شده اند. درحالی که به نظر نمیرسد که ناپلی ها تحت تاثیر قرار گرفته باشند(یا شنای کندتری نشان بدهند) ودر ستون آب نزدیک خروجی یعنی جایی که برداشت اتفاق می افتد باقی می مانند . بنابراین دقایقی قبل ازبرداشت روزانه منبع نوری در خروجی روشن می گردید . البته این نوع از برداشت به طور کلی موثر نیست . هم کوپه پودهاو هم ناپلی ها به طور روزانه برداشت می شوندو مقدار کافی از ناپلی ها باید در محیط کشت باقی بماند تا جمعیت تولید کننده را حمایت نماید.




هوادهی:

محیط های کشت یا سیستم های پیوسته که برای کشت هارپاکتیکوئید گونه تیسب مورد استفاده قرارمیگیرند, دچارنقص هوادهی مکانیکی هستند . نانتون (1997) از یک پمپ جابجا کننده هوا که هنوز هم از روشهای هوادهی خوب محسوب میشود و سبب چرخش هوا در سیستم می شود استفاده نمود.بنابراین , برخی هوادهی ها باید برای بدست آوردن توزیع غذا و زئوپلانکتون فراهم شود امام ممکن است در سیستم های بازچرخشی که حجم آب بیش از یک بار به طور روزانه تعویض میگردد ویا در سیستم های مخزنی که تمام حجم آب روزانه یا 2 روز یکبار فیلتر میشود ,چندان مورد استفاده قرار نگیرد.

شکل و اندازه مخزن کشت:

کشت انبوه هارپاکتیکوئید بنتیک گونه تیسب بیشتر وابسته به سطح منطقه در دسترس است نه حجم محیط کشت (اوولینگ 1981). در سیستم کشتی که توسط استاتراپ و نورسکر در 1997 توضیح داده شد, مقدار متوسط 300هزار ناپلی در روز از 4 سینی به ابعاد 60*40رکه با حدود 3لیتر آب دریای فیلتر شده (22/0 میکرون) پر شده اند بدست می آید .این به معنای برداشت روزانه 100هزار ناپلی در هر لیتر است .در سیستم های پیوسته یا باز چرخشی , واحدها با توپ های کوچک و یا سایرموارد پرشده اند که این کار سطح کافی برای کوپه پودها را فراهم میکند (کودی و گورین 1987-استاتراپ و نورسکر 1997 – کولی 2000).

محیط کشت بسیار موفق هارپاکتیکوئید آمفیاسکوییدآتوپوس در یک سیستم پیوسته با یک سطح پایه ای کوچک 4 متری و حجم آبی حدود 1440 لیتر بدست آمد (سان و فلیجر 1995). در طول 5 ماه برداشت از این سیستم به طور متوسط روزانه حدود 5/0 میلیون مورد در روز تولید گردیده است .

دما و شوری:

بیشتر هارپاکتیکوئیدها تحمل دمایی و شوری بالایی دارند و بسته به تفاوتهای محیطی است که با آن مواجه می شوند . هارپاکتیکوئید تیگریوپوس ژاپنیپوس به تغییرات شوری آب بسیار مقاوم است و از دامنه 36 تا 8/1 psu  را دوام می آورد. همچنین جالب است که این گونه در این شوری اندک می تواند پرورش یابد (لی و هو 1981).  همچنین آمفیاسکوئید آتوپوس مقاومت بالایی در برابرشوری و دما داردو در شوری 10 تا 60 psu هم ادامه حیات میدهد (سان وفلیجر 1995).

آلودگی:

تمرکز میزان آمونیاکی که بعد ازتغذیه در محیط های کشت با تراکم بالای  تی.هولوتوریا  اتفاق می افتد از 2/1 تا 8/1 ppm متغیر است (استاتراپ و نورسکر 1997) . به هر حال اثر مقادیر آمونیاک بر باروری مورد آزمایش قرار نگرفته است . محیط های کشت هارپاکتیکوئیدی که با روتیفر آلوده می شوند , از روتیفر اشباع خواهند شد. مژکداران نیز میتوانند رقیب غذایی شده و عملکرد کشت را مختل کنند .

پرورش آزاد سيليت و روتيفر با به وسيله قرار دادن ماده هاي (جنس ماده ) بارور در معرض ميزان ناچيز (1%<) كلرين به مدت چند دقيقه بدست مي آيد .كيسه هاي تخمي بايد از جنس ماده جدا شوند اما بايد همچنان دوام داشته باشند ، سپس بايد سر از تخم بيرون آورند ، پاك و شسته شوند و به محيط معمول انتقال يابند .كپي پوداي بالغ ،سيليت و روتيفرها از بين مي روند (زنده نمي مانند ).

هارپاكتوكوئيدها نيز همانند كلانوئيدها به انواع مختلف مواد شيميايي حساسيت نشان مي دهند ودر آزمايشات زيستي مورد استفاده قرار مي گيرند .به عنوان مثال آزمايشات مواد سمي موجود در رسوبات (كاندلر و گرين1996).

گرد آوري محصول فرآوري شده ،انبار(ذخيره)و انتقال:

از انجاي كه تخم ريزي هارپاكتوئيدها به صورت آزاد انجام نمي گيرد ،براي انباشت(جمع آوري )ناپلي به ارتقاء روش هاي گرد آوري محصول فرآوري شده ،نيازمند مي باشيم .بنيان كتاب با موضوع بافت گيري هارپاكتوئيد ناپلي توسط استاتراپ و نورسكر (1997) ارائه شده است و شبيه به روشي است كه پاين و رينگل در مورد كلانوئيدها به كار مي بردند . با اينكه تيسب استفاده شده به ويژه در آزمايشگاه ،نيرومند مي باشد ،اما اين احتمال وجود دارد كه گونه هاي مختلف ،كيسه هاي تخمي خود را طي فرايند انباشت (جمع آوري)از دست بدهند و اگر اين اتفاق در خلال تكامل كيسه هاي تخمي روي دهد ،دوره ي تكامل روياني(امبرونيك) نيز متوقف خواهد شد .

يك سيستم خودكار (اتوماتيك)،ضمن استفاده از نور براي چگال كردن(تغليظ)ناپلي در سيستم پيوسته پرورشي به كار ميرود .(استات روپ و نورسكر1997).

اگر چه اين سيستم روش موثري براي انباشت و جمع آوري به حساب نمي آيد ،اما از آنجايي كه ناپلي در خلال اين سيستم به تكامل ميرسد و چندين كپي پوتيدي به طور روزانه جمع آوري مي شود ،مي توان گفت كه اين سيستم تا حدودي قابل اطمينان است و به كمي تلاش و زحمت نياز دارد .

كاهان (1982) ،مشكل بهره وري (جمع آوري) ناپلي به منظور تغذيه ي ماهي به وسيله رشد هارپاكتوئيدها در سبدهاي شناور در تانك هاي ماهي حل نمودند. اين سبد يك قسمت غربالي در بخش زيرين خود داراست كه ناپلي ريز مي تواند از آن عبور كند ،اما بالغ ها باقي مي مانند .

هارپاكتوكوئيدها ،نسبتا ،در غلظت هاي بالا داراي قدرت ذخيره سازي مناسبي مي باشند و براي دوره 2-3 روز نيز قابل حمل مي باشند،ودر كيسه هاي انتقال خون ،با غلظتي برابر با200000در هر ليتر ،سرد و خنك باقي مي مانند .(N.Hنورسكر)

ناپلي مازاد نيز مي تواند در دماي 4 درجه سانتي گراد به مدت بيش از يك هفته حفظ شود و در روزهايي كه بازده توليدي كمتر از ميزان مورد نياز مي باشد ،مورد استفاده قرار مي گيرد .

3 ـ 2 ـ 3 ـ 5 ـ سيكلوپوئيدها:

مقدار بسيار اندكي از گونه هاي سيكلوپوئيدي در آزمايشگاه پرورش داده مي شوند .(جدول5.6)

اطلاعات موجود نشان مي دهند كه اويتانا و يا اپوسيكلوپ ها بهترين گزينه ها به حساب مي آيند زيرا در شرايط آزمايشگاهي به صورت توليدات چند گانه و به آساني پرورش مي يابند(چانگ&لي1993)

اويتانا به عنوان مكمل ايده آل و مناسبي براي تغذيه پاتائو و يوگراس براسيلنوس رشته اي به حساب مي آيد .(آلوارز1996)

يك محل پرورش خصوصي ماهي در تايوان از كوپي پودا پوسيكلوب رويي به عنوان غذاي زنده انواع مختلف ماهي خاردار استفاده مي نمايند.همچنين A.borneoensis يك جايگزين مناسب براي آرتميا در پرورش اكانتوپاكراس خاويري محسوب مي شود(جمز 1986)

فتوپريوئيدها)نقطه نوري):

مانند دو جنس ديگر (نوع ديگر) دوره ي نوري بر توليد تخم گذاري در سيكلوپوئيدها نيز تاثير مي گذارد .اين مورد را هپوكرافت و راف (1996) در چهار گونه ي كپي پودا هاي سيكلوپوئيدي كه از آب هاي استوايي (گرمسيري) اطراف جامائيكا ،هند غربي ،نمونه گيري شده بود به اثبات رساندند.كيسه هاي تخمي در هنگام سپيده دم قرار داده مي شوند و ناپلي در روز بعد ،در خاك تخم ريزي مي نمايد. چانگ و لي (1993) بيان كردن كه پرورش A.royi در شرايط آزمايشگاهي با استفاده از 600 محصول پربار و يك نقطه نوري D8/L16به آساني امكان پذير است .

تكنيك پرورش انواع گونه هاي مختلف سيكلوپوئيدي:

بهره وري     غلظت بدست آمده   سيستم ميزان پرورش TS             ارگانيسم غذايي         طول دوره پرورش    گونه هاي پرورشي

Apocyclops  borneoensis      60 day         marine yast                28c                         15            2300 adults      2.75        

Apocyclops dengiziens           120 day                                              20.25             200ml

Apocyclops panamensis        77 day              isochrysis galbana    5.10 cells               100litres         10.7N

Apoceyclops royi               several generations      Tetraselmis chuii   25c/30        400 ml                               

    

T.temperature: s.salinity: ind . individuals: N. nauplii: c. copepodites;f. female

 

تهويه و اكسيژن:

جريان آرام هوا براي بساري از سيكلوپوئيدها مهم است و باعث افزايش نسبي غذاي آنها مي شود . اما در بيشتر موارد بايد از تهويه كپي پودها تحت شرايط شديد خوداري نمود.

درجه اسيدي(pH):

سايكلوپس هاي سيكلوپئيدي در شرايط pH پايين بسيار سازگار هستند و تحت شرايط pH3.6 قادرند تا چندين ساعت زنده بمانند .

آلودگي :

از آنجايي كه دافني ها در رقابت از سايكلوپس ورناليس پيشي مي گيرند ،بنابراين پرورش سايكلوپس ورناليس تنها در محيط بدون دافني (عاري از دافني) قابل حفظ و نگهداري است .با اين وجود قرار دادن فرايند پرورش در معرض pHپايين (3.8) تا h7، دافني ها را از بين خواهد برد، در همين شرايط حدود 30% سايكلوپوئيدها زنده خواهند ماند .

مرحله فرآوري:

برخي از سيكلوپوئيدها به حمل با دست حساس هستند و ماده هاي بارور،همانطور كه در اوتانا نشان داده شده است ،ممكن است كيسه تخم خود را از دست بدهند .(هوپ كرافت&راف1996)

تركيب زيست – شيمي:

بامستد(1986)، مرور جامع و كاملي بر روي مواد شيميايي و انرژي محتواي كپي پودا اقيانوسي (ميان دريايي) انجام داد .آب در حدود 82-84% (دامنه 67-92%) وزن طبيعي (نمودار ،رطوبتي) كپي پودا و در مجموع مواد آلي در حدود 70-98% يا حتي بيشتر ، وزن خشك آن را تشكيل مي دهند.

دامنه هاي (گسترده) گنجايش(ظرفيت) انرژي از 9 تا j mg 31 از وزن خشك ، به طور كلي در گونه هاي از ارتفاعات كم و متوسط پايين تر است ، و در بعضي گونه ها از ارتفاعات بلند نيز بالاتر مي باشد .

 

1 ـ 4 ـ 5 ـ  كربن :

محتواي كربن در كلانوئيدها با نسبت 40-46% از وزن خشك و در حدود 28-68% تفاوت دارد .گونه هاي مناطق سردسير به طور كلي ، نسبت به مناطق معتدل ،نيمه استوايي و استوايي از سطوح بالاتري از كربن برخوردارند.(ايكدا 1976).

در ارتفاعات پايين و متوسط (مياني) معمولا نسبت هاي كربن : نيتروژن (C:N)  بين 3و 4 مي باشد.

محتواي هيدروژن ناچيز است ،و گستره اي از 3 تا 10 % وزن خشك بدن را شامل مي شود  و بيشتر به محتوي ليپيدي مربوط مي شود .محتوي فسفر به ندرت از 1% تجاوز مي كند(فراتر مي رود).

ميزان كربن در هارپكتوئيدها ،تي هولوتريا ،در جنس ماده در حدود 40% از وزن خشك بدن را تشكيل مي دهد .در جنس نر داراي مقادير كمتر و در كيسه هاي تخم داراي محتويات بيشتري مي باشد. محتوي هيدروژن همچنين كمتر از 10% مي باشد(ژانگ 1993).

محتوي هيدروژن همچنين كمتر از 10% مي باشد (ژانگ1993) . و نسبت هاي ‍:C:N بر اساس رژيم غذايي ، بين 5و12 متغير است . و اين ميزان از تغيير به طور اساسي ،به واسطه تغييرات موجود در محتوي كربن اتفاق مي افتد .(گرين1997) .

هنگامي كه از رژيم غذايي جلبكي، نانوكلوريس،تغذيه مي نمايد اين ميزان در حدود 5 خواهد بود كه بر روي وزن خشك ، محتويات كربن ،نيتروژن ،و هيدروژن در بالغين و نوزادان تاثير مي گذارد(ژاتگ 1993)

2 ـ 4 ـ 5 ـ  ليپيدها:

محتواي ليپيد در كپي پوداهاي آبزي اقيانوسي بر اساس عرض جغرافيايي ،فصل و غذاي در دسترس متفاوت مي باشد .اين ميزان در گونه هاي ارتفاعات پايين(كم) و متوسط بين 2-61% و در گونه هاي ارتفاعات بلند 8-73% مي باشد .(بامسدت1986).

بيشتر گونه ها در ارتفاعات كم و متوسط داراي ظرفيت ليپيدي 8-12% مي باشند .اين نويسنده ، نياز به ذخيره ي چربي به منظور حفظ باروري را به زمان ذخيره سازي غذا در گونه هاي ارتفاعات بالا وابسته

مي داند .و اين موضوع دقيقا به عنوان توضيحي براي اينست كه چرا اين كپي پوداها داراي انرژي بيشتري نسبت به گونه هاي ارتفاعات پايين مي باشند .اين چربيهاي ذخيره شده به عنوان راهنما و كمكي براي شناور بودن در آب به حساب مي آيند.(هندرسون1986وهاگن1988)

كاربرد و انتقال ذخيره ليپيدي در زنجيره هاي غذايي دريايي(آبزي) طي چند دهه داراي توجه و اهميت خاصي بوده است ،به طوري كه سرجنت و هندرسون در سال 1986 موضوع بيوشيمي ليپيدي را در كپي پوداها مورد بررسي قرار دادند.سطوح ليپيدي در ناپلي با تخم گذاري جديد به علت در اختيار داشتن پسامند (باقي مانده) ذخيره هاي ليپيدي بيشتر است . اما اين ذخيره ليپيدي نيز به زودي مصرف مي شود و سطح ليپيد در ناپلي بعدي و مراحل اوليه ي كپي پودي كاهش مي يابد.ليپيدهاي پردومنيانت موجود در بين اين مراحل ،فسفولپيدهاي ساختاري ناميده مي شوند .فسفولپيدها داراي سطوح ناچيزي (14:5) و (25:1) و (22:1) از اسيدهاي چرب مي باشند اما در چربي هاي گياهي اشباح نشده ي n-3 ، غني مي باشند .ليپيدها در مراحل پاياني كپي پوديت به شكل استرس هاي موم مانند يا تري گليسرول در مي آيند .(كروز1987و هاگن1988).

كه به ويژه در موقعيت هاي محدوديت غذايي ،به عنوان توليد كننده ي دوباره ي چربي به حساب مي آيند .نوع چربي ها در تخم هاي از گونه هاي مختلف ،متفاوت است .چربي نامشخص و اصلي در تخم هاي كالانوس از تري گليسرول تشكيل شده است (گاتن 1980). در حاليكه تخم ها در Euchaeta norvegica از استرس هاي موم مانند مي باشند (لي 1974). ميزان چربي ذخيره شده ممكن است به طور فصلي در گونه ها تغيير كند. ليپيدها در فصل پاييز و در مراحل پاياني كپي پودا و در بالغين بسياري از گونه ها ذخيره مي گردند .اين ليپيدها در پسودوكالانوس اكاسپس به شكل استرس هاي موم مانند و در اكاريتا لانگير ميس به صورت تري گليسرول وجود دارند .(نوربين1990) استرس هاي موم مانند كلانوئيدي به وسيله الكل هاي چربي (20:1n-9) و (22:1n-11) و سطوح بالاي اسيدهاي چرب (20:5n-3) EPA

و18:4n-3  و (22:6n-3) DHA مشخص مي شوند .(سرجنت&هندرسون1986)

اين چربي هاي غير اشباح n-3 ممكن است از بيش از 40% مجموع اسدهاي چرب در استرس هاي موم مانند تشكيل شده باشند. استرس هاي موم مانند ممكن است 90% مجموع ليپيد در كلانوئيد ها راتشكيل دهد و در محتوي كيسه روغني نيز كه در امتداد روده قرار دارد يافت مي شود .بر اساس مشاهدات مشخص شده است كه كلانوئيدهاي گياه خوار محتوي مقدار زيادي ليپيد و واكس استر مي باشند .(سرجنت&هندرسون1986). در گياه سان هاي بدون كلانوئيد مانند ايوفاسيدس ،زنجيره هاي كوتاهي از الكل هاي چرب مانند موارد اختصاصي (16:0)و (14:0) فعال مي باشند .(سرجنت1988)

محتوي پروتئين و چربي در هولوتريا (جنس مونث) ،(مديترانه اي) كه توسط ميليو در سال 1992 مورد آزمايش قرار گرفت در حدود 71% و 10 % از وزن خشك تعيين شده است .و داراي تفاوت اندك با زماني ست كه كيسه هاي تخمي حمل مي شوند .بنابراين محتوي چربي (ليپيد )به طور معمول در گونه هاي آبزي ارتفاعات پايين و متوسط يافت مي شود .(بامسدت1986)الگوي مشابهي از محتوي ليپيدي در كلانوئيدها مشاهده شده است،كه با كاهش در مراحل اوليه كپي پودي و افزايش در مراحل بلوغ و در اواخر كپي پودا همراه است.(ميليو1992).

3 ـ 4 ـ 5 ـ  پروتئين:

محتوي پروتئيني در گستره ي (دامنه) كپي پوداي اقيانوسي _ آبزي در حدود 24 تا 82% وزن خشك و در گونه هاي ارتفاعات متوسط داراي مقدار بالايي است.(بامستد1986) . در هارپاكتي كوئيد تي هولوتاريا ،محتوي پروتئين 71% از وزن خشك مي باشد (ميليو1992)

4 ـ 4 ـ 5: آمينو اسيدهاي آزاد :

امينو اسدهاي آزاد ،به طور اساسي در نظم و ترتيب اسموتيكي مورد استفاده قرار مي گيرند و در سطوح افزايشي ميزان شوري محيطي ،افزايش مي يابند .(بامسدت1986)

گليسين، آلانين، آرگانين، ليسين ،پرولين و تاورين از لحاظ كميتي بسيار مهم مي باشند .

5 ـ 4 ـ 5 ويتامين C:

كپي پودا ها ،در گونه هاي  همه چيز خوار(گياه خوار،گوشت خوار)و علف خوار، محتوي سطوح بالايي از ويتامين C مي باشد و وجود سطوح 201تا ugg 235 در nauplii of Acartia clause  و Temora longicornis  گزارش شده است .(هپيت &پولت 1990)

 

ويتامين C  به عنوان محرك توليد مثل در سخت پوستان شناخته شده است و به عنوان يكي از عوامل انگيزشي توليد مثل در كپي پودا پيشنهاد شده است .(هپيتت&پيولت 1990)

بنابراين كپي پودا به عنوان منبع مهم ويتامين C  در ماهي به حساب مي آيد . ‍

6 ـ 4 ـ 5 ـ  كارتنوئيدها :

فيشر(1964) ، در تحقيقاتي كه در آن از بيش از 80 گونه كلانوئيد استفاده نمود دريافت كه در پردوميننت و كارتنوئيد در بسياري از گونه ها از astaxanthin  يا استرس هاي آن تشكيل شده است .(به همراه چگالي گستره اي از سطوح پايين تا وزن طبيعي ugg 1133 ). در تحقيقات اخير ،برتي لانگي كورنيس ،دو كارتنوئيد با مقادير بالا به همراه حضور لوتئين در حداقل چهار دوره از سطح astaxanthin مشاهده شده است .(رونستاد 1998 ).اين كارتنوئيدها در آرتميا كه محتوي كريپتوكسانتين ،كانتاكسيتين و تركيبات ناشناخته ديگر مي باشند ،يافت نشد.

7 ـ 4 ـ 5 كيتين:

كيتين محتوي كپي پوداي آبزي مي باشد و در دامنه اي از 201 تا 9.3% از وزن خشك قرار گرفته است .(بامستد 1986 ) .افزايش در بهره وري صنعتي كيتين و مشتقات آن سبب افزايش بهره وري در توليد كيتين مي شود .

5.4.8 آنزيم ها :

سطوح اندو پروتئاز، اگزوپروتئاز ، آميلاز، استراز ، و فسفو دي استراز در كپي پودا، داراي مقادير بالايي آنزيم مي باشند.

5ـ 5 :ارزش غذايي براي لارو ماهي :

رشد و پيشرفت ،بقا و ميزان رنگيزگي نرمال پوست بدن در مورد چندين گونه ماهي( آبزي دريايي) ،كه به تنهايي يا به عنوان مكمل رژيم غذايي روتيفر يا آرتميا ناپلي از كپي پودا تغذيه مي نمايند در مقايسه با موادي كه تنها به عنوان رژيم هاي معمول غذايي استفاده شود ،بيشتر مي باشد (ميزان رشد و بقاء در اين گونه ها بيشتر است).در بسياري از پرورش گاه هاي ماهي ،رنگيزگي نامناسب تخم هاي جوان ،مشكل اساسي را به وجود آورده است .تغذيه لاروا به عنوان عامل اصلي در تعيين الگوها به حساب مي آيد و تحت شرايط نامساعد و استرس زا افزايش مي يابد .(مك اووي 1988)

لارو سفره ماهي كه به طور طبيعي يا تحت شرايط زئوپلنگتوني در آزمايشگاه تغذيه مي نمايد نسبت به لاروي كه از آرتميا ناپلي تغذيه مي كند ،گستره ي بيشتري از رنگيزگي طبيعي و نرمال را دارا مي باشد .

رشد و بقاء در اسب ماهي بيشتر است ، هيپوكامپوس سابلونگاتوس در مقايسه با آرتميا ناپلي از كپي پوداها تغذيه مي نمايد.

در مقايسه با روتيفرها ،تركيب روتيفرها و كپي پودا(ناپلي) سبب افزايش رشد و بقاي لارواي انواع سفره ماهي مي شود .با اين حال نتايج بيان شده در مورد گونه هاي اخير بسيار دقيق نيست(پين2001).

پيشرفت هاي ثبت شده در رشد ،بقا و رنگيزگي لاروا ،به طور كلي ،به سطوح EPA ،DHA  و اسيد آرچيدونيك (ARA) در رژيم غذايي (كستل 1994،ريتان 1994،ژنگ 1996) و به طور ويژه به ميزان و نسبت رژيم غذايي (سرجنت1997 ) و نسبت ARA،EPA  (بل 1995 ،استويز 1999) مربوط مي باشد .

DHA   قادر است در زنجيره هاي كوتاهتر (از قسمت  جلو ) در لارواي ماهي دريايي (آبزي) تركيب شود

اما ميزان آنها در رفع نيازهايشان براي رشد و بقاء طبيعي و معمولي ناكافي است .(سرجنت 1989)

يك ميزان حداقلي بين 5/ تا 1.5 % از وزن خشك به عنوان HUFA  n-3  ،براي آبزيان جوان لارو ماهي مورد نياز است ،همچنين مقادير بالا براي رشد سريع لارو ماهي لازم مي باشد (سرجنت 1997)

لي ميلي ناير در سال 1983 تخمين زد كه يك مقدار حداقلي مورد نياز HUFA  n-3  از وزن خشك براي لارواي انواع سفره ماهي مورد نياز مي باشد .از آنجايي كه سطوح HUFA  n-3 (لي ميلي ناير 1984)

1.5% ( استات راپ 1992) سبب رشد لارواي انواع سفره ماهي نمي شود ، بنابراين بخش ليپيدهاي مختلف به عنوان عامل مهمي به حساب مي آيد . كپي پوداي دريايي،به عنوان رژيم غذايي اصلي بيشتر لاروا ماهي هاي دريايي در طبيعت ،محتوي سطوح بالايي از DHA  و ديگر PUFA محسوب مي شود .(چه از طريق رژيم غذايي فيتوپلنگتوني به دست آمده باشند و چه علي رغم سطوح پايين PUFA در رژيم غذايي فراهم آمده باشند).(به بخش 5.2.6.2 رجوع نماييد).

سطوح DHA  در كپي پوداي وحشي ، بيش از 10 برابر آرتميايي غني شده مي باشد (مك اوويي1998).

با استفاده از امولسيون ويژه مي توان سطوح DHA  را در هر دو آرتميا ناپلي و روتيفرها تا سطحي برابر با زئوپلانگتون ها بالا برد .(ريتان 1994) .

اما هنگامي كه اين فرايند بوسيله ي لارو ماهي مصرف مي شود و از بين مي رود ،سطوح PUFA   n-3  ممكن است كاهش يابند .از آنجايي كه سطوح HUFA  n-3  در طول زمان (ريتان 1994 ) كاهش مي يابد و DHA  به EPA  در ناپلي آرتميا و احتمالا در روتيفرها اتفاق مي افتد ،بنابراين طول مدت اقامت روتيفر در تانك هاي ماهي لارو بسيار مهم است .نسبت EPA  به DHA در كلانوئيدها و هارپاكتي كوئيدها ،به طور كلي بيشتر از 2 ، و اين ميزان تقريبا در زرده ي تخم هاي ماهي هاليبوت (بومي آبهاي شمالي ) وحشي برابر با 2 مي باشد .رتيان دريافت كه ارتباط مثبتي بين نسبت هاي DHA:EPA  در لارو انواع سفره ماهي ، طي 12-22 روز و نسبت رنگيزگي نرمال در طي 27 روز وجود دارد . DHA  در حفظ ساختار و عملكرد صحيح غشاء سلولهاي ماهي ، در توسعه و كاركرد سيستم عصبي و بويژه در ارتقاء سيستم شبكيه چشم و بينايي ،نقش مهمي را ايفا مي نمايد . كمبود DHA  در برنامه غذايي روزانه ،در شرايط شدت نور پايين ،سبب تعضيف بينايي در شاه ماهي هدينگ (ماهي شمال) به نام كلوپاهارنگوس مي شود . و زماني كه به مقدار كافي ،در زمان هاي خاص و طي مرحله لاروي فراهم مي آيد ، نقش مهمي را در پيشرفت رنگيزگي نرمال ايفا مي نمايد .

سنت ولي نشان دادند كه اگر كپي پودا براي دوره كوتاه زماني و پيش از رسيدن لارو هاليپوت به ارتفاع 205 mm  در اختيار آنها قرار مي گيرد،از رنگيزگي نامناسب جلوگيري به عمل خواهد آمد .

EPA  مانند DHA  قادر نيست با بيشتر ماهيان موجود در آب دريا (آبهاي شور) تركيب شود و ميزان آن به ويژه در خلال رشد اوليه ،برابر با ميزان تقاضا نيست ،بنابراين در رژيم غذايي ماهي نقش مهمي ايفا مي نمايد .EPA  موجب موجب فعاليت بيولوژيكي كمتر ايكوسانوئيدها نسبت به آن دسته كه از ARA  بوجود آمده اند مي شوند .از انجايي كه EPA  از لحاظ متابوليكي با سيستم هاي آنزيمي مشابه رقابت مي كند  بنابراين به فرآوري ايكوسانوئيدي مشتق شده از ARA  نيازمند است.EPA درتنظيم فرآوري اين ايكوسانوئيدي بسيار فعال (با فعاليت بالا) ،از لحاظ زيست شناختي ،بسيار حائز اهميت مي باشد .اين كنش متابوليكي مستلزم وجود EPA تحت شرايط مساعد بهينه است : نسبت ARA در رژيم غذايي (بل 1995)

ايكوسانوئيدها با منشاء n-6  در كاركرد نرمال ارگان هاي حياتي مانند كليه ،آبشش،روده، و تخم دانهاي ماهي دريايي (آبزي آب شور)بسيار اهميت دارد . سطوح ARA در كپي پودها بالا است (1%>)، و اين سطح در هر دو مورد كلانوئيدها و هارپاكتي كوئيدها و اين مورد اخير ،مستقل از محتوي غذاي روزانه مي باشد .

به نظر مي رسد فوايد تغذيه اي استفاده از كپي پودا (به منظور رشد ماهي لاروي،بقاي آن) با وجود دانش پيشرفته كشاورزي و شرايط بهينه و مساعد براي گونه هاي خاص كاهش يابد.

هر دو ايكوسانوئيدها مشتق شده از EPA , ARA موجود در كپي پودا ،به لاروي ماهي اين اجازه را مي دهد (اين توانايي را بدهد) كه با شرايط استرس زا مقابله نمايد و از عهده ي آن برآيد .(سرجنت1998)

زماني كه پيشرفتهاي موجود در كشاورزي ،اين شرايط استرس زا را از بين ببرد ،بنابراين ممكن است فوايد بهينه ي نسبت EPA:ARA كمتر آشكار مي شود .جدا از تركيب بالاي اسيد چرب در كپي پودا و در مقايسه با آرتميا ناپلي يا روتيفرها، كپي پودا حتي پس از تقويت و غني سازي ،حاوي مقادير فراواني ليپيدهاي قطبي مي باشد .سطوح كلي ليپيدهاي قطبي در كلانوئيدهاي وحشي ،تقريبا دو برابر ميزان آن در آرتمياي تقويت شده مي باشد . بالغين "اي تونسا"  و ناپلي نوزادان آنها از رژيم غذايي متفاوت تك جلبكي تغذيه مي نمايند .ليپيدهاي قطبي ،ميانگين 46%تا 47% مجموع ليپيدها را تشكيل مي دهند . ليپيدهاي قطبي به سرعت توسط لاروا هضم مي شود و ممكن است عمل هضم و جذب ديگر ليپيدهاي موجود در روده ي رشد نيافته ي لاروا ماهي آبهاي دريايي را نيز تسهيل بخشد .بنابرايم ممكن است لارو ماهي بسيار آسانتر ،DHA و ديگر اسيدهاي چرب مهم در كپي پودا را نسبت به آرتميا ،جايي كه اين اسيدهاي چرب موثر به عنوان ليپيدهاي خنثي ظاهر مي شوند،هضم و جذب نمايد.

جذب استرس هاي موم مانند ،حتي اگر راسته هاي موم مانند در برنامه غذايي روزانه به كار برده نشود ،يك فرايند موثر در موضوع ماهي ها به حساب مي آيد . زنجيره طولاني اسيدهاي چرب "مونوانوئيك" ممكن است به عنوان سوخت متابوليكي (كاتابوليك) در ماهي ها استفاده شود و به واسطه حضور PUFA n-3 تسهيل يابد . چگالي متفاوت كارتنوئيد استاكسانتين در انواع متفاوت كپي پوداها يافت مي شود .و به نظر ميرسد ميزان احتمالي آن براي ماهي به عنوان يك پيشرو ويتامين A به حساب مي آيد.

از آنجايي كه كانتاكسانتين ،به طور مداوم در مواجهه با محيط خنثي قرار نمي گيردو احتمالا به آساني توسط لارو ماهي دريايي هضم و جذب نمي شود ،بنابراين تفاوت در رنگيزگي كارتنوئيدي بين كپي پوداها و آرتميا ناپلي ،به عنوان توضيح مناسبي براي رشد ضعيف رنگيزگي نرمال در لارو ماهي دريايي (آبزي ) به حساب مي آيد .پس از 14 روز از تغذيه تحت نظر آرتميا ،به جاي زئوپلنگتون ،هاليبوت لارو ي محتوي ميزان پايين ويتامين A (50 تا 80%) (مربوط به شبكيه چشم ) قادر است كارتنوئيدها موجود در آرتميا را تبديل سازد .از انجاي كه مقادير مازاد نسبت به لارو ماهي مقادير سمي به حساب مي آيند و اين نويسندگان در مورد اضافه كردن ويتامين A به امولسيون غني سازي (تقويت) آرتميا هشدار مي دهند .بويژه در مورد DHA به شدت تمايل به اكسيداسيون خودكار وجود دارد.نياز ماهي از طريق هر دو PUFA و سطوح بالاي  آنتي اكسيدن هاي طبيعي برآورده مي شود . سطوح بالاي آنتي اكسيدانهاي طبيعي در كپي پودا سبب حفظ PUFA  مي شود .در مقابل،آنتي اكسيدنها به منظور جلوگيري از اكسيداسيون خودكار(اتوماتيك) بايد به امولسيون غني شده در روتيفرها و آرتيميا اضافه گردند .كپي پودا همچنين به عنوان منبع مهم آنزيم هاي گوارشي به حساب مي آيد و تصور مي شود كه در دستگاههاي لاروي ماهي نيز نقش مهمي ايفا نمايد .

زئوپلنگتون منبع ارزشمندي از ليپيدها ،اسيدهاي چرب ضروري ،پروتئين ، امينو اسيدها به حساب مي آيد و به آساني سبب جذب كارتنوئيدها ،مواد معدني و آنزيم ها مي شود. اين مواد قادرند به عنوان يك تركيب و جزء كم هزينه ،جايگزين وعده غذايي گران قيمت ماهي مي شوند و به عنوان مكمل هايي براي آرتميا ناپلي يا روتيفرها محسوب مي شوند .يك انتخاب درست براي ناپلي كپي پود در انواع سفره ماهيان مشاهده مي شود . و در مورد روتيفرها ،پيشنهاد مي شود كه اين شكار نسبت به شكار زنده ي معمولي ،از لحاظ اندازه ،جذاب تر و مناسب تر مي باشد .تمامي مراحل كپي پود به عنوان غذا محسوب مي شوند .اما گفته مي شود كه ممكن است مراحل كپي پودي آكاريتا اس پي پي ،با توجه به توانايي بالاي قدرت فراوان آن ،از تناسب كمتري برخوردار باشد .

هارپاكتي كوئيد ناپلي ، شكار مناسبي براي لارو ماهي به حساب مي آيد.آنها همچنين در خلال بخش ناپلي نمونه هاي زئوپلنگتوني به صورت فراوان وجود دارند و بسيار سريع توسط لارو ماهي دريايي(آبزي) مصرف مي شوند . ضمن اينكه شكار مغذي براي آنها به حساب مي آيند . شيوه هاي توليد مثل و بهره وري از زئوپلنگتون در آبگيرهاي بزرگ و زير نظر سيستم هاي آب شيرين ،با استفاده از فضولات فاضلابي رشد و پيشرفت داشته است و زئوپلنگتون به عنوان غذاي گونه هاي ماهي دريايي (آبزي-آّب شور) مورد استفاده قرار مي گيرند.

تركيب گونه ها نامعين بود. نظر به اينكه ممكن است تعدادي از گونه هاي زئوپلنگتوني آب شيرين با كمبود اسيدهاي چرب مورد نياز روبرو باشند ،بنابراين بايد در استفاده از توليداتي كه به تنهايي از زئوپلنگتون آب شيرين به دست آمده است دقت لازم را به عمل آوريم ."واتانابي" در سال 1987،در تحقيقات خود نشان داد كه اگر چه دافني "اس پي " محتوي سطح بالايي از EPA مي باشند اما اين مقدار در DHA ناكافي است

و موئينا اس پي در هر دو DHA , EPA ناكافي مي باشد .با توجه به اينكه سطوح PUFA در فسفوليپيدها در كپي پوداي آب شيرين ،ضمن كاهش حرارت ،افزايش مي يابند ،بنابراين ميزان حرارت در خلال سيستمي كه در آن زئوپلنگتون بهره برداري مي شود داراي اهميت است . دسترسي آسان آرتميا ناپلي (نوزاد) از طريق وجود كيسه ها و از تخم بيرون آمدن پياپي ناپلي (نوزاد ) آنها و زمان زايش (توليد) كوتاه و پرورش ساده و آسان روتيفرها سبب مي شود اين غذاهاي آماده به آساني در دسترس پرورشگاه ماهي قرار گيرد .در واقع پرورش اين ارگانيسم در مقابل اين فرايند سريع ، طي دهه هاي اخير، در بخش آب ورزي(پرورش آبي) دريايي(آب شور)مسئول مي باشد .به علت گسترش سريع و افزايش تقاضا براي توليد فراوان غذاهاي زنده (كه قابل اطمينان مي باشند) وجود دارد، بنابراين تحقيقات بر ارتقاء شيوه هاي پرورشي تمركز يافته است .شيوه هاي غني براي بهبود دسترسي و ارزش غذايي روتيفرها و ناپلي آرتميا ،به كار گرفته مي شوند . علي رغم اثبات ارزش بالاي غذايي كپي پودها ، تلاش اندكي در جهت پيشرفت تكنيك هاي پرورش قابل اطمينان ،ساده و مناسب كپي پودا صورت گرفته است . با گسترش سريع اين بخش و افزايش بهره و سود در گونه هاي جديد و پرورش گونه هاي زينتي تحت شرايط حوزه هاي ماهي گيري دست نخورده ، احتياجات موجود از طريق گونه اي معمول و متداول رفع نمي شود.(گونه هاي معمول پاسخگوي احتياجات موجود نمي باشند.).

بنابراين بهره وري از كپي پودا ها مجددا افزايش مي يابد و استفاده از كپي پوداها به عنوان غذاي زنده در شرايط پرورش آب ورزي ،به سرعت زياد مي شود . از انجايي كه كپي پودا به عنوان شكاري براي لارواي كوچك گونه هاي ماهي تزئيني يا تنها آن نوع از غذاي زنده كه تنها گونه هاي جديد و خاصي از ماهي آبزي (آب شور) را حمايت مي كنند مناسب مي باشند ،بنابراين كپي پودها به عنوان يك مكمل غذاي زنده  و معمول مورد استفاده قرار مي گيرد . كمبود كيسه هاي آرتميا و افزايش قيمت ها سبب شده است كه تحقيقات خود را براي يافتن  يك شكار زنده ديگر ادامه دهيم و ميزان بهره وري در استفاده از گونه هاي كپي پودا را مجددا زنده كنيم. شيو هاي اندك پرورشي در طي زمان ،در اختيار تكنيك هاي پرورش انبوه در محل پرورشگاههاي تجاري ماهي قرار گرفته است و همچنان در پرورش گاههاي پرورش ماهي مورد استفاده قرار مي گيرند. با اين وجود اين محل پرورش گاههاي ماهي به طور كلي به عنوان توليد كنندگان كوچك به حساب مي آيند و تنها در محدودي از سال به توليد ماهي مي پردازند . به عنوان مثال يك محل پرورش ماهي در دانمارك ،ساليانه در حدود نيم ميليون انواع سفره ماهي را تحت شرايط سيستم هاي گسترده توليد مي نمايد ،ضمن اينكه در مراحل پاياني لارو به منظور رشد سريع آن و تامين كننده انرژي مورد نياز از كپي پودا به عنوان مكمل غذاي آرتميا استفاده مي نمايد .

تنها حدود 6-7 ماه از سال بر اساس ميزان دما ،فصول مناسبي براي انجام اين كار به حساب مي آيند .گسترش توليد ساليانه ،مستلزم شيوه هاي ويژه ي پرورشي براي شكار زنده مي باشد . بنابراين استفاده از كپي پوداها در شرايط آبزي پروري دريايي بايد در سيستم هاي محدود با تكنولوژي پايين (پيشرفته و نيمه پيشرفته) و عملياتهاي پرورش گاههاي كوچك ماهي در دوره ي محدود، ساليانه در شرايط دمايي مناسب صورت پذيرد . و تحت اين شرايط توليد ساليانه در منطقه اي با شرايط اقليمي مناسب تر افزايش مي يابد و مي توان ماهي تزئيني يا ماهي هاي با دهان بسار كوچك را پرورش داد .با اينكه غذا هاي خنثي به عنوان نوع زيستا و دوام پذير غذايي، براي آرتميا به حساب مي آيند ، با اين وجود در جهت پيشرفت سيستم هاي قابل اعتماد توليدي يا توليد تخم ها براي فروش در بازار تجاري ،ممكن است با گسترش بيشتر روش هاي آب ورزي دريايي باعث تقويت كار بر روي كپي پودا شود .

 

  

 

اهمیت کپه پودا 1

 

1-5 مقدمه

کوپه پوداها در طبیعت اولین پیوند حیاتی در زنجیره غذایی ماهیان دریایی را تشکیل می دهند و جز اصلی تشکیل دهنده غذایی ماهیان محسوب می شوند. در محیط آبهای آزاد دریا Calanoids  ها بر دیگر زئوپلانکتونهای گوشتخوار برتری داشتند و این اساس زنجیره غذایی را برای تقریبا تمامی لارو ماهیان و حتی ماهیان پلانکتون خوار فراهم می کند ( پولی گرتین ،1995) . در خورها و نواحی ساحلی ، harpacticoids ها مهمترین ترکیب غذایی لاروها و ماهیان جوان ، کشف ماهیان و آزاد ماهیان را تشکیل می دهند. بنابراین کوپه پوداها نقش مرکزی را در تولید ماهی در جهان بازی می کنند که در این سال 1999 حدود 92 میلیون تن از مجموع صید جهانی تامین کرده اند (FAO,2000).

2-5- بیولوژی (زیست شناسی)

1-2-5 - مشخصات عمومی (یا خصوصیات عمومی)

کوپه پوداها موجودات ابزی هستند که بیشتر آنها در دریاها زندگی می کنند، اگرچه ممکن است برخی گونه های آبهای شیرین یا خورها را اشغال کرده باشند. نام کوپه پوداها مشتق شده از دو کلمه یونانی به نام Kope به معنای پارو و Podos به معنای پا که این نام به پاهای شنایی این جانور که شبیه به پارو هستند اشاره دارد. در حدود 200 خانواده ، 1650 جنس و 11500 گونه در سال 1993 رده بندی شده اند (Hames ,1994). زندگی آزاد کوپه پوداها در زیستگاه و باعث تغییر کردن و جای اصلی این پلانکتونها در اقیانوسهای جهان شده است. اگرچه گونه های بنتیک روی سطح جلبک های بزرگ و یا گونه های میکروسکوپی در رسوبات دریا زندگی می کنند. گونه های زیر زمینی در آبهای زیرزمینی و یا در کنار منقد چشمه های آب گرم در پوسته زمین در زیر دریا زندگی می کنند . تقریباً 3/1 از گونه های کوپه پوداها دریایی انگل هستند و یا به صورت همزیست با دیگر ارگانیسم ها در ارتباط هستند. پرورش دهندگان به خوبی انگل های ماهیان را نسبت به گونه های بسیار زیاد کوپه پوداها که زندگی آزاد دارند و بی خطر هستند تشخیص داده و آشنا هستند. در این فصل مقداری در مورد بیولوژی ، پرورش و استفاده از گونه هایی که زندگی آزاد دارند به عنوان غذای زنده در آبزی پروری بحث خواهیم کرد.بطور عادی بیشتر گونه هایی که در آبزی پروری مورد استفاده قرار می گیرند زندگی آزاد دارند و به سه دسته اند؛ ده راسته کوپه پوداها وابسته هستند (Veriewed by Hujs & B, Xshall Calnoida , 1991)

yclopoida , Harpacticoida شکل 1-5 نمونه ای بالغ و ناپلی هریک از راسته ها می باشد.  

 

 

 

 

 

 

 

 

دیاگرام شماتیک ناپلی و بالن هر یک از 3 راسته کوپه پودا :کالا نویید ها –هار پاکتیکنویید ها و سیکلوییدها

1-1-2-5 Calanoida

Calanoida ها غالباً پلاژیک هستند البته برخی گونه ها در اعماق و در نزدیکی کف (بستر) و یا بصورت بنتیک هستند آنها به صورت انتخابی فیلتر فیدر هستند و فیتوپلانکتونها کوچک را فیلتر می کنند و یا شکارچی بوده و موجودات متنوعی از قبیل تخمهای کوپه پوداها شکار می کنند . آنتنولهای آنها بسیار برجسته و متمایز است که حتی طول آنها برابر با بدن و یا حتی طویل تر از آن است و بیش از 27 قسمت (بند) است و آنتن دو شاخه که جهت تحرک ضمائم جانبی مورد استفاده قرار می گیرد (Huysqboxshall ,1991: Dussartadefaye2001).

محل قرار گرفتن بند Urosome (قسمت انتهایی) – Prosome(قسمت جلویی) بین 5 و 6 یا حلقه بعد از Postcephalosome می باشد (Mauchline 1998: Dussart& Defaye 2001)

برای بررسی بیشتر بر بیولوژی Calanoida می توانید از mauchline 1998 استفاده کنید . در جدول  1-5 لیست لارو ماهیانی که از گونه Calanoid به صورت زنده در پرورش آنها استفاده می شود آمده است.

2-1-2-5- Harpacticoida

Harpacticoida ها بیش از 50% گونه های کوپه پودا را شامل می شوند که عمدتاً دریایی بوده و زندگی آزاد بصورت بنتیک دارند آنها فضایی بین ذرات ماسه را اشغال کرده ( بین سلولی) یا در رسوبات نقب می زنند (نقب زدن) و یا روی رسوبات و یا روی سطح گیاهان زندگی می کنند ( اپی بنتیک  epibentic) آنها با آنتنولهای کوتاه خود کمتر از 10 قسمت بند است و آنتن دو شاخه متمایز هستند . موقعیت بند Prosome-urodome بین 4 و 5 حلقه بعد از Podtcephalosome می باشد (Dussart&Defye 2001) جدول 2-5 لیست گونه های harpacticoid های مورد استفاده در پرورش لارو ماهیان دریایی به صورت غذای زنده می باشد.

 

 

 

 

 

3-1-2-5 Cyclopoida

Cyclopoida ها شامل گونه های پلاژیک ، اپی پلاژیک ، بنتیک و نیز انگل می باشند که در هر دو زیستگاه آب شیرین و دریا وجود دارند، اگر چه بیشتر آنها در آب شیرین زندگی خود را می گذرانند در محیط دریاها Cyclopoida های وابسته به خانواده Cyclopinidea که بنتیک نیز هستند نسبت به پلانکتونهای Oithonidae غالبتر هستند (Hayad Boxshall, 1991).

  1213'>  خانوداه Cyclopoidas زندگی آزاد دارند که در زیستگاههای آب شور زندگی می کنند. اگرچه گونه های مهم این خانواده در آبهای شیرین زندگی می کنند. چندین گونه از گونه هایی که زندگی آزاد دارند شکارچی هستند و شکارهای کوچک را به جزء لارو ماهیان نیرومند را شکار می کنند (cooper 1996) در مقایسه با Calanoids ها و Harpacticoids ها ، Cyclopoid ها دارای آنتن های دو شاخه هستند که به گرفتن غذا کمک می کنند. آنتنولها در Cyclopoid ها کوچکتر از Calanoid ها می باشد و به ندرت به Cephalothrox (سر سینه) می رسد و دارای 6 تا 17 قسمت (بند) می باشد (Huys & Boxshall  1991, Dussart&Defye 2001).

در  harpacticoids ها در جدول 3-5 گونه ها Cyclopoids که در پرورش لارو ماهیان دریایی استفاده می شود آمده است.

 

 

 

 

2-2-5- مرفولوژی کوپه پودا

کوپه پوداهایی که زندگی آزاد دارند عموماً بدنی استوانه ای با شکمی با پهنای کم دارند (بشکل پلانکتونی) و یا گونه هایی که بنتیک هستند و یا روی سطح زندگی می کنند بدنی پهن دارند و یا از ناحیۀ پشتی فشرده شده اند. بدنه آن تشکیل شده از سینه (metasome) و شکم (urosome) (شکل 2-5) می باشد . سر (Cephalosome) که سینه جوش خورده است و دارای چشمهای قدامی آناپلی هستند و به صورت واضح (آشکارا) با آنتن ها تنظیم هستند و از ضمائم مختلف جهت غذا خوردن و شنا استفاده می کنند.

قسمت قدامی با Prosome مشخص می شود پهنای شکم معمولاً کمتر از سینه می باشد که ضمائمی بر روی قسمت پشتی آن وجود ندارد. منفذ تناسلی معمولاً در اولین بند شکمی قرار دارد در حالیکه مخرج آن در آخرین بند قرار دارد . (بند خروجی) انتهای urosome خز مانند است که دارای 2 rami قرینه هم و آراسته شده با خز هستند.

اندازه آنتنولها و نحوه عملکرد آنها در این 3 جنس تفاوت برجسته ای دارند کوتاهترین آن در  Harpacti coid و بلندترین آنها در Calanoids ها وجود دارد . این ضمائم شامل عملکردهای مختلفی به عنوان سنسور شیمائی یا حرکتی می باشند. همچنین حالت این آنتنولها به نوع زندگی آنها : پلاژیک ، بنتیک ، لیتورال و ... وابسته است (Dussart&Defye 2001).

آنتولها با چسبیدن به ناحیه خارجی شکمی به کاهش سرعت سقوط Calanoids ها کمک می کنند (mauchiline 1998) این مورد در harpacticoid ها و Cyclopoid ها استثناء است و ما به طور مثال دو گونه پلانکتونی Oithona این استثناء وجود دارد . آنتنولها در گونه های بنتیک به محکم چسبیدن آنها به بستر زیرین کمک می کند (Bjornberg 1986). در برخی از گونه های این 3 جنس و یا هر دو آنتنول جهت گرفتن ماده در حین انجام جفت گیری مورد استفاده قرار می گیرد.

آنتن ها به عنوان ضمائم حرکتی جانبی در Calanoid ها و harpacticoid ها مورد استفاده است در حالیکه در Cyclopoid ها حالت دو شاخه داشته و از آن جهت گرفتن و حمل غذا استفاده می شود(Dussart&Defye 2001). ساختمان منفردهانی و ضمائم 1 طرف دهان در گونه های مختلف تفاوت داشته و مطابق با نوع تغذیۀ آنها می باشد این ضمائم در مراحل اولیه ناپلی ظاهر شده اما عملکرد آنها در تمامی مراحلی کوپه پدی ثابت است و منفذ  دهانی در ناحیه شکمی واقع شده توسط آرواره پایینی احاطه شده که به چسبیدن به غذا کمک می کند . آرواره بالایی با نوع تغذیه، خراشیدن یا کندن غذا تطابق پیدا می کند که این هم در گونه های مختلف متفاوت می باشد که در گرفتن غذا به آنها کمک می کند . در گونه های فیلتر کننده آرواره بالایی 152 دارای منطقه خز (کرک) دار بوده که ذرات را نگهداشته و پس از انباشتن آن را به دهان انتقال می دهد(mauchiline 1998). آرواره بالایی maxilla به صورت دوره ای و به حالت شانه ای ذرات غذا را جذب می کند. در Calanoid ها labruim از دریچه های در حالت شکمی حفاظت کرده و مجهز به دندان می باشد که تعداد و شکل آنها در رده بندی آنها استفاده می شود. پاهای آرواره ای معمولاً در 6 مرحله ناپلی ظاهر می شود و بین آرواره های بالایی قرار دارند و به تراشیدن و پاک کردن لایه زیرین و همچنین دیگر ضمائم کمک می کنند. این ضمائم در گونه Oithona بسیار رشد یافته و از آن جهت گرفتن غذا استفاده می کند  (Bjornberg 1986). ضمائم ناحیۀ سینه  4 یا 5 جفت پای شنا است و طبقۀ اصلی آنها حرکت می باشد. همچنین از آنها جهت رده بندی استفاده می شود زیرا تعداد خارها و نوع کرکهای موجود بر روی آنها در گونه ها مختلف متفاوت است. در Calanoid ها و برخی harpacticoid ها آخرین جفت پاها غالباً اصلاح شده به طوری که در ماده ها و در نرها به صورت نامتقارن بزرگ شده است که از آن برای گرفتن ماده ها در حین عمل جفت گیری استفاده می شود. در Cyclopoid ها نیز این جفت پاها شبیه به دو گونه می باشد اما کاهش قابل توجهی دارد(Dussart&Defye 2001). در گونه هایی که به صورت آزاد تخم گذاری می کنند 5 جفت از پاهای شنا کوتاه یا از بین نرفتن که این امر باعث تسهیل در حرکت جانور می شود(Bjornberg 1986). در جنس نر Calanoid ها از این ضمائم میانی بدن ممکن است برای گرفتن ماده با یک پا و استفاده از دیگر پا جهت انتقال اسپرماتوفور به جنس ماده استفاده می شود در جنس ماده محل تولید کیسه تخم ممکن است در همین ضمائم میانی بدن باشد.

بدن در زمان ناپلی بیضی شکل بوده و از ناحیۀ پشتی فشرده شده و بدون بند می باشد. وضمائم به طور نسبی کم است و یک چشم ناپلی (ساده ) وجو دارد. ناپلی Cyclopoid گلابی شکل می باشد (Dussart&Defye 2001). در بسیاری از گونه ها اولین مرحله ناپلی NI کوتاه شده است و در این مرحله دهان وجود ندارد و با استفاده از زرده باقیمانده زندگی می کنند و حرکت بسیار ساده با اشکالی دارند.

بدن آنها بدون بند و دارای 3 جفت ضمائم : آنتن و ماندیبول که در مدت مرحله 1 از 3 مرحله ناپلی ظاهر می شوند. (Hicks & Coull 1983, Dussart&Defye 2001).

ساختمان عضلانی در Cyclopoid ها بسیار اولیه است و از طریق حرکات نامنظم سریع رو به جلو طرفین حرکت ، و همچنین حرکات دایره ای ، و شیرجه زدن و مارپیچی را نشان می دهند(Bjornberg 1986). در 3 مرحله باقی مانده از مراحل ناپلی، رشد سریع در کرکها ، ضمائم انتهایی بدن شاهد هستیم.

اسکلت خارجی یا پوششی شامل چندین لایه مرتب شده در 3 ساختمان مجزا: لایه خارجی کوتیکول، زیر آن لایه نازک اپی کوتیکول و زیر آن لایه ضخیم کوتیکول . اپی درمیس نیز لایه نازک و اساسی است (Dussart&Defye 2001). پروکوتیکول شامل کتین ، پروتئین و چربی می باشد که در هرگونه متفاوت است . کوتیکول کاملاً ناتراوا نیست و اما سوراخها و منفذهای بسیاری دارد . نقاطی از کوتیکول که به هم پیوستگی دارد فاقد کیتین هستند که انعطاف پذیری خاصی دارند.

1-2-2-5- دستگاه گوارش

منفذ دهانی از Labrum  قدامی و انتهایی (پشتی) تشکیل شده است. Labrum   از غدد labral تشکیل شده است که با تولید و ترشح باعث چسباندن غذاها به هم و آغاز کار گوارش می شود (Dussart&Defye 2001). ترکیبات دقیق این ترشحات کاملاً مشخص نیست اما شامل :  glycoprotenis , glucids و mucopoly saccharides در نتیجه حفره دهانی که در ناحیه پشتی مدلی قرار دارد غذا را به سمت میانی دستگاه گوارش منتقل می کند.

مری از کتین پوشیده شده و دارای چینهای طولی و همچنین ماهیچه های قوی می باشد. در چندین گونه از Calanoid ها و harpacticoid ها دستگاه هاضم در میانه بدن از ناحیه پشتی به جلویی گسترش می یابد که به آن راه فرعی می گویند که جهت عملکرد هپتاتوپانکراس می باشد

جذب و 153 تشکیل پلتهای مدفوع در قسمت انتهایی دستگاه گوارش انجام می شود که این هم تابع عملکرد کلیه های اولیه می باشد در ناحیه میانی دستگاه گوارش چربی ذخیره و انباشته می شود و به صورت جزئی در بدن پخش می شوند و به صورت قطرات رنگی در کیسه چربی متمرکز می شوند. که این ناحیه پشتی دستگاه گوارش توسعه یافته استو پلتهای مدفوع به طرف ناحیه انتهایی بیرون دفع می شود (mauchiline 1998: Dussart&Defye 2001) پلتهای مدفوع معمولاً تخم مرغی شکل هستند.

مهمترین ترکیبات دفع شده در کوپه پوداها ترکیبات نیتروژنی هستند که آمونیاک یکی از آنهاست (Le Borgne , 1986) فسفات، اوره و آمینهای حل شده از دیگر مواد دفع شده توسط کوپه پوداها هستند.

2-2-2-5- دستگاه گردش خون

قلب فقط در Calanoid یافت می شود که در ناحیه پشتی و در میان دومین و سومین بخش سینه ای قرار دارد و دارای یک دریچه می باشد. خون بی رنگ در میان آئورت جلویی و دستگاه سینوسی حرکت می کند در harpacticoidها و Cyclopoid ها قلب متمایزی وجود ندارد و خون از طریق حرکات حلقوی ماهیچه ها به گردش در می آید.

3-2-2-5- سیستم عصبی

سیستم عصبی مرکزی بسیار ساده و به صورت یکپارچه در کوپه پوداها می باشد و شامل مغز که در ناحیه پشتی و جلویی مری قرار دارد از مغز کمانهای عصبی در ناحیه شکمی گسترش می یابد که در ناحیه پشتی خاتمه می یابد و شامل اعصاب Sensory و حرکتی می باشد . سیستم اعصاب سمپاتیک در طول دستگاه گوارش وجود دارند اعصاب خارج شده از مغز در ناحیه شکمی و پشتی اساس عصب رسانی لبها منفذ دهان می باشد(Dussart&Defye 2001). 2 جفت عصب داخلی از رشته های محکمی تشکیل شده اند همچنین رشته های بیشمار و بسیار محکم عصبی کوپه پوداها را جهت فرار سریع کمک میکند. رشته ها قوی در طول کمان عصبی کشیده شده اند و انشعابات به قسمت های مختلف می رسد. انشعاب های طولی ماهیچه های بدن و عضلات خم کننده پاهای شنا را عصب دهی می کنند رشته های شکمی به مغز و آنتنولها کشیده می شوند . چشم ناپلی از مشخصات کوپه پوداها در تمامی مراحل آنها می باشد که در ناحیه پشتی واقع شده است و عموماً رنگ آن قرمز است (شکل 3-5) رنگدانه های کاروتنوئید که به پروتئینها و یا پروملانین ها وابسته هستند.

 

 

 

 

 

ناپلی با مشخصات  یک چشم ناپلیوس

4-2-2-5- دستگاه تولید مثل

دستگاه تولید مثل در ناحیه پشتی  Prosome و در طول دستگاه واقع شده است . عموماً شامل یک جفت غده، مجاری و منفذ تناسلی می باشد . دستگاه تولید مثل در نرها Calanoid  و بیشتر harpacticoidها بصورت منفرد ولی در Cyclopoid ها زوج می باشد(شکل 4-5) در بیشتر کوپه پوداها دستگاه تناسلی ماده از یک تخمدان تشکیل شده است.

 

 

 

 

 

 

تصویری از Apocylops Danamensis با یک جفت کیسه تخمی

 

تخمهای (اویست) تازه تولید شده در ناحیه شکمی قرار دارند و در آنجا باقی می مانند تا رشد کرده و از هم تفکیک می شوند.

اوویستهای رسیده دو مجرای تخمدان را اشغال کرده که هر دو مجرا پس از عبور از ناحیه پشتی و سینه به قسنت تناسلی می رسند و با هم یکی می شوند(mauchiline 1998: Dussart&Defye 2001). اما جنسهای Cyclopoid و harpacticoid دارای یک جفت سوراخ تناسلی هستند که در ناحیۀ شکمی قرار دارد (Huys & Boyshall 1991) .

3-2-5- تولید مثل

بیشتر کوپه پوداها به صورت جنسی تولید مثل می کنند . جنس نر کیسه محتوی اسپرم زنده که به آن اسپرماتوفور می گویند در نزدیکی سوراخ تناسلی ماده می گذارد . در Cyclopoid ها ، جنس نر یک جفت اسپرماتوفور را از سوراخ تناسلی خود که در سطح شکمی قرار دارد به ناحیه (بند) تناسلی ماده انتقال می دهد. اکثر Calanoid ها به تنهایی در آبها تخم ریزی کرده و تخمها را پراکنده می کنند. تعداد تخمهای گذاشته شده در هر تخم ریزی ممکن است بسیار زیاد و یا حتی کمتر از 50 تخم و یا بیشتر باشد و هر بار تخم ریزی ممکن است در یک دوره از 24 ساعت روز رخ دهد. گونه هایی که تخم ریزی آزاد دارند مانند جهانی مختلف Acartia ممکن است بین 11 تا 50 تخم تولید کنند (جنس ماده در روز) که منجر به تولید مجموع بیش از 1200 تخم می شود و گونه های Calanus بین 15 تا 230 تخم و مجموعاً 3800 تخم تولید کنند (mauchiline 1998) همچنین کوپه پوداها توانایی تولید تخمهای غیر زنده و غیر بارور را نیز دارند که این به نوع غذا و شرایط آنها بستگی دارد (Poulet etal , 1994) . چندین گونه از Calanoid ها مانند Centropages furcatus و برخی گونه های Acartia و چندین گونه Calanus در شب تخم ریزی می کنند. در بیشتر موارد جفت گیری جدید (مجدد) برای آغاز تولید تخم واجب می باشد. دیگر گونه های کوپه پوداها شامل Cyclopoid ها و harpacticoidها دارای یک با 2 کیسه محتوی تخم (اوی ساک) هستند تا هچ شدن به قسمت تناسلی جنس ماده متصل می مانند . در Cyclopoid ها تخم عبارتند از یک جفت کیسۀ تخم (شکل 4-5) (Huys & Boyshall 1991) .

در Calanoid ها تخمها پوسته ندارند اما بهم چسبیده و به صورت تخمهای انبوه به بدن ماده چسبیده باقی می مانند (mauchiline 1998) هر کیسۀ تخم و با هر توده تخم ممکن است شامل کمتر از 50 و یا بیشتر تخم باشند و امکان دارد در فواصل کم و در یک روز تولید شده باشند. ماده ها مختلف گونۀ Tisbe توانایی لقاح بیش از 12 تخم از مجموعۀ کل تخمها را در یک بار جفت گیری دارند و در برخی از گونه ها harpacticoid این توانایی به بیش از 21 تخم می رسد (Hichks & Coull , 1983). میانگین اندازه تخمها برای lisbe holothuriae که از 3 جیره غذایی مصنوعی مختلف تغذیه می شد به صورت 58 تا 86 تخم در هر کیسه نمودار شد (Gauda & Guvin , 1997). همچنین با بررسی 27 گونه مختلف از harpacticoid این میزان حدود 3-229 تخم در هر کیسه بود (Hichks & Coull , 1983). گزارشات بسیار کمی از جفت گیری مجدد harpacticoid ها وجود دارد و این فرض مطرح است که جنس ماده یک یا چندتخم را فقط از یک اسپرماتوفور تولید می کند. میزان تولید تخم در گونه های دریایی  Cyclopoid متغیر است و از تعداد کمی تخم تا بیش از 100 عدد در کمتر از یک روز تا 4 روز تولید می کند (Hoporoft & Poffl, 1996). تولید تخم مقیاسی از تعداد تخمهای ماده در روز است که بصورت مستقل از روشهای تخم ریزی می باشد . Tisbe batagliai  بیش از 9 کیسۀ تخم تولید می کند که میانگین آن 10 تخم – ماده در روز است (O­­t-1 روز) (Wiliams&Jones,1999) پس از اینکه تخم ها هچ و اولین ناپلی ظاهر شده دیگر توانایی تولید کیسه های تخم جدید را ندارند زیرا اندازۀ آنها بزرگ است. باروری در Calanoids ها حدود 5/7 دقیقه کمتر از گونه هایی است که بصورت آزاد تخم ریزی می کنند (Kirbee&Sabatini,1995) باروری در گونه هایی که تودۀ تخم آنها میان 10 تا 200 تخم است با گونه هایی که تخم ریزی آزاد دارند و بین 30 تا 70 تخم تولید می کنند برابر است (mauchiline 1998). باروری بالا در برخی از گونه های harpacticoid مشاهده می شود . در آزمایشی در محیط آزمایشگاه گونه Toholothurale از harpacticoid ها که از ذخیره مصنوعی تغذیه می شد توانست 258 تا 416 ناپلی از هر ماده تولید کند (Gaudj&Guerin 1977).

بکرزایی روشی غیرجنسی دیگری برای تولید مثل ماده ها می باشد که این تعداد کمی از گونه های harpacticoid ها در محیط آزمایشگاهی نشان داده شده است. اما اطلاعات بسیار کمی از وقوع این پدیده در طبیعت وجود دارد (Dussart&Defye 2001). تخمهای طبیعی (نرمال) در شرایط سرما (خنک) انباشته و از آن مراقبت کرده و به مقدار کافی برای پرورش ماهی مورد استفاده قرار می گیرد.

تخمهای نرمال در شرایط بی هوازی و در محیط 4 درجه سانتیگراد برای بیش از 12 هفته نگهداری تا اثر سرما را بر روی وضعیت چربی آزمایش کنند. توانایی زیستی تخمها محدود نمی شود اگرچه میزان هچ شدن آنها کاهش می یابد نزدیک به 100% از تخمهای Gladioferers imparips بقاء یافتن و از ناپلی به مرحله بلوغ رسیدن وقتی که تخمها را در دمای 48 و به مدت 12 روز انباشته و نگهداری کردند (Rayne&Rippingale, 2000).

4-2-5- تخمهای ساکن نهفته یا diapause

تولید تخمهای ساکن (نهفته ، خوابیده) در چندین گونه از کوپه پوداها وجود دارد که در شکل ها و حالت های اولیه Calanoid ها دیده می شود. کوپه پوداها این تخم ها را در طول رشد خود می گذارند و دارای پوششهای بیرونی و ضخامت متغیری هستند تخمهای ساکن توانایی مقاومت در برابر دورهای خشکی ، سرد و گرم طولانی را دارا می باشند (Dussart&Defye 2001). این تخمها ممکن است در بیشتر مقدار خود و بالای 2-3 میلیون تخم در آبهای داخلی ژاپن و در رسوبات یافت شوند(Kasahar etal ,1996). این تخمها بیشتر در cm8 بالایی رسوبات توانایی زنده ماندن برای چندین سال را دارند (Katajisto,1996) در محیط آزمایشگاه مشاهده شد که سطح تخمها در برابر مواد ضدعفونی مقاومت می کند (Nass&Bergh,1994) در محیط پرورش ، تخمهای ساکن می توانند با کاهش طول روز و درجه حرارت تحریک شوند (Ban,1992) و یا این که تراکم محیط پرورش باعث این امر شود (Ban&Minoda,1994) در موارد اخیر استفاده از مواد شیمیایی به صورت غیر مستقیم می شود که ممکن است تولید متابولیک را در پرورش به حالت متوسط (معتدل) برساند. بعلاوه، محیط پرورش در زمان ناپلی بسیار تعیین کننده است اگر به بالغین تخمهای ساکن را تولید می کنند(Ban,1992). تولید تخمهای ساکن فقط از Calanoidها گزارش شده است (Grice&marcus,1981) اما ناپلی و یا کوپه پوده نهفته نمایشگر گونه هایی از این سه گونه است که در این فصل بحث شد که زندگی آزاد دارند مانند  Calanoida ، harpacticoida و Cyclopoida اگر چه اخیراً گزارشاتی از نهفتگی در  گونه های دریایی نیز منتشر شده است (Dahms,1995) نهفتگی بیشتر در زمستان و در گونه هایی که در نواحی معتدل عرض جغرافیایی بالا زندگی می کند تکرار می شود. اگر چه وجود این تخمها در تخمدان بالغین harpacticoid و Cyclopoid در تابستان گزارش شده است. نهفتگی در باروری ماده های Cyclopoid که منحصراً در آب شیرین زندگی می کنند گزارش شده است به نام Cyclops Strenuous اخیراً بیشتر گزارشات تولید مثل – نهفتگی در ماده های جنس Coullana canadensis گزارش شده است که از گونه های  harpacticoidدر آبهای شور می باشد. طول روز و درجه حرارت 2 عامل اصلی محیطی هستند که باعث تحریک ماده ها جهت تعویض تولید مثل نهفته می شوند.

5-2-5- نمو اندازه و رشد

1-5-2-5-چرخه زندگی

گونه های کوپه پودی که در این 3 راسته مطرح شده و در آبزی پروری کار برد دارند  دارای چرخه ی زندگی شبیه به هم هستند که باروری تخمها یک مرتبه در آب و یا کیسه ی تخم ها صورت می گیرد.

لاروهای هچ شده از تخم های کوپه پودآ ، ناپلیوس 1 ، قبل از رسیدن به مرحله کوپا پودیت و نشان دادن علائم بلوغ ، 5 ( تعداد اندکی از کالانوئیدها) یا 6 مرحله پوست اندازی را طی می کنند . بیشتر گونه ها تغذیه خود را در طی سومین یا چهارمین مرحله ناپلیار آغاز می کنند ، اما تعداد کمی از گونه ها تغذیه را در دومین مرحله (مثل Acartiatohsa ، برگرین و همکاران 1988 ) و تعداد خیلی اندکی تغذیه را در طی اولین مرحله (موچین 1988) آغاز می کنند . ناپلی های هارپاکتیکوئید ها توانایی تغذیه در اولین مرحله را دارند و 6 پوست اندازی انجام می دهند و در نهایت وارد اولین مرحله کوپه پودیت ( CI ) می شوند در سیکلوپوئید ها ، ناپلی های اولیه  Oithonaovelis دارای فعالیت های گوارشی هستند ، در حالی که در  Apocyclopsroyi مجراهای گوارشی و مدت زمان هضم در طی اولین مرحله هنوز تکامل نیافته اند و مدت زمان فعالیت هضم خیلی کوتاه است که بیش از چند دقیقه طول نمی کشد. ضریب رشد وابسته به درجه حرارت اولیه است ، ولی رنج مطلوب دیگر فاکتورها مثل کمیت و کیفیت غذا می تواند موجب نوسانات رشد شود . گونه های مختلف کالانوئید ها ی جنس Acartia ، calanus  و pseadocalanus و همچنین هاپاکتیکوئیدهای پلاژیک Euterpinaacutifrons دارای رشد هماهنگی هستند که در مراحل مختلف مدت مشخصی دارد . در گونه های دیگر مثل Calanusfinmarchicus مدت زمان مراحل متفاوت است . چندین گونه از هاپاکتیکوئیدها دارای مراحل طولانی تری هستند . هارپاکتیسوئید Euterpinaacutifrons  پلاژیک است و بعضی گونه های دیگر نیز دارای مراحل بلوغ پلانکنونی هستند . ناپلی اپی بنتیک هارپاکتیکوئید S.canadensis و Tisbe sp. پلاژیک هستند . در سیستم پرورشی گسترده ، 46% گونه های کونه های کوپه پود که آنها را می توان در ستون های آب یافت ، از مراحل جوانی Tisbe spp.  بودند .

2 ـ 5 ـ 2 ـ 5 تلفات

تلفات : میزان تلفات در مدت زمان بین ناپلی و بزرگسالی برای گونه Tisbe spp.  در آزمایشگاه مورد اندازه گیری قرار گرفت و میزان آن از 2 تا 23% بود . بیشتر گزارشات اخیر در مورد میزان تلفات برای گونه های مختلف Tisbe در این رنج قرار می گیرد ( مثل گورین و همکاران 2001 ، T.holothuriae ، 14% و کلمن روکووباتلاگلیا 1972 ، T.clodiensis، 16% ) بنابر این در پرورش Tisbe و تحت شرایط مناسب میزان بقای 75% را می توان برای گونه های بالغ انتظار داشت . کلین برتلر (1980 ) بقای 75-46% را در طی اولین نسل برای 3 گونه کالانوئید تخمین زد

گونه :Acartiaclausia , Temoralongicornis and Centropageshamatus

3 ـ 5 ـ 2 ـ 5 ـ  اندازه

اندازه : تخم های کالانوئید تولید شده در کیسه های تخم دارای قطرهای 70 تا حدود 800 میکرومتر هستند و به طور کلی بزرگتر از تخم هایی هستند که بصورت طبیعی تولید مثل شده اند ، زیرا آنها به ندرت به 200 میکرومتر می رسند . اندازه ناپلی های تازه هچ شده نیز متنوع است . ناپلی های تازه هچ شده A.tonsa کمتر از 100 میکرو متر طول دارند ، در حالی که ناپلی های Calanuspacificusبزرگتر هستند و حدود 220 میکرومتر هستند .

اسچیپ و همکاران (1999) در یافتند که زیر جنس Acartia پهنایی حدود 65 میکرو متر دارند که یک سایز ایده آل برای تغذیه آغازین JohniiLutijanus است . ناپلی Gladioferensimparipcs با اندازه  67 * 126 میکرو متر یک غذای آغازی خوب برای اسب دریایی Hippocampus subelongatus است .

کوپه پودها با زندگی آزاد دریایی می توانند طولی حدود 10 میلی متر داشته باشند . Euchaetaelongate  بالغ گوشتخوار طولی حدود 4/7 -3/6 میلی متر دارد . هارپاکتیکوئید ها کوچکتر هستند و 5/2-2/0 میلی متر طول دارند. گونه های بالغ به طور کلی طولی حدود 5/1-7/0 میلی متر دارند . ناپلی های کوچک 3 گونه متفاوت از هارپاکتیکوئید ها که برای پرورش مورد استفاده هستند اندازه مشابهی دارند و گونه های بالغ آنها کمتر از یک میلی متر هستند . اگر چه طول آنها کوتاه تر است ، اما پهنای آنها مشابه کالانوئیدهای کوچک است . برای مثال پهنای اولین مرحله ناپلیار Tisbecucumariae، 68 میکرومتر است . ناپلی تازه هچ شده Tisbe sp.  جمع آوری شده از نزدیک هالیفاکس ، کانادا ، 90 میکرومتر طول دارد و ماده های آنها تا حدود 2 میلی متر رشد می کنند . ماده های بالغ بزرگتر از نرها هستند فرم های بزرگتر اپی پنتیک هستند و توانایی شنا کردن دارند یا تعداد کمی از هارپاکتیکوئیدها حقیقتا" پلانکتونی هستند . ناپلی های اولیه سیکلوپوئیدها Apocyclopsroyis گونه های بزرگی هستند ، اما گونه های بالغ نسبتا" کوچک هستند و حدود یک میلی متر طول دارند . سیکلوپوئیدها به طور کلی کوچکتر از کالانوئیدها هستند . تحقیقات صورت گرفته بر روی اندازه 11 گونه از خانواده Oithonidae در مرکز دریای سرخ نشان داد که اندازه طول  بدن آنها 4/1-4/0 میلی متر است . جدا از رشد طولی (طول کل یا طول استاندارد ) رشد را می توان بصورت وزن خشک بیان کرد که دلالت بر افزایش تکامل در بیشتر گونه ها می باشد . یکی از این تکاملات ، رسیدن به مرحله بلوغ است که در آن رشد بدنی در ماده ها متوقف و تخم تولید می شود که اغلب عبارت رشد را برای آن استفاده می کنند .

4 ـ 5 ـ 2 ـ 5  زمان تولید مثل

   زمان تولید مثل به عنوان زمان بین هچ شدن نوزادش تعیین می شود که از گونه ای به گونه دیگر متفاوت است و مستقیما" وابسته به درجه حرارت می باشد . در کالانوئیدهای پرورش داده شده  ، در کالانوئیدهای پرورش داده شده ، در درجه حرارت های متفاوت  زمان تولید مثل از یک هفته در زیر گونه های Acartia ( A.sinjiensis ، 6-5 روز در دمای 30-28 درجه سانتیگراد  ;A.tonsa ، 7 روز در 25 درجه سانتیگراد ) تا ماه ها متفاوت است . نرها اغلب کوچکتر از ماده ها هستند و ممکن است زودتر تکامل یابند (تولید نسل کوتاه تر) و طول عمر کوتاهتری دارند . ویژگیهای جمعیتی مشابهی نیز در هارپاکتیسوئیدها یافت می شود . زمان تولید نسل در 34 گونه متفاوت هارپاکتیسوئید ها در رنج بین 7 روز در Tisbeholothuriae پرورش داده شده در 22 درجه سانتیگراد تا 42 روز در Robertgurnenya sp.  پرورش داده شده در 17 درجه سانتیگراد بود . گونه دیگر Huntemanniajadensis زمان تولید نسلی معادل 167 روز داشت ، اما فقط در درجه حرارت 8 درجه سانتیگراد پرورش داده شده بود . تامین غذا و شوری باعث ایجاد نوسان در رشد می شود . طی دوران رشد از اولین مرحله ناپلیاز تا بلوغ در Tigriopus japonicas  با افزایش شوری کوتاهتر می شد .

6 ـ 2 ـ 5 ـ  تغذیه ، کیفیت ، غذایی ، و در دسترس بودن غذا

1 ـ 6 ـ 2 ـ 5 ـ  کالانوئیدها :

تغذیه :

   کالانوئید ها حالتی غیر قابل دیدن دارند و از طریق شکارگری تغذیه می کنند و طعمه های مختلف حیوانی را گرفته و هضم می کنند . این طعمه ها شامل لاروهای دارای کیسه زرده ماهی کاداست که توسط گونه گوشتخوار Euchaetanorvegica مصرف می شوند .Acartiatonsa توانایی تغییر حالت تغذیه ای بین شکارگری و تغذیه از ذرات غذایی را دارد . گونه های کوپه پودا همچنین می توانند طعمه هایی را که توانایی فرار کردن ندارند را به تله بیندازند . مثل تخم های کوپه پودها و ناپلی ها .

در تحقیقات صورت گرفته در آزمایشگاه ، ناپلی آرتمیا برای بررسی میزان شکارگری در گونه های بالغ Aetideusdivergens مورد استفاده قرار گرفت . کوپه پوداها با زندگی در ناحیه زیر یوفوتیک سازش یافته اند و برای تغذیه از ذرات بزرگی مثل پلت های مدفوعی یا سلول های فیتوپلانکتونی بزرگ تکامل یافته اند . با این وجود ناپلی آرتمیا نسبت به ناپلی کوپه پودا راحت تر شکار می شود . میزان شکارگری در گونه های کالانوئید جنس Acartia ‘ Centropages و Temora  که در سطح آب توقف می کنند ، از ناپلی های خودشان یا دیگر گونه ها ، توسط دان و همکاران مورد بررسی قرار گرفت و این میزان از 11/0 تا 11 طعمه برای هر گونه بالغ در روز متفاوت بود . اگر چه میزان شکارگری از ناپلی ها در هنگام وجود غذاهای جایگزین (فیتوپلانکتون ) کاهش پیدا می کرد . کالانوئید ها فیلتر کننده های گیاهخواری هستند که توانایی تشخیص بین ذرات غذایی و انتخاب ذرات غذایی متفاوت بر اساس اندازه و طعمشان را دارند . غذا های بد طعم مثل ذرات بی حرکت کف آب توسط Eurytemoraaffinis از زمان برگردانده می شوند . دینوفلاژه های سمی Gonyaulaxgrindleyi نیز توسط Calanusfinmarchicus خورده نموشوند . اندازه ساختار دهانی بسیار مهم است و کوپه پوداها ممکن است کارآیی کمی در نگه داشتن سلول های کوچک داشته باشند ، برای مثال مشخص شده که A.tonsa از Galbana و Isochrysis هایی تغذیه می کنند که نیاز به تراکم بالاتری نسبت به دیگر گونه های جلبک ها برای رسیدن به ماکزیمم میزان هضم دارند . کوچکترین اندازه ای که برای گرفتن ذرات در A.tonsa باعث محدودیت می شود در رنج 4-2 میکرو متر است . یکی از دلایل بقاء ، رشد و هم آوری کم در Gladioferensimparipes تغذیه شده با Nannochloropsisoculata ، یک گونه فیتو پلانکتون که به طور گسترده ای در آبزی پروری برای تغذیه روتیفر ها استفاده می شود ، اندازه کوچک این طعمه است .

میزان هضم

میزان هضم در تعدادی از بررسی های آزمایشگاهی از سلول های برداشته شده از واحد حجم آب در واحد زمان محاسبه شده است و در واحدهای مختلفی مثل تعداد ، حجم یا وزن کوپه پود هضم شده در روز بیان شده است . در بررسی های موجود میزان مضم بر اساس کربن ، نیتروژن  یا پروتئین بیان شده است . جیره روزانه کالانوئید های بالغ از فیتوپلانکتون ها است و بصورت در صد وزن بدن کوپه پود از 2 تا 360% بیان می شود . در A.tonsa این میزان از 6 تا 360% است . گونه های مختلفی از جلبک ها برای کوپه پودهای مختلف در پرورش مورد استفاده قرار می گیرد .

تولید تخم

 نسبت بین تولید تخم و تراکم فیتوپلانکتون ها در گونه های کوپه پود در بررسی های آزمایشگاهی در دسترس است و نشان می دهد که تراکم غذایی باعث شروع تولید تخم می شود و این عامل بیشترین سطح تفاوت را بین گونه ها ایجاد می کند . تولید تخم در هر ماده و در هر روز با افزایش تراکم غذایی افزایش پیدا می کند . کیفیت غذایی نیز باعث ایجاد نوسان و رشد و تولید مثل می شود . Acartiatonsa هنگامی که از I.galbana نسبت به Thalassiosiraweissflogii تغذیه می کند ، تخم بیشتری تولید می کند ، با اینکه میزان هضم مشابهی برای کربن و نیتروژن دارد . بیشتر گونه های دیاتومه هایی که برای تغذیه کوپه پودا مورد استفاده هستند باعث کاهش هم آوری می شوند یا تکامل جنینی را به تاخیر می اندازند ، در نتیجه به خاطر وجود آلدئیدهای سمی هچ شدن آنها ناپایدار است . جیره Skeletonemacostatom باعث نازایی یا مرگ Temorastylifera می شود . پولت و همکارانش (1995) نشان دادند که در اثر تغذیه Calenushelgolandicus از توده Phaeosactylumtricornutum پرورش داده شده ، میزان هچ شدگی کم می شود . جونا سدوتیر (1999) در یافت که سن دیاتومه ها نیز توانایی هچ شدن تخم ها را در جنس  Acartiaتحت تاثیر قرار می دهد . یان (1994) اثرات دیاتومه ها بر روی 31 ترکیب در 12 مصب یا منطقه ساحلی اقیانوس ها در گونه های کوپه پود را بررسی کرد و دریافت که 13 گونه از دیاتومه ها هم باعث کاهش هم آوری و هم کاهش هچ شدگی یا هر دو می شوند .  تحقیقات اولیه ای که بر روی نسبت بین تولید تخم و سطح چربی در جیره c.Helgolandicus صورت گرفت ، نشان داد که سطوح پایین دو کوزاهگزانوئیک اسد (3-n6: 22 و DHA  ) و ایکوزاپنتانوئیک اسد (3-n5: 20 و EPA9) در جیره ممکن است باعث کاهش هم آوری شود . با این وجود نسبتی را که می توان بین هم آوری کوپه پود و غلظت EPA  و DHA  در A.tonsa میزان تولید تخم بالا رفت . اهمیت اسید های چرب 3-n  در مقایسه با 6-n  برای A.tonsa در تحقیقات آزمایشگاهی مشخص شده است . هنگامی که تغذیه با Dunaliellatertiolecta ، کلروفیتی که دارای کمبود اسیدهای چرب چند ظرفیتی 3-n  است ، صورت گرفت میزان هم آوری در A.tonsa و در Pseudocalanus elongates  و C.helgolandicus متوقف شد . نقش این Pufa ها ی 3-n در کوپه پود ها مشخس نیست. اما مشخس شده است که در نگهداری حالت سیالی غشاء در آب وهوای سرد و تسهیل کاتابولیسم زنجیره های طولانی اسید های چرب مونوانوئیک اهمیت دارند. بنایراین برای دست یابی به هم آوری بالادو کالانوئید ها باید غذایی با اندازه مناسب وکیفیت خوب در دسترس باشد. علاوه برچربی ها ترکیبات دیگری نیز وجود دارند که بر هم آوری کوپه پود ها اثر می گذارند. کلپل و همکارانش (1998) نشان دادند که میزان آمینو اسید های جیره تولید تخم را در A,tonsa  تحت تاثیر قرار میدهد. آمینو اسید ها منبع مهمی از کربن و نیتروژن آلی در کوپه پود ها هستند.میزان پروتئین ونیتروژن در غذا به طور قطع اثراتی برهم آوری در دو گونه Acartia دارد.با این وجود چربی ها اثرات بیشتری را بر هم آوری A,tonsa می گذارند.

2-6-2-5 ـ هارپاکتیکوئیدها

تغذیه : هارپاکتیکوئیدها دتریتوس خوار و چراکننده کف آب هستند و از انواع مختلفی از غذاها مثل باکتری ها ، جلبک های بزرگ ، علف های مردابی ، دیاتومه ها ، کرم های پرتار ، مخلوط حبوبات ، میگوها و غذاهای دستی مثل تترامین تغذیه می کنند . رفتار هم نوع خواری در ناپلی ها مشاهده نشده است . با این وجود هارپاکتیکوئیدها از هر ذره غذایی تغذیه می کنند و این دلالت بر این دارد که آنها تغذیه غیر انتخابی دارند و تولید نسل آنها مستقل از نوع رژیم غذایی است .

تولید تخم : کمیت و کیفیت غذای موجود بر روی تکامل ، تولید مثل و تغذیه هارپاکتیسوئیدها اثر می گذارد . درتحقیقات صورت گرفته توسط ویلیام و جونز (1999) بر روی آنها مشخص شده است که تراکم جلبکی کم باعث کاهش هم آوری در  Tisbe battagliai  می شود . تولید تخم در گونه  Scottolana Canadensis  در تراکم کمتر از 4  10* 5/2 سلول در هر میلیمتر متوقف می شود اما با افزایش سطح تراکم ، بالا می رود .

هم آوری ، طول عمر ، بقا و تراکم جمعیتی در   Tisbe furcateta  تغذیه شده با دیاتومه   Skelettonema costatum  با غلظت 80 سلول در ul -1  ، افزایش میابد ، در صورتی که اگر تغذیه با  Rhinomonas reticulate  یا Pavlova latheri  صورت گیرد . نتیجه ای کمتر از ماکزیمم میزان هضم بدست می آید . مشخص شده که Tisbe furcata  توانایی کشتن باکتری ها و همچنین  Dunaliella terliolecta  را دارد و این حالت در گونه های هم نژاد نیز در جیره غذائیشان بود . علاوه بر این در هنگامی که تغذیه با مخلوطی از Isochrysis galbana  و  Thalassiosiva pseudonana  (6/5 ناپلی به ازاء هر ماده در روز ) در مقایسه با تغذیه با جیره منفرد جلبکی ( نسبت 2/3 در مورد  I.galbana  به تنهایی و 2/4 در مورد  t.pseudonana  به تنهایی ) صورت گرفت ، میزان تولید روزانه ناپلی افزایش پیدا کرد . گونه های ماده  Tisbe holothuriae  روزانه حدود 4/8 ناپلی تولید می کند . این تولید در صورتی است که تغذیه با جیره حاوی  Rhodomonas baltica  بصورت منفرد در مقایسه با نسبت 5/2 جیره  Dunaliella tertiolecta  صورت گیرد . تعداد نوزاد  تولیدی در هر ماده در   T.holothuriae  در هنگام تغذیه با مخلوطی از گونه Ulva  و غذای زنده افزایش پیدا کرده ما در هنگام تغذیه با اسپیرولینا کاهش پیدا کرده فیتوپلانکتون ها سطح بالایی از پروتئین (68%)دارند . دتریتوس ها و میکروارگانیسم های وابسته دارای عناصر مغذی خوبی برای جیره هارپاکتیکوئیدها هستند . کربن تولیدی در حالت هتروتروفی 8 تا 10 برابر بیشتر از حالت اتوتروفی در بعضی از هاپاکتیکوئیدها بود . مشخص شده که اضافه کردن مقدار اندکی باکتری و ویتامین  D2  به پلت های تجاری و تترامین ها باعث افزایش در صد هم آوری ماده ها و تولید تخم بالاتر می شود . بدلیل اینکه ارزیابی تغذیه ای باکتری ها دشوار است ، بنابر این ایجاد یک روند افزایشی ثابت برای تولید هاپاکتیکوئیدها سخت است و این مزیت است که هاپاکتیکوئیدها جیره متنوعی دارند .

ذخیره چربی به عنوان یک منبع انرژی در طی زمان تولید در هاپاکتیسوئیدها مثل بیشتر کالانوئیدها هنوز شناخته شده نیست . بنابر این فرض بر این است که منبع انرژی کیسه زرده می باشد . در واقع سطوح چربی در هارپاکتیسوئیدها پایین هستند و این نادرست است که فرض کنیم در کالانوئیدها این میزان پایین تر است . مشاهده شده که مقدار اسید چرب 3-n  (pufa ) در جیره ای حاوی فیتوپلانکتونها برای کالانوئیده بالا است . هارپاکتیسوئیدها از منابع غذایی دیگری که حاوی مقدار کمتری از چربی و یا حتی فاقد چربی باشند ، استفاده می کنند . نانتون (1997) ، 2 گونه از هاپاکتیکوئیدها را با مخمر حاوی 2/2% چربی تغذیه کرد ، با اینکه میزان pufa  در مخمر پایین بود ، اما حجم pufa  در دو گونه کوپه پود بالا بود .

در هنگام تغذیه با Dunaliella tertiolecta  ، تولید تخم در Tisbe holothuriae  کاهش قابل توجهی پیدا نکرد . در کلروفیت ها مقداری اسد چرب  pufas3-n  وجود دارد که شامل EPA  و DHA است در حالی که در Rhodomonas  baltica  زنجیره های طولانی اسیدهای چرب غیر اشباع به میزان بالایی وجود دارند . مشاهده شده که در دیگر گونه ها ی هارپاکتیکوئید مثل  Tigriopus japonicas  ، سطح بالایی از  DHA (12%) و  EPA (7%) ، هنگامی که تغذیه منحصرا" با مخمر نان صورت گیرد ، وجود دارد . در جیره ای با عدم حضور PUFA  3-n  این نتیجه بدست آمد که هارپاکتیکوئیدها توانایی سنتز حجم بالایی از  EPA  و DHA را دارند و می توانند به میزان بالایی تولید کنند و مقدار ترکیب این اسیدهای چرب در فرزندانشان نیز وجود دارد .  این حالت نیز در گونه های Tisbe  و  Amonardia  وجود دارد و سنتز قابل توجهی از  EPA  و  DPA  در هنگام تغذیه با جیره غذایی با جیره فاقد PUFA  صورت می گرفت . در هنگام تغذیه با جیره غنی از EPA  مشخص شده  که EPA  اثر معکوسی روی DHA  دارد ، زیرا توانایی کوپه پودها برای تنظیم اینها وابسته به حجم اسیدهای چرب گوناگون ، نسبت EPA: : DHA  بالای باقیمانده (2<) در گونه های کوپه پود و در جیره حاوی اسید چرب است . سطح آراشیدونیک اسید (6- n 4:2)در  T.holothuriae  و گونه Tisbe  کانادایی ، فقط هنگامی که این اسید در جیره وجود داشت ، بالا (1%<) بود . با این وجود مقدار HUFA  اهمیت کمتری برای تولید در هارپاکتیسوئیدها دارد و به نظر می رسد که حجم پروتئین نقش مهمی را ایفا می کند . گوید (1984) نشان داد که غذای ترکیبی تاثیری بر روی میزان هضم ندارند و حجم نیتروژن (پروتئین) در جیره است که نقش اساسی را در تولید تخم در Tisbe cucumariae  بازی میکند .

تعداد ماده های تخم گذار در هنگام تغذیه با جیره ای حاوی 52-49% پروتئین (% وزن خشک) بالاتر بود . دلایل آشکاری از توانایی سنتز  PUFA  از پیش ماده HUFA  مثل 3- n : 18 توسط هاپاکتیسوئیدها وجود دارد ، اما بصورت مشخصی آزمایش نشده است . همچنین تفسیرهای دیگری در مورد سطح بالای PUFA  در هارپاکتیسوئیدهایی که با جیره با سطح پایین  HUFA  تغذیه شده بودند ، وجود دارد که این ممکن است به دلیل استفاده از باکتری های دریایی باشد .  هارپاکتیسوئیدها می توانند از باکتری ها به عنوان یک منبع غذایی استفاده کنند . اما باکتری هایی که دارای EPA  هستند ، در اعماق دریا و در محیط های با درجه حرارت پایین یافت می شوند و در آب های گرم اندازه کوچکتری دارند . DHA  فقط در باکتری های اعماق دریا یافت می شوند  ، استفاده از باکتری ها به عنوان یک منبع DHA  دور از تصور است .

3 ـ 6 ـ 2 ـ 5 ـ  سیکلوپوئیدها

تغذیه

سیکلوپو ئیدها عمدتا" همه چیز خوارند و از پلانکتونها ، بنتوزها و لاروهایشان تغذیه می کنند و به ناپلی ها و کوپه پوداها نیز حمله می کنند .چانگ و لی (1993) در یافتند که Apocyclops royi   در مراحل اولیه زندگی گیاهخوار است و با ادامه زندگی به طور برجسته ای در اواخر مرحله کوپه پودیت گوشتخوار می شوند و کارگران مشاهده کرده اند که ناپلی های آرتمیا با اندازه (1> میلی متر) را مورد حمله قرار داده و می خورند . جیرنبرگ و لاندکویست نشان دادند که دو گونه سیکلوپوئید  Cyclops  oithonoides  و  Halectinosoma curticorne  می توانند گلوکز محلول را هضم و جذب کنند . مشابه هارپاکتیکوئیدها ، سیکلوپس ها هم می توانند باکتری ها را هضم کنند ، اما فقط  H.curticorne  می تواند باکتری های زنده را جذب کند . برای بیشتر سیکلوپس ها تاطم آب نقش مهمی را در میزان مواجهه با طعمه ایفا می کند .

در آبهای مناطق گرمسیری ، تغذیه دوره ای برای  Oithona plumifera  ثابت شده است ، کیسه های تخم در زمان طلوع آفتاب تولید شده و در تاریکی شب و در طی روز هچ می شوند . بنابر این دوره نوری نقش مهمی را در پرورش ایفا می کند .

در طبیعت غالبیت گونه های منفرد سیکلوپس های پلانکتونی نیستند و عقیده بر این است که کالانوئیدها می باشند.

 

روش تحقیق در شیلات

انواع دید گاه شناختی را توضیح دهید

                                  

         الف-ديدگاه تجربه گرايي و پوزيتيوسم, Expiricism , positivism

ب-ديدگاه عقل گراييRationalists

ج-ديدگاه استنباطي ,Deductive Method,

د-ديدگاه ساختاري Structural

ه-ديدگاه هرمنوتيک Hermeneutic

 

تعریف تحقیق و مشخصات آن با ذکر مثال ؟ تحقيق فرايندي است برنامه ريزي شده، هوشيارانه، نظام مند (systematic ) و قابل اعتماد براي يافتن حقايق يا فهم عميق مسايل.

•         خيلي وقت گير است.

•          تحقيق يك پديدة ذهني است

•          تحقيق خسته كننده و كسالت آور است اما ممكن است جالب و سرگرم كننده هم باشد.

•         تحقيق ممكن است در طول زندگي محقق تداوم داشته باشد.

•         فرايند تحقيق ممكن است بسيار جالبتر از نتايج آن باشد

•         تحقيق نوعي فضولي كردن است.

•         تحقيق را مي توان به راههای گوناگوني انجام داد.

•         تحقيق ممكن است وارد روياهای شما شود.

•         تحقيق ممكن است شمارا به راههای دور از انتظار هدايت كند.

•         درتحقيق از همان مهارت روزمرة محقق استفاده می شود.

ویژگی ها و قواید علمی را توضیح دهید.

  1.  توسعه اي بودن.
  2. قابليت بررسي داشتن
  3. نظم داشتن
  4. تخصص طلبي
  5. قابليت تعميم
  6. دقت طلبي
  7. واقعي بودن
  8. قاعده تجاهل
  9. صبر طلبي
  10. جرات طلبي
  11. نياز به مديريت واحد
  12. رعايت اصل بي طرفي
  13. اجتهادي بودن تحقيق

نقش حقیقت قدرت و ارزش را در تحقیق توضیح دهید

•         تحقيق در علوم انساني هميشه يك فعاليت كاملاً‌‌ً عيني نيست كه توسط يك عالم صرفاً به عنوان نظاره گر پديده ها همانند علوم طبيعي انجام مي گيرد.

•          با اينكه بيطرفي در جريان و گزارش نتايج تحقيق بسيارمهم است تحقيق در علوم انساني به نحو نيرومندي تحت تاثير انگيزه ها و ارزشهاي محقق قرار مي گيرد.

•         در علوم شیلاتی در يك زمينة زیست محیطی – تولیدی و شیلاتی (جامعه آبزی پروران و صیادان و دلالان  و مشاغل حدواسط مربوطه  و طیف گسترده مصرف کنندگان ) و بهداشتی بطور نسبتا گسترده انجام مي گيرد كه در آن تا حدی سياست و قدرت روابط بر روي تحقيق و چگونگي اجرا و گزارش نتايج آن تاًثير مي گذارد.

•         «يافتن حقيقت» و «قضاوت ارزشي» دو فعاليت كاملاً مجزا به شمار مي روند كه به هر يك از آنها به طور جداگانه و به ترتيب پرداخته مي شود.

 

•         واژة «ذهنيت» نيز همواره داراي قدرت كاربردي خاصي در فرايند تحقيق در علوم است.

•         «ذهنيت» قادر است بسياري از فعاليتها و موضوعاتي را كه بر پاية عقلانيت، منطق وروند عيني نبوده اند حذف كند.

•         اين گونه فعاليتها و موضوعات، به احتمال زياد، ويژگيهايي را تعيين مي كنند كه از سوي افراد متفاوت به طور متفاوت  بيان مي شوند.

پیشنهادات مناسب برای انتخاب موضوع چیست؟

 

•         1. كمك گرفتن از ديگران (استادان، مدير مؤسسه، همكاران، يا افراد خانواده).

•         2. مطالعة كارهاي تحقيقي ديگران و ارتباط دادن آنها با علايق و انگيزه هاي ديگر خود.

•         3. فكر كردن به تجارب قبلي و زمينه هاي مورد علاقه تان.

•         4. فكر كردن به يك عنوان.

•         . ياد آوري كلمات قصار، واگويه ها وگفته ها.

•         6. پي جويي حدس و گمانهاي خود.

•         7. ترسيم شكل، نمودار يا انگاره اي از آنچه در ذهن داريد.

•         8. خوب ، حالا شروع كنيد ولي آمادة تغيير باشيد

ضمن بیان اهمیت روش تحقیق شناخت علمی را تعریف نمایید

انتخاب روش، يك كار كليدي در فرايند تحقيق به حساب مي آيد. بنابراين، نياز داريد تا با كاربردهاي هر يك از روشها و نقاط ضعف وقوت آنها براي موضوعات متفاوت تحقيق آشنا شويد و مهارتهاي خودرا در مورد روشها وتكنيكهاي مختلف تحقيق توسعه دهيد

•         روش تحقيق با ماهيت موضوع و نوع شناخت مورد انتظار ارتباط كامل دارد.

•         بنابراين، آشنائي با انواع شناخت از ديدگاه معرفت شناسي براي محقق ضروري است.

•         شناخت علمي مجموعة منظم وسازمان يافته از اطلاعات ومعلومات در بارة واقعيتهاي خارجي است كه با روش معين وسنجيده، موسوم به روش علمي، به دست مي آيد.

•         چنين شناختي انسان را قادر به پيش بيني و تنظيم نقشه براي اينده مي كند و مداخلة اورا در واقعيتهاي خارجي ممكن مي سازد.

•         شناخت علمي نيازمند تبيين (explanation) است لذا طرز تفكر يا فلسفة دانشمندان در تجارب علمي آنان دخالت    مي كند.

7- پنج سوال مهم برای یافتن کانون موضوع تحقیق چیست؟ 2 نمره

•         ماهيت واقعيت شیلاتی يا پديدة مورد تحقيق چيست؟

•         دانش و مدارك موردنياز در مورد آن واقعيت شیلاتی يا پديدة مورد مطالعه چگونه و از كجا ممكن است به دست آيد؟

•         موضوع تحقيق با كدام گرایش از دانش شیلاتی ارتباط دارد؟

•         مسئله يا معماي اصلي چيست؟ يعني سؤال اصلي تحقيق چيست؟

•         هدف و منظور اصلي تحقيق چيست؟

8 – مهرتهای روزمره تحقیق را توضیح دهید. 2 نمره

•         خواندن                           lگوش دادن

•         تماشاكردن                      l انتخاب كردن

•         پرسيدن                          lخلاصه كردن   

•         سازمان دادن                    l نوشتن

•         ارائه دادن انديشه              l بازتاب دادن

خانواده روش شناختی و رویکردها و تکنیک های تحقیق را تعریف کنید. 2 نمر

خانواده تحقيق (research families)

•         راهبردهاي عمومي تحقيق: كمّي و كيفي

•          راهكارهاي:

–         ميداني (fieldwork) و كتابخانه اي

–         يا       (deskwork) پشت ميزي

•         رويكردهاي تحقيق:(research approaches)

•          تحقيق تجربي (experimental)

•          تحقيق پيمايشي (survey)

•          مطالعة موردي (case study)

•          تحقيق در عمليات (action research)

•         تكنيكهاي تحقيق: (research techniques)

•         مصاحبه (interview)

•         مشاهده (observation)

•         پرسشنامه (questionnaires)

•         تحليل اسناد و مدارك (document analysis)

•         نمونه گیری

•         بررسی های آزمایشگاهی

تفاوت های تحقیق کمی و کیفی را توضیح دهید. 2 نمره

            مدلهاي كيفي

•         فهميدن افراد از ديدگاه خود آنان

•         مشاهدة طبيعي و كنترل نشده

•         شخصي وذهني

•         نزديك به داده ها، منظر

دروني (محقق  خود درون ماجرا ست)

•         جهت دار اكتشافي، جستجوگر گسترش گرا، توصيفي، قياسي

•         مبتني بر پردازش داده‌ها

•         داده هاي واقعي، غني، و عميق

•         يافته هاي غير قابل تعميم

•         مطالعة موردهاي فردي

•         كلي نگر

•         فرض واقعيت پويا

                       مدلهاي كمّي

•         جستجوي حقايق و پديده هاي  مختلف علمی شیلاتی

•         مشاهدة مداخله گرانه و كنترل شده

•         غير شخصي و عيني

•         دور از داده ها، منظر بيروني (محقق فقط ناظر بيروني است)

•         غير جهت دار، مبتني بر حقيقت سنجي، كاهش گرا، فرضي، استقرايي

•         مبتني بر نتايج داده ها

•         داده هاي قابل اعتماد، پايا و تكرار پذير

•         يافته هاي قابل تعميم

•         مطالعة موردهاي زياد

•         جزئي نگر

•         فرض واقعيت ايستا

•         ---------------------------------------------

خواندن برای تحقیق را توضیح دهید.

ايده های جديد پيدا می کنيم.

 از کارهای پژوهشگران ديگر آگاه مي شويم.

چشم انداز خودرا گسترش و به کارهايمان نظم مي دهيم.

تجربه های شخصی هر گز برای پژوهش کافی نيست.

برای توجيه استدلالهای پژوهشی ما مفيد ممکن است باعث تغيير عقايد ما شوداست.

•         اين امکان را می يابيم که به طور مؤثر کارهای ديگران را نقد کنيم.

•         در بارة روشهای تحقيق و کاربرد عملی آنها بيشتر ياد می گيريم.

•         زمينه هائي از موضوع را كشف مي كنيم كه كسي در بارة آنها پژوهش نكرده است

12 - خواندن منتقدانه را توضیح دهید.

      تجزيه و تحليل

•         نتايج ودلايل را تشخيص دهيد وآنها را تجزيه وتحليل کنيد.

•         از خود بپرسيد نويسنده قصد قبولاندن چه چيزی را دارد؟

•         از چه دلايل و شواهدی استفاده می کند؟

•         فرضيه های بيان نشده را تشخيص دهيد.

ارزيابي

•         درستي دلايل وفرضيه ها

•         قابل اطمينان بودن مدارك و مستندات

•         مناسب بودن مقايسه ها ومثالها

•         اگر خود شما از متن نتيجه گيري كنيد به اين نتيجه مي رسيد كه دلايل موجود در متن اشتباه است

ارزيابي

•         كدام يك از دلايل داخل متن به دلايلي كه اشتباه مي دانيد شباهت دارد؟

•         آيا دلايل يا فرضيه هاي ارائه شده مي تواند اصل عمومي محسوب شود؟

•         آيا دلايل به خوبي نتيحه را تأييد مي كنند؟ اگر چنين نيست مي توانيد دلايل روشني در رد آن بيان كنيد

•         درستی دلايل و فرضيه ها را ارزيابی کنيد.

•         قابل اطمينان بودن منبع را ارزيابی کنيد.

•         دنبال مدارک ديگری بر له يا عليه آن باشيد.

•         نتيجه گيری نهايی شما چيست؟

13 – مرور پیشینه تحقیق را توضیح دهید.

•         مرور پيشينة تحقيق روشي واضح، نظام‌مند، قابل تجديد براي شناسايي، ارزيابي و تفسير مطالب ثبت شده توسط پژوهشگران، دانشمندان و متخصصان است. (فينك 1998 : 3)

•          پيشينة تحقيق بسيار مهم است، زيرا بدون آن نمي‌توانيد از موضوع پژوهش خودتان و اينكه پيش از آن چه كارهايي و چگونه انجام شده و مسائل مهم مربوط به آن اطلاعاتي به‌دست آوريد.

•         اختصاص زمان بيشتر به خواندن، نسبت به جنبه‌هاي ديگر تحقيق، طبيعي است. بايد سعي كنيد به سرعت درك كاملي از نوشته‎ها پيدا كنيد، وسعت آن را درك كنيد و بخشهاي خاصي را كه به موضوع شما مربوط است عميقتر درك كنيد. سپس بايد عملاً به پژوهش بپردازيد، اما گاهي نيز بايد برگرديد و مطالب را بخوانيد تا همواره روزآمد باشيد.

- جمع آوری داده ها را توضیح دهید

•         كل تحقيق شامل جمع‌آوري و تحليل داده‌هاست (چه از طريق خواندن، مشاهده، اندازه‌گيري، پرسيدن يا تركيبي از اين موارد و يا ديگر راهبردها).

•         داده‌هاي جمع‌آوري شده ممكن است به شكل قابل توجهي از لحاظ ويژگيهاشان متفاوت باشند. براي مثال :

•         داده‌ها ممكن است عددي يا اسمي و يا تركيبي از اين دو باشد.

•         داده‌ها ممكن است «اصيل» باشند به اين معني كه قبلاً هرگز كسي آنها را جمع‌آوري نكرده باشد يا «موجود».

•         داده‌ها ممكن است شامل پاسخهايي به پرسشنامه‌ها، نكات يا ديگر مستندات منتج از مشاهدات يا آزمايشها، اسناد و مدارك يا تمام اين چيزها باشند

•         اسناد: استفاده از مواد مكتوب به عنوان مبناي تحقيق

•         مصاحبه‌ها: پرسش و بحث دربارة موضوعات با افراد مورد نظر

•         مشاهدات: جمع‌آوري داده‌ها از طريق تماشا يا شركت كردن در فعاليتها

•         پرسشنامه‌ها: جمع‌آوري اطلاعات از طريق سؤالات مكتوب

15- مسایل مربوط به شونات تحقیق را توضیح دهید

•         مشكلات متداول اخلاقي در جريان تحقيق  به طورمعمول عبارتند از:

–        محرمانه بودن اطلاعات؛

–        محرمانه بودن نام؛

–        رعايت قانون؛

–        ملاحظات حرفه‌اي يا صنفي

16 – نمونه گیری در تحقیق را توضیح دهید

•         گرچه بيشتر افراد كلمات «نمونه‌گيري» و «گزينش» را با شيوه‌هاي پيمايشي مرتبط مي‌دانند، ليكن هر شيوه‌اي كه براي انجام پروژه تحقيقي‌تان اتخاذ كرده باشيد، ممكن است نمونه‌گيري در اجراي آن لازم باشد.

•         براي مثال اگر تحقيق شما شامل مشاهده باشد، قادر نيستيد تا به صورت مداوم تمام افراد مورد نظر را تحت نظر داشته باشيد. اگر يك مطالعة موردي را انجام مي‌دهيد، نيازمند انتخاب مورد يا مواردي هستيد كه برروي آنها متمركز خواهيد شد. بنابراين، شيوة شما هرچه باشد مي‌بايست راجع به جريانات مرتبط با نمونه‌گيري و گزينش، بررسي لازم را انجام دهيد

موضوع و راهبرد تحقيق شما كاملاً برايتان تعيين شده باشد، اين امر به نظر غيرضروري مي‌رسد. با وجود اين، در چنين مواردي هنوز هم نيازمند قضاوت راجع به انتخاب‌تان و مرتبط كردن آن با ديگر نمونه‌ها هستيد. اگر هنوز موضوعات يا اهداف پروژة تحقيق‌تان را مشخص نكرده‌ايد مي‌بايست دقيقاً راجع به چگونگي انتخاب آنها فكر كنيد

17 – سازمان دهی داده ها را توضیح دهید

•         فكر كنيد كه تا چه حد نياز داريد حجم اطلاعات خود را كاهش دهيد تا بتوانيد در مورد اطلاعات در فضايي كه براي شما مهيا مي‌باشد بحث و تجزيه و تحليل كنيد

•         نه شكل داده‌ها و نه دقت يا واقعي بودن آنها ذاتاً بهتر نيست - هر كدام مي‌بايست بر مبناي مقياس‌هاي خاص خودش ارزيابي، تحليل و استفاده شود.

•         نمي توانيد تمام پرسشنامه ها يا تمام يادداشتهايي كه برداشته‌ايد كنار هم قرار دهيد و بگوييد اين گزارش تحقيق يا رسالة من است. چون بسيار طولاني و خسته كننده است و احتمالاً نتيجة قابل قبولي هم نمي‌دهد. بنابراين، كار تحليل داده‌هايي كه جمع‌آوري كرده‌ايد شامل دو فرآيند كاملاً مرتبط است

•         سازماندهي داده‌هايتان به طوري كه بتوانيد آنها را دقيق و مفيد گزارش دهيد.

•         تحليل مجموعة داده‌هاي سازماندهي شده، به‌ وسيلة خلاصه كردن آن و توجه به چيزهايي كه فكر مي‌كنيد از اهميت برخوردار هستند

•         تكنيكهايي براي سازماندهي داده‌ها :

•         رمزگذاري : مرحله‌اي كه طي آن براي عناوين يا گروهي از داده‌ها رمز تعيين مي‌گردد.

•         حاشيه‌نويسي: مرحله‌اي كه طي آن به مواد نوشتاري (يا حتي ديداري و شنيداري)، يادداشت و يا شرحي اضافه مي‌گردد

•         نام‌گذاري : زماني كه طرحي تحليلي در ذهن خود داريد و يا در حال بسط طرحي هستيد، به دنبال مطالبي مانند مصاحبه يا مدارك  و يا متون و گزارشات طبقه‌بندي شده يا واژگان خاص مي‌رويد (به عنوان مثال كلمات «مولدین»، «آبزی پرور»، «مدیریت استخر»). اين اسامي مي‌توانند شما را به سوي تحليل بيشتري سوق دهند

•         انتخاب : فرايندي اساسي در مديريت بر داده‌ها است كه از طريق آن عناوين جالب، مهم، غيرطبيعي و نمونه انتخاب مي‌شوند تا مباحث شما را به تصوير كشند.

•         خلاصه :  مرحله‌اي كه در آن بيش از آنكه يك يا چند نمونه از حجم بيشتري از اطلاعات را انتخاب نماييد، مجاز به تهية نسخة خلاصه شده، دقيق و اجمالي از سري كامل اطلاعات هستيد.

•         -------------------------------------------------------------

•         19 - چگونگی تحلیل مصاحبه را توضیح دهید

•         روش «فرضيه پايه‌اي»

•         كدگذاري باز: نخستين مرحله تحليل

•         كدگذاري محوري: يافتن ارتباط بين طبقه‌بنديهاي مشخص شده

•         كدگذاري نظري: تحول يك الگو و يك قالب شرطي.

در روش كد گذاري نظري بينشهاي استنتاجي و استقرايي  بارها بررسي مي شوند، و تفسيرهاي خود را باتوجه به اطلاعات استخراجي حدس مي زنند. همچنان كه فراتر مي روند الگوهاي نهايي تحليلي پديدار مي شوند.

•         بر مبناي نمونه‌هاي گوناگوني كه ارائه شده‌اند، نكاتي كليدي را مي‌توان راجع به تحليل مشاهدات در تحقيق علوم  به شرح زير ارائه كرد:

•         شكلهاي كمي شدة مشاهده به راحتي به شكلهاي معمولي جمع‌آوري و تحليل داده‌ها تبديل مي‌شوند كه موارد خاص را در نمودار يا جدول بسيار خوب نشان مي‌دهند.

•         جمع‌آوري و تحليل داده‌هاي مشاهده هم به صورت ترتيبي و هم به صورت موازي انجام مي‌گيرد.

•         مشاهده بيشتر همراه با ديگر روشها به كار گرفته مي‌شود.

•         يك نكتة مهم  راجع به تحليل داده‌هاي مشاهده اين است كه آنها هم گزينشي و هم جانبدارانه هستند. در عين حال، اين براي تمام تحقيقهاي شیلاتی تا حدی صحت دارد.

•         گزينشي و جانبدارانه بودن در تحقيق گريز ناپذير است و خوب است كه در گزارش خود به آن اذعان كنيد

•         --------------------

•         20 – تهیه پیبش نویس و بازنویسی گزارش را توضیح دهید

•         نوشتن آينه‌اي است كه كل فلسفة تحقيق تا حدي در آن نمايان است.

•         دانشجويان تمايل دارند ضوابط مربوط به نوشته‌هاي خلاق را در نگارش خود به كار گيرند، چيزي كه جايگاهي در نگارش تحقيق ندارند

•         نگارش گزارش تحقيق بايد زودتر شروع شود و به شكل يك وظيفة مستمر  دربيايد.

•         نگارش را مي‌توان چرخه‌اي انجام داد. به عبارتي، پيش‌نويس بخش يا فصلي را مي‌نويسيد، سپس به بخشهاي ديگر مي‌رويد و مجدداً بازمي‌گرديد و يك يا چند بار نسخة اوليه را بازنويسي مي‌كنيد

•         چنانچه ندانيد چگونه يا چه چيزي بنويسيد، يا اصلاً تمايلي به نوشتن نداشته باشيد، چه مي‌كنيد؟ براي هر يك از ما پيش آمده‌است كه كاغذي روبروي خود گذاشته يا مقابل صفحة رايانه نشسته‌ايم تا چيزي بنويسيم، اما با بهانه قراردادن  مواردي  آنها نتوانسته‌ايم شروع به نوشتن كنيم.

•         ---------------------------------------------------

•         21 – چگونگی نقد نتایج دیگران در بحث را توضیح دهید

•         جايي كه احساس كنيد نظرية ديگران موافق با نظرية شما نيست، مي‌توانيد تحقيق خود را در جهت ارزيابي و نقد ديگران پيش ببريد.

•         كار تحقيقاتي هرگز كامل يا بي‌عيب و نقص نيست، چرا كه هميشه مي‌توان آن را به شكلي بهتر يا متفاوت ارائه كرد. با شركت در بحث انتقادي، مي‌توانيد تحقيقات و آگاهي آينده را بهبود بخشيد.

•         -------------------

•         22 – سبک و نحوه گزارش را توضیح دهد

•         در نوشتن گزارش تحقيق دو چيز بايد رعايت شود:

•            نحوة بيان و سبك

•         نحوة بيان نشان‌دهندة حال و هواي خود محقق و ماجراي همان تحقيق است، چيزي كه احتمالاً در جريان كار بازتر مي‌شود.

•         سبك مربوط مي‌شود به چگونگي نوشتن كار تحقيق، كه ممكن است با مقتضيات خوانندگان، با تمايلات خود شما يا با تلفيقي از هر دوي آنها شكل پذيرد.

•         -------------------------------------------------

•         23 – مراجع و کتابنامه را توضیح دهید

•         مراجع شامل جزئيات كتابها، مقالات، گزارشات و كارهاي ديگري است كه مستقيماً درگزارش يا رساله به آنها اشاره كرده‌ايد.

•         كتابنامه شامل جزئيات تمام يا منتخبي از كتابها، مقالات، گزارشات و كارهاي مربوط ديگر است كه در جريان تحقيق به آنها مراجعه كرده‌ايد اما در نوشتة خود از آنها استفاده نكرده‌ايد.

•         ------------------------------------------------

24 - دستور و نگارش گزارش را توضیح دهید. 2 نمره

•         سعي كنيد از جملات طولاني اجتناب ورزيد. جمله‌هاي بلند سبب مي‌شود كه فراموش كنيد چه مي‌خواهيد بگوييد، در حالي كه با يك رشته جمله‌هاي كوتاهتر و قوي مي‌توانيد  بحث را با روشي بهتر پيش ببريد.

•         از پاراگرافهاي يك جمله‌اي بپرهيزيد. پاراگرافها بايد شامل تعدادي جمله با يك موضوع باشند و سپس منتهي به پاراگراف بعدي شوند كه بحث را تغيير مي‌دهد.

•         دادن مطالب به صورت فهرست‌هاي طولاني ضميمه‌اي در متن بپرهيزيد.

•         نوشتة شما بايد به صورت متني روان و فصيح خوانده شود، نه به صورت يك تلخيص. اگر هم به فهرستهايي احتياج داريد، شايد بهتر باشد به‌طور جداگانه‌اي از متن در جدولها يا تصويرها قرار گيرند

•         در ابتداي جملات از كلمات ”ربطي“ مانند ”اما“، ”و“ يا ”زيرا“ استفاده نكنيد. اين كلمات به‌طور عادي بايد براي ربط بندهاي درون جمله به كار گرفته شوند.

•         نشانه‌گذاري معيار را ياد بگيريد و به‌طور كامل از آنها استفاده كنيد، شامل دو نقطه (:)، نقطه ويرگول (؛)، ويرگول (,) و نقطه (.).

•         علامت نقل‌قول («  ») و علامت نقل‌قول در نقل‌قول (’ ‘) را درست به كار ببريد

•         ------------------------------------------------

•         25 - کاربرد جدول و نمودار و تصاویر را در گزارش توضیح دهید.

•         استفاده از جداول، نمودارها و ديگر تصاوير توضيحي در گزارش يا رسالة تحقيقي ايدة خوبي است، مشروط بر اينكه مربوط به موضوع و از لحاظ حقوقي مجاز باشند.

•          اين تصاوير مي‌توانند توضيح‌دهنده، تفكيك كننده، بسط‌دهنده و تأييدكنندة نگارش باشند.

•         گاهي مي‌توان به جاي بخش قابل توجهي از متن (يك پاراگراف يا بيشتر) تصوير گذاشت. در اين حالت ديگر خود متن لازم نيست.

•         جايي از تصوير يا نمودار استفاده كنيد كه بيان‌ كنندة نكته‌اي باشد كه توضيح يا توجيه آن با چيزي غير از تصوير عملي نباشد.

•         تصويرها بخشي ضروري از بحث و استدلال شما را تشكيل مي‌دهند.

•         در متن به تك‌تك تصويرها ارجاع دهيد. اگر ارجاع ندهيد، دليلي براي مراجعة خواننده به آنها وجود نخواهد داشت.

•         اغلب موارد، بهتر است تصاوير تفكيك شوند و در سراسر متن، نزديك محلي كه به آنها اشاره مي‌شود، پراكنده شوند.

•         اگر آنها را يكجا در انتهاي بخشها يا فصلها يا در ضميمه جمع كنيد احتمال دارد خوانندگان كمتر به آنها مراجعه كنند.

•         به‌طور طبيعي، بار اصلي در يك گزارش تحقيقي بر دوش متن است. تصويرهاي پراكنده در سطح متن نقش كمكي دارند.

•         آثاري كه به علت زياد بودن تصوير متن در ‌آنها گم مي‌شود خسته كننده‌اند.

•         تنها زماني از تصوير استفاده كنيد كه واضح و بدون ابهام باشد

•          يادتان باشد تصاويري كه داراي حق انتشارانحصاري هستند مجاز به استفاده از آنها نيستيد

•         چنانچه به چاپگر رنگي دسترسي داشته باشيد، مي‌توانيد به تأثير و وضوح اين تصويرها بيفزاييد.

•         بسياري از برنامه‌هاي رايانه‌اي تسهيلاتي براي جدول‌سازي دارند.

•         --------------------------------

26 – با نظرات مغایر چگونه برخورد می شود. 2 نمره

•         محقق، دير يا زود، و به احتمال زياد زود، ملزم به رويارويي با نظر مغاير است، چرا كه تحقيق اصولاً با مغايرت يا ناسازگاري سروكار دارد.

•          تحقيق مي‌كنيم تا دنياي خود را بهتر وكاملتربفهميم. در غير اين صورت به تحقيق نمي‌پرداختيم.

•          اين احتمال وجود دارد كه استنباطهايمان، دست كم تا حدي، با برداشت ديگران مغاير باشد

•         روشهاي تحقيقي نيز مؤيد اين موضوع‌اند. به بيان ساده، استراتژي مناسب براي شناخته شدن به عنوان يك محقق مخالفت با يافته‌هاي موجود است.

•         وقتي تحقيق شما براي بررسي يا ارزيابي در اختيار ديگران قرار مي‌گيرد، به احتمال زياد نظرهاي متفاوتي دربارة منابع، روش، يافته‌ها، و تفسير يافته‌ها ابراز مي‌كنند.

•         حتي اگر خود شما با يك فرد ديگرمشورت كنيد، باز هم اين اتفاق ممكن است رخ دهد، زيرا اين مشاوران معمولاً ابتدا نظر مخالف مي‌دهند وخواهان پذيرش آن هستند.

•         البته، نظر افراد صاحب‌نظر يا كساني كه از نزديك بر كار شما نظارت داشته‌اند معتبرتر است

•         چنانچه نمي‌توانيد به اين نظرهاي مخالف پاسخ دهيد، احتمالاً بهترين روش براي حل اين مسئله آن است كه آن را  فرصتي براي بهبود كار خود به حساب آوريد.

•          چون شما در جريان مطالعه براي تحقيق‌تان به انواع نظرهاي موافق و مخالف برخورد كرده‌ايد، اين موقعيت نيز فرصتي است تا اين نظرهاي گوناگون را، در بازنويسي گزارش تحقيق خود بگنجانيد.

•         چه ميزان نظرات ارائه شده به شما به هنگام نگارش بيشتر باشد، احتمالاً گزارش يا رسالة بهتري خواهيد داشت، زيرا مجبور خواهيد بود تا به بسياري پرسشها بپردازيد و از اين طريق از بروز مسائل اجتماعي بعد از تكميل تحقيق جلوگيري كنيد.

•         بنابراين، از نظر مغاير بايد استقبال كرد، مورد بررسي قرار داد و به آن پاسخ گفت.

•         ----------------------------

•         چگونه کار گزارش نویسی را پایان دهیم

•         تمام كردن كار ممكن است به اندازة شروع آن مشكل باشد.

•         آيا شما فردي كمال‌گرا هستيد و فكر مي‌كنيد كه كارهاي زياد ديگري همچنان باقي است ؟

•         هدف اين فصل كمك به شما براي اتمام پروژه تحقيقي است. فرض ما اين است كه تحقيق شما مخاطباني دارد و اين مخاطبان غالباً دانشگاهياني هستند كه نظرشان در تعيين اعتبار كار شما مؤثر است.

•          

28 – چگونه پیش گزارش را به گزارش نهای تبدیل کنیم. 2 نمره

 

•         مطالبي را كه براي تحقيق خود (گزارش يا رساله) مي‌نويسيد، ممكن است چند بار آن را تجديد نظر و بازنويسي كنيد.

•          در واقع، اين مرحله‌اي است كه در آن نسخة ماقبل آخر را بررسي مي‌كنيد و اصلاحات ضروري يا مطلوب را، قبل از تكثير و صحافي نسخة نهايي و تحويل آن، انجام مي‌دهيد.

•         فهرست ساده‌اي از نكات لازم براي اين كار در اين بخش عرضه مي‌شود:

•         1. آيا عنوان، نام خودتان، تاريخ و اطلاعات لازم ديگر را روي صفحة عنوان نوشته‌ايد.

•         2. آيا تمام صفحات پشت سر هم شماره‌گذاري شده‌اند؟

•         3. آيا تمام فصلها و بخشها پي‌درپي شماره‌گذاري شده‌اند؟

•         اشتباهات دستوري و املايي را كنترل كرده‌ايد؟

•         5. آيا حاشيه‌ها و، در صورت لزوم، فاصلة بين سطرها رعايت شده است؟

•         6. آيا در متن به تمام منابع فهرست شده در مراجع يا كتاب‌نامه اشاره شده‌است؟

•         7. آيا جزئيات كامل هر منبع را در كتابنامه داده‌ايد؟

•         8. آيا ضوابط فني نگارش را اعمال كرده‌ايد؟

•         از نهايي كردن گزارش خود موارد زير را كنترل كنيد:

•          رعايت مقررات مربوط به پايان نامه يا گزارش تحقيق

•         موارد مندج در صفحة عنوان

•         فهرست مطالب

•         پيشگفتار

•          پيشگفتار بخشي است كه خارج از قسمت اصلي متن قرار مي‌گيرد و به همين دليل نبايد در آن مطلبي را عنوان كرد كه به محتواي متن اصلي چيزي بيفزايد.

•                     تقديم‌نامه

•         تقديم‌نامه‌ها عمدتاً به سليقة شخصي مربوط‌اند.

•         چكيده

•         وظيفة چكيده دادن خلاصه‌اي موجز از پروژة تحقيقي يا به عبارتي از متن پروژه، چگونگي انجام آن و يافته‌هاي اصلي آن است. چكيدة مطلوب نبايد بيش از يك صفحه باشد كه معمولاً بين 200 تا 300 واژه است.

•         بدون ترديد، در بين تمام «افزوده‌ها»يي كه ياد كرديم چكيده مفيدترين آنها است.

•         چكيده را ممكن است دانشگاه يا سفارش دهندة تحقيق و يا مديران اداري و تجاري به صورت «خلاصة اجرايي» درخواست كرده باشند.

•          «خلاصة اجرايي» را مي‌توان معادل تقريبي براي چكيده در نظر گرفت.

•          

 

29 – مراحل ارزیابی گزارش نهایی را شرح دهید. 2 نمره

•         تحقيق شما زمينة دانشگاهي داشته باشد، رساله يا پايان‌نامة شما را يك يا چند استاد ارزيابي مي‌كنند. نظام ارزيابي هر دانشگاه يا سازمان با ديگري فرق مي‌كند، بنابراين لازم است كه اين نكته را در نظر بگيريد.

•         . ضوابطي كه بر اساس آن قضاوت صورت مي‌گيرد ممكن است متفاوت باشند، ليكن مراحل كار همان است كه در مورد كارهاي دانشگاهي انجام مي‌شود.

•         مسائل عمومي مربوط به اين مرحله عبارت‌اند از:

•         كار در چه زمان و موقعيتي به دست طرف مقابل مي‌رسد؟

•         وظايف استاد راهنما، ارزياب، سرپرست، مشاور، همكاران، پشتيبان مالي يا ناشران احتمالي چيست؟

•         چه رويدادهاي ويژه‌اي با مراحل ارزيابي مرتبط‌اند؟

•         با انتقاد، برگشت به منظور تجديد نظر يا رد شدن كارتان چگونه كنار مي‌آييد؟

 

•         ارزيابيهاي متداول دانشگاهي

•         سطح كيفيت كارهاي دانشگاهي معمولاً بالاتر است. بنابراين:

•         ارزيابي شما بيشتر توسط ارزشيابان يا داوران خارجي انجام مي‌شود تا اعضاي دانشگاهي كه خود در آن كار مي‌كنيد (ارزشيابان يا داوران داخلي).

•         استاد راهنماي شما دخالت كمتري خواهد داشت.

 

•         براساس كار خودتان ارزيابي مي‌شويد تا براساس كار كسان ديگري كه به همين منظور مطالعه كرده‌اند.

•         در جريان ارزيابي مجبور به شركت در جلسه‌اي دفاع و عرضه كردن كار خود و پاسخ به سؤالات داوران هستيد.

•         ممكن است كارتان به منظور انجام برخي اصلاحات برگردانده شود.

 

30 - کارهای پیش از دفاع و واکنش به نقد را توضیح دهید. 2 نمره

•         پرس‌وجو كنيد و بيابيد چه كساني قرار است آنجا باشند، علايق و سوابق‌شان چيست؛

•         نحوة عرضة نتايج تحقيق خود را تمرين كنيد، و در صورت امكان از وسايل كمكي صوتي و تصويري به ويژه از پاور پوئنت نيز استفاده كنيد.

•         گزارش يا رسالة خود را چندين و چند بار بخوانيد تا بتوانيد به سرعت به هر جاي آن برگرديد و به پرسشها پاسخ دهيد.

•         پاسخ‌گويي به سؤالات را با يك دوست يا همكار، دوستانه يا جدي تمرين كنيد.

•         سؤالاتي تهيه كنيد كه مايليد از شما بپرسند.

•         كنيد از جلسة دفاع لذت ببريد و از آن بهره‌برداري كنيد. گرچه ممكن است فكر كنيد اين كار اضطراب‌آور است.

•         به خاطر داشته باشيد كه شما خود نيز مقياسي براي كنترل داريد و بيش از هر فرد ديگري دربارة تحقيق خود آگاهي داريد.

•         ---------------------------------------------

18 – فرایند تحلیل و چگونگی تحلیل اسناد را توضیح دهید. 2 نمره

•         از كلمات زير چه برداشتي مي‌كنيد:

•                     تجزيه و تحليل                  مفهوم

•                     توضيح                           تبيين

•                     نظريه                             فهم و درك

•         اين كلمات همراه با مترادفها و عبارتهاي مربوط، در قلب فرآيند تحليل قرار دارند

•         مفاهيم عقايد كلي يا مجرد هستند كه براي چگونگي تفكر ما راجع به موضوعات يا موارد خاص از اهميت برخوردارند.

•         نظريه‌ها فرضياتي هستند كه چيزي را توضيح مي‌دهند.

•         توضيحات عباراتي هستند كه دربارة چگونگي امور به ما آگاهي مي‌دهند.

•         درك، همان فهم ما از مفهوم چيزي مانند تحقيق است.

•         اسناد فقط منعكس كنندة واقعيت شیلاتی و نسخه‌هايي از وقايع نيست بلكه سازندة آنها نيز هست. جستجو براي «مفهوم» اسناد مهم است ليكن با محققهايي كه «ترديد» را نيز اعمال مي‌كنند.

•          امروزه اسناد را به عنوان واسطه‌هايي تلقي مي‌كنند كه از طريق آن مسایل شیلاتی را مي‌توان عرضه كرد.

•         اسناد برحسب زمينة شیلاتي كه در آن نوشته شده‌اند بررسي مي‌شوند

•         در چه زمينه‌اي تهيه شده؟

•         فرضيه‌هاي اصلي آن كدام است؟

•         اين سند چه حرفي براي گفتن دارد و چه چيزهايي را نمي‌گويد؟

•         اين بحث چگونه عرضه مي‌شود؟

•         تا چه حد مباحث آن قانع كننده خواهد بود؟

•         تا چه اندازه‌اي اين سند با سندهاي قبلي ارتباط دارد؟

•         تا چه اندازه اين سند با سندهاي بعدي ارتباط خواهد داشت؟

•         و منابع ديگر چه حرفي براي گفتن دربارة آن دارند؟

•         بنابراين تحليل اسناد از طريق خلاصه كردن اجزايي از هر سند انجام مي‌شود كه ما آن را مهم يا مناسب ارزيابي كرده‌ايم و با گروه‌بندي اين يافته‌ها در كنار يكديگر به نتيجة جديدي از بررسي اسناد دست مي‌يابيم.

•          

علل فيزيولوژيك شكست در تكثير ماهيان و نقش استرس

 تعریف استرس :

مجموع تمام واكنشهاي فيزيولوژيكي كه به وسيله آن يك حيوان تلاش ميكند تا سوخت و ساز طبيعي خود را در برابر تغييرات فيزيكي و شيميايي ايجاد شده حفظ كند

به عبارت ساده تر:استرس كيفيتي است كه به وسيله يك متغير محيطي به ماهيان تحميل شده و باعث امتداد و استمرار واكنشهاي سازگاري ماهي در ماورا حدود طبيعي آن مي شود تا حدي كه باعث اغتشاش در فعاليتهاي فيزيولوژيك ماهي شده وشانس بقاي آن را تا حدود زيادي كاهش مي دهد.

انواع استرس:

استرسها بر اساس منشا توليد و كيفيت به چهار گره تقسيم ميشوند:

1- استرسهاي زيست شناختي شامل؛ تراكم وبار آلودگي، حضور ساير ماهيان، شيوع ميكروارگانيسمهاي بيماريزا وغير بيماريزا وماكروارگانيسمها نظير انگلهاي داخلي وخارجي اند.

2- استرسهاي شيميايي شامل؛ تغييرات پارامترهاي شيميايي آب، آلودگيهاي شيميايي، تركيب غذا وكميت آن، نيتروژن و ساير مواد دفعي و متابوليتها هستند.

3- استرسهاي مديريتي شامل؛ دستكاري، انتقال متراكم ماهي، روشهاي مختلف تغذيه دستي و خودكار، اجراي عمليات درماني و جريان شديد آب هستند.

4- استرسهاي فيزيكي شامل؛ فاكتورهايي مانند تغييرات درجه حرارت آب، روشنايي، صداها و گازهاي محلول هستند.

در بررسي هاي انجام شده در مراكز تكثير ماهي در كشور طي سالهاي 65 تا 85 يكي از مهمترين دلايل عدم موفقيت عمليات تكثير مصنوعي ماهيان بطريقي به موضوع استرس مربوط مي شود

. در سالن هاي تكثير ماهي در كل كشور ، استرس هاي شيميايي و فيزيكي بوفور اتفاق مي افتند عوامل استرس زا براي ماهيان بمراتب بيش از موجودات خشكي زي هستند بخصوص در شرايط پرورشي كه محيط محدود است

واكنش فيزيولوژيكي در برابر استرس:

مجموع تغييرات فيزيولوژيكي كه در زمان مواجهه ماهي با تغييرات فيزيكي ، شيميايي و زيست‌شناختي به وقوع مي‌پيوندد تحت عنوان ((واكنش در برابر استرس)) ناميده مي‌شود

1- عكس العمل هشدار دهنده اوليه:

- فعال شدن محور هيپوفيز

- ترشح هورمونهاي كاتكولامين و كورتيكوستروئيد

- آغاز مجموعه‌اي از تغييرات جبراني قلبي عروقي و شيمي خون

2- مرحله مقاومت:

- سيستمهاي فيزيولوژيك تغييرات ايجاد شده را جبران نموده، تطابق صورت مي‌گيرد.

- انرژي فراواني براي اين تطابق صرف مي‌شود. - رشد ماهي كاهش مي‌يابد.

3- مرحله خستگي ( فرسودگي ):

- طول دوره استرس‌زا يا شدت آن از حد تطابقي ماهي فراتر مي‌رود.

- تغييرات فيزيولوژيك براي حفظ ثبات خون كافي نيست.

- حفاظت ايمني مختل مي‌شود.

-بيماريها شيوع و وقوع مي يابند.

ماهيان يكسري تغييرات جبراني در مقابله با استرس انجام مي دهند كه مكانيسم عمل آنها بدين صورت است:

1- واكنش اوليه ( سيستم غدد درون ريز):

- ترشح هورمون آزاد كننده كورتيكوتروپين از هيپوتالاموس

- تحريك هيپوفيز و آزاد شدن هورمون ACTH

- تاثير ACTH از راه گردش خون بر سلولهاي مياني بخش قشري غده فوق كليوي و ترشح كورتيزول

- تحريك ترشح آدرنالين و ساير هورمونهاي كاتيكولامين توسط سيستم سمپاتيك

 
2- واكنش ثانويه (تغييرات بافتي و خوني):

- بالا رفتن ميزان قند خون

- كاهش زمان انعقاد خون آغاز مي‌گردد

- خونريزي در تيموس و بزرگ شدن بافت بين كليوي

- كاهش ميزان الكتروليتهاي خون در اثر دفع مقادير زياد ادرار

- عدم تنظيم غلظت يونها و متلاشي شدن دستگاه گردش خون

پاسخ اول فعال شدن مراكز مغز است كه نتيجه آن رهاشدن انفجاري كاتكولامين ها و كوريكوستروئيدها در خــــون مي باشد . پاسخ دوم واكنش هاي متعدد فوري هستند كه اين هورمون ها در سطوح بافتي در خون ايجاد مي كنند و شامل افزايش بازده قلب ـ جذب اكسيژن بيشتر ـ جابجائي سريع انرژي و اختلال در تعادل اسمزي مي باشد

 
3- واكنش سوم (تغييرات در كل بدن جانور)

- كاهش رشد

- اختلال در مقاومت در برابر بيماريها

- مختل شدن رفتار توليد مثلي

- كاهش بقا

4- واكنش چهارم (تغييرات در اكوسيستم ):

-        كاهش بازماندگي كه منجر به كاهش جمعيت مي‌شود.

استرس مي تواند شرايط نهائي ذيل را براي ماهي بدنبال داشته باشد

مرگ و مير و تلفات ماهيان زمانيكه استرس شديد باشد : مثلا‌ً در پرورش آبزيان در جريان دستكاري هاي اجباري و حمل و نقل ماهيان زنده شايد 100% تلفات به استرس مربوط ميشود ، يا شك ناگهاني حرارتي مثلاً در حد ده درجه سانتيگراد اختلاف دما مستقيماً به مرگ ماهيها منجر مي شود .
 كاهش مقاومت در برابر بيماريها يا عود بيماري بهبود يافته : اين مورد مربوط مي شود به توقف كار سيستم ايمني بدن يا اختلال در اين سيستم بهنگام استرس .
 شكست در توليدمثل يا كاهش بقاء نوزادان و كاهش درصد لقاح و غيره .
 كاهش يا توقف كامل رشد بخصوص در مورد استرس هاي مزمن

 رهاشدن هورمون ها در خون منجر به جابجائي انرژي از بخش هاي رشد و توليدمثل و صرف آنها در راه سازگاري و خوگرفتن با شرايط استرس مي شود البته موارد فوق كاملاً با پاسخ هاي استرس در پستانداران مطابقت دارد ولي در ماهيها واكنش هاي ديگري هم وجود دارد مثلاً تنظيم اسمزي كه براي آنها خيلي حياتي است كه بخشي از آن بعهده اندام برانشي در ماهيهاست بديهي است صدماتي كه به اين اندام در شرايط استرس وارد مي شود مي تواند تنظيم هيدرومينرال ها را مختل كرده و ماهي را حتي بكشد

موفقيت در توليدمثل در ماهيان :

توليدمثل ماهيان پيش شرط هاي زيادي وجود دارد كه موفقيت يا شكست در توليدمثل تا حدود زيادي به اين پيش شرط ها بستگي دارد . كندي يا توقف فعاليتهاي توليدمثلي در اثر استرس پديده اي عمومي در مهره داران و از آن جمله ماهيهاست . اين مسئله از اين واقعيت منشاء مي گيرد كه در زمان استرس مقداري از انرژي كه مي بايستي صرف فعاليتهاي آنابوليكي و توليدمثلي گرديد را جانور بناچار مي بايستي جهت مبارزه و مقابله با استرس بكار برد . در نتيجه از « سرمايه گذاري » انرژي در بخش توليدمثل كاسته مي شود .

مکانيسم هاي مغز و توليد مثل در تنظيم اعمال هورمونها

کنترل توليدمثل ماهي توسط مغز صورت مي گيرد فاکتورهاي موثر بر نوروترانسميترها به دو گروه داخلي و خارجي تقسيم مي شوند از طرف ديگر کنترلهاي فيدبکي نيز بر آزادسازي نوروترانسميترها موثرند

نوروترانسميترها ( N.T ) از طريق ارتباطات نروني و اکسوني که با مغز دارند عوامل محيطي از قبيل درجه شوري، حرارت،O2، pH و... را به مغز منتقل مي کنند.

محرکهاي داخلي نيز از طريق سلولهاي نوروترانسميتري پيام تحريکي يا مهاري خود را به مغز منتقل مي نمايند

 

مواد شيميايي نوروترانسميتري در داخل سلول عصبي ساخته شده و در داخل گرانول هاي مخصوص ذخيره و پس از تحريک شدن سلول عصبي وزيکول ها به غشاي پيش سيناپسي متصل شده و محتويات آن با پديده اگزوسيتوز تخليه ميشود و به اين پديده نوروترانيميشن گويند.

نور و ترانسميتر تخليه شده توسط سلول عصبي بعدي که يک سلول نوروسکرتري است و داراي گيرنده هايي در سطح خود مي باشد دريافت مي شود. نوروترانسميتر روي گيرنده هاي خود نشسته وسبب آزادسازي مواد نوروسکرتري مي گردد.

مواد نوروسکرتري آزاد شده خود به دو گروه زير تقسيم مي شوند:

1- تحريک کننده  Releasing Factor

2-مهار کنندهInhibiting Factor

اين دو فاکتور از طريق مسير نوروسکرتري به انتهاي عصب رسيده و در داخل وزيکولهايي ذخيره مي گردد و در مواقع لزوم با يکي شدن غشاي وزيکول و انتهاي عصب آزاد شده و وارد خون ماهي مي گردد

جريان خون هيپوتالاموس را به هيپوفيز اتصال نموده و به آن سيستم باب هيپوتالاموهيپوفيزي گويند زيرا ارتباط از طريق سياهرگ مي باشد. بين هيپوتالاموس و هيپوفيز وگناد در پديده توليدمثل ارتباطاتي وجود دارد که به اين ارتباطات محور هيپوتالاموس- هيپوفيز–گناد( H-P-G ) اطلاق مي گردد

در بدن ماهيها علاوه بر محور   H-P-G سه محور ديگر نيز وجود دارد.              

1- محور H – P – I   ( محور هيپو تلاموس – هيپوفيز  - غده فوق کليوي )

2- محور H – P – GH  (محور هيپو تلاموس – هيپوفيز  - هورمون رشد )

3- محورH – P – T   (محور هيپو تلاموس – هيپوفيز – غده تيروئيد )

استرس  :

هنگامي که يک ماهي در معرض يک استرس شديد قرار گيرد اثر استرس بر محور  H – P – I  اعمال شده و تغييرات حاصله از طريق عمل فيدبکي بر محور  H – P – G   تاثير مي گذارد

منابع

1-حسين زاده صحافي ، همايون (1380) بيولوژي توليدمثل ماهي؛ شرکت سهامي شيلات ايران.

2-اميني، فرهاد (1374) مباني ژنتيک واصلاح نژاد ماهيان؛ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي.

3-عريان، شهربانو (1372) توليدمثل از ديدگاه پزشکي وبيولوژي؛ انتشارات ماجد.

4-جلالي، بهيار (1377) انگلها و بيماريهاي انگلي ماهيان آب شيرين ايران؛ معاونت تكثير و پرورش آبزيان شيلات ايران.

5- Stress response in fish : sioerd E.wendelaar Bonga Jurnal of amasican physiological sooiety vol 77 no> July 1997
6- Fish physiology : vol x & xi A reproductio & Egg & larva Editted by w.s HOAL & DJRANDALL Acaderic press 1984
7-  Fish endocrinology : A.J.Matty 1985 Timber press

8- سایت شیلات خوزستان

با تشکر از دکتر غلام حسین محمدی

 

DETERMINATION OF GONADAL MATURATION

 

تعیین جنسيت و رسيدگي جنسي ماهيان زنده از جهات مختلف داراي اهميت مي باشد. تشخيص صحیح جنس و رسيدگي جنسي در ماهيان فاقد علايم جنسي ظاهري و يازماني كه اين علايم رشد نكرده اند معمولا با استفاده از روشهاي اندازه گيري سطوح هورموني و يا تكه برداري انجام مي گيرد.

در کارگاههای تکثیر، سالانه تعدادی مولد ماده نارس که جنسیت آنها به درستی تشخیص داده نشده است اشتباهاً بعنوان نر در نظر گرفته می شوند که در نتیجه باعث ایجاد اختلال در کارگاههای تکثیر و همچنین از دست رفتن تخمکها هم از نظر خاویار سازی و هم از نظر تکثیر و تولید بچه ماهی می گردد که خود سالیانه میلیونها دلار از این طریق دچار خسارت می شویم

. انتخاب ماهی مولد ماده برای تخم ریزی بدون تشخیص مناسب مرحله رسیدگی تخمک اغلب موجب تخمک گذاری (اوولاسیون) ناقص یا انجام نشدن تخمک گذاری می شود، یا تخمک گذاری صورت می پذیرد اما تخمک های با لقاح پایین یا جنین های با زنده مانی نازل بدست می آید

بررسي بافت شناسي

جهت بررسي و تشخيص مراحل رسيدگي جنسي از گناد ماهيان نمونه برداري صورت می گیرد. نمونه ها پس از فيکس شدن در محلول تثبيت کننده بوئن، در آزمايشگاه بر اساس روش هاي مرسوم بافت شناسي (آبگيري، شفاف سازي، قالب گيري و رنگ آميزي به روش (H&E انجام می گیرد  

گنادها بر اساس روش شش مرحله اي و بر مبناي شكل ظاهري و اندازه اووسيت ها، لايه فوليكولي، ديواره سلولي، واكوئل، هسته و هستك ها تشخيص مرحله رسيدگي می گردد(Rinchard, 1996).

.

شاخص قطبی شدن تخمک یا PI

ساده ترین و قابل اتکاترین شاخص که نشاندهنده ی آمادگی ماهی ماده برای تخم ریزی است، اندازه ی تخمک و موقعیت هسته ی تخمک در سیتوپلاسم، که شاخص قطبی شدن تخمک یا PI نامیده می شود، می باشد

بارزترین صفت قابل مشاهده در فرایند تشکیل تخمک (اووسیت) (اووژنز) رشد زیاد تخمک، به خاطر ذخیره مداوم زرده و دیگر مواد مغذی از خون در داخل تخمک، می باشد. بعد از کامل شدن ذخیره زرده، تخمک به حداکثر اندازه ی خود می رسد

¨      روش کار

¨      ابتدا از ماهیان ماده تقریباً یک ماه قبل از اولین تخم ریزیِ پیش بینی شده و سپس دو یا سه زمان دیگر نمونه گیری انجام میشود  برای بدست آوردن نمونه تخمک، یک شکاف کوچک (6-8 میلی متر) تقریباً 3-5 صفحه ی استخوانی (اسکات) جلوتر از باله شکمی و 5/2-3 سانتی متر از خط میانی با استفاده از یک اسکالپل ایجاد می شود. مکان ایده ال برای ایجاد شکاف از پهلو به خط میانی می باشد، شکاف ایجاد شده باید به اندازه ایی باشد که یک لوله انعطاف پذیر مانند کانولا یا کاتتر وارد آن شودتقریباً 20-30 تخمک از هر ماهی ماده نمونه برداری و در ویال پلاستیکی 25 میلی لیتری حاوی محلول تغییر یافته ی رینگر قرار داده می شوندتخمک ها از محور طولی (محور قطب حیوانی –قطب رویشی) که معمولاً از طریق شکل بیضوی تخمک های تازه جمع آوری شده قابل تشخیص است، برش داده می شوند. خوشبختانه، در بیشتر موارد قطب حیوانی از طریق نوع رنگ (حلقه ها و/ یا نقاط سفید در اندازه های مختلف) قابل تشخیص است. هر تخمک با یک تیغ ریش تراشی به دو نیم تقسیم می گردد. دو نیمه به سمت بالا چرخانده شود، در صورت برش درست و دقیق، دو نیمه باید قرینه ی هم باشند. وجود هسته (وزیکول ژرمینال) از طریق تاباندن نور (مانند، میکروسکوپ تشریحی با روشن کننده ی چشمی – فیبری) روی سطح هر نیمه مشاهده می شود. عامل مهم در تعیین PI، برش درست تخمک ها از محور قطب حیوانی - قطب رویشی است. بدین منظور نیاز است که تخمک ها به شیوه ایی به دو نیم تقسیم شوند که دو نیمه برابر، با اندازه ی برابر هسته در هر دو نیمه ایجاد شود. اگر زاویه برش شما نادرست باشد و / یا عدم برش محور قطب حیوانی- رویشی، ارزیابی شاخص PI دقیق نخواهد بود.

¨      برای محاسبه ی شاخص PI، ابتدا قطر طولی، در امتداد محور قطب حیوانی- رویشی، اندازه گیری می شود. اندازه گیری دیگر تعیین فاصله ی کناره ی بیرونی هسته تا غشاء تخمک یا زیر کوریون تخمک (لایه سیاه رنگ نازک) می باشد. شاخص PI از طریق تقسیم فاصله هسته تا کناره تخمک بر قطر تخمک محاسبه می شود. مولدین ماده با PI کمتر از 10/0 را برای القاء تخم ریزی انتخاب نمایید، اما از این بهتر انتخاب مولدینی با شاخص قطبی شدن 06/0 – 08/0 می باشد

¨      ارزیابی رسیدگی تخمکGVBD

¨      در طول دوره ی ذخیره ی زرده، تخمک های ماهیان خاویاری در مرحله ی توقف تقسیم سلولی و هسته (یعنی تقسیم میوز یا کاهشی متوقف شده است) قرار و حالت نارس دارند؛ گرچه ممکن است ماهیان ماده دارای تخمک های سیاه باشند. نزدیک به زمان تخمک گذاری (اوولاسیون)، زمانیکه ماهیان ماده آماده ی تخم ریزی می باشند، تخمک ها به یک اندازه ی خاص مختص به گونه ی خود می رسند و آماده از سرگیری تقسیم میوز و ورود به مرحله ی نهایی رسیدگی می باشند. در طول مراحل رسیدگی نهایی تخمک، هسته یا ژرمینال وزیکول (GV) شروع به مهاجرت به سمت کناره تخمک،که در آنجا ژرمینال وزیکول (هسته) شکسته (GVBD) می شود، می کند. رسیدگی نهایی تخمک با رسیدگی سیتوپلاسمیک همراه است که آشکارا در ذرات زرده تفکیک و قطبی شده با اندازه ی های مختلف در سیتوپلاسم قابل مشاهده است. با وقوع شکست غشاء هسته، تخمک ها از فولیکول رها یا اووله می شوند. تخمک های رها شده را اووم (Ovum) می گویند و مواد وراثتی ماهی ماده، واقع شده در هسته ی شکسته شده ی تخمک، با ورود اسپرم بارور به داخل سیتوپلاسم تخمک، می تواند با مواد وراثتی ماهی نر ترکیب شود.

¨      زمانیکه تخمک ها به اندازه ی خاصی با توجه به نوع گونه رسید، تخمک وارد رسیدگی نهایی شده و تقسیم میوزی از سر گرفته می شود. در همین زمان هسته (ژرمینال وزیکول) به سمت کناره های تخمک مهاجرت می کند؛ در این مکان غشاء هسته می شکند (GVBD). در این زمان اگر تخمک ها در فاصله های زمانی مختلف نمونه برداری شوند، موقعیت ژرمینال وزیکول بطور واضح از مرکز تخمک به کناره ها، نزدیک قطب حیوانی، تغییر مکان می دهد. تخمک بیضوی شکل دارای قطب حیوانی و رویشی است. ناحیه قطب حیوانی (AP) حاوی زرده کم متمایل به رنگ سفید بوده (F-yolk)، در صورتیکه قطب رویشی (VP) از صفحات زرده وسیع تر و متمایل به رنگ زرد (C-yolk) تشکیل شده است. زمانیکه هسته به نزدیکی کناره غشاء پلاسمایی تخمک رسید؛ درست زیر کوریون، ماهی ماده رسیده شده و آماده ی تخم ریزی می گردد. در درجه اول بسته به دمای آب، مهاجرت هسته به کناره تخمک ممکن است از چند روز تا چند هفته، و حتی ماه ها، به طول انجامد

¨      اندازه گیری سطوح هرمونی

¨      تولیدمثل در ماهیها بوسیله ی فرآیندهای درونزا کنترل می گردد. سیستم کنترل غدد درون ریز تولیدمثل در ماهیان باله دار بر اساس محور هیپوتالاموس – هیپوفیز غدد جنسی، مشابه ی پستانداران، می باشد. هیپوتالاموس هورمون آزاد کننده ی گنادوتروپین (GnRH) که بر هیپوفیز تاثیر می گذارد ،را تولید می نماید. این غده سنتز و رهاسازی هورمون های گنادوتروپین (GtHs) که نقش آن سوق دادن غدد جنسی(تخمدان و بیضه) به سمت تولید سلول های جنسی می باشد، را کنترل می کند(ابراهیم زاده،۱۳۸۶). گنادوتروپین های سنتز شده در گنادوتروپ های غده ی هیپوفیز، به داخل چرخه ی خونی محیطی ترشح شده و از طریق اتصال به گیرنده های واقع در غدد جنسی سبب القاء فرآیند استروئیدوژنز و گامتوژنز در ماهیها می گردد.

¨      سونوگرافی

¨      ، این روش از جنبه های مختلف بر روشهای کنونی برتری دارد:

¨      1- روش سونوگرافی، غیر تهاجمی بوده و هیچگونه خطری برای ماهی و مصرف کننده محصولات آن ندارد، در حالیکه اکثر روشهای کنونی اعم از ایجاد برش بر روی شکم، تهیه بیوپسی و کاته تریزاسیون، و روشهای هورمونی که نیاز به خونگیری دارند همراه با آسیب رساندن به ماهی و بعضا القاء عوامل پاتوژن بوده که هم برای ماهی  استرس زا بوده و هم اینکه امکان به خطر افتادن حیات حیوان نیز وجود دارد.

¨      2- اکثر روشهای معمول تعیین جنسیت زمان بر بوده و در مراکز پرورشی ماهیان که هزاران ماهی در آنها پرورش داده می شود، این روشهای وقت گیر؛ قابل استفاده نمی باشند، در حالیکه با استفاده از سونوگرافی، به طور متوسط مدت زمان تعیین جنسیت هر ماهی حدود 30 ثانیه می باشد.

¨      3- از نقطه نظر هزینه های تعیین جنسیت نیز روش سونوگرافی مقرون به صرفه تر می باشد، چرا که با یک بار خرید دستگاه سونوگرافی می توان سالها ی متمادی از آن بهره برد

¨      در این روش، از دستگاههای سونوگرافی وتشخیصی که ایجاد امواج فراصوت می نمایند استفاده می شود. از سونوگرافی به وفور در کارهای تشخیصی پزشکی و دامپزشکی بخصوص در تشخیص بارداری و تعیین جنسیت استفاده می شود.  برای این منظور تنها کافی است ترانسدیوسر سونوگرافی در سمت راست یا چپ محوطه شکمی ماهی قرار داده شده و تصاویر محدوده ای که گناد ماهی یا همان تخمدان و بیضه قرر دارد بر روی صفحه مانیتور دستگاه تهیه شود. با توجه به تفاوتهایی که از نظر شکل و روشنایی تصویر بافتی بین تخمدان و بیضه وجود دارد  می توان نر یا ماده بودن ماهی را مشخص نمود. البته با توجه به اندازه کوچک گناد  بعضی ماهیان پرورشی این کار برای افراد معمولی که آشنایی زیادی به سونوگرافی ندارند چندان آسان نبوده و نیاز به آموزش و کسب دانش لازم در خصوص تفسیر تصاویر سونوگرافی دارد

نارسایی های تولیدمثلی در ماهیان پرورشی

مقدمه
متاسفانه بسیاری از ماهیها، در زمان پرورش، در روندتولیدمثلی خود دچار نقصان می شوند. در مولدین ماده، تحت شرایط پرورشی، رسیدگی نهایی ائوسیت(FOM) و به تبع آن تخمک گذاری(ائولاسیون) و تخم ریزی دیده نمی شود(Zohar, ۱۹۸۸, ۱۹۸۹,) در مولدین نر نیز تحت این شرایط حجم اسپرم (مایع منی و اسپرماتوزوآ) کاهش یافته و کیفیت نازلی پیدا می کند(Billard, ۱۹۸۶, ۱۹۸۹..). دستکاری عوامل محیطیمختلف از قبیل دما، دوره ی نوری، حوضچه ی پرورشی از لحاظ عمق و حجم، وجود موادتحریک کننده مانند پوشش گیاهی و ... در بیشتر اوقات سبب بهبود و تسریع در تخم ریزیمی گردد(ابراهیم زاده، ۱۳۸۶).بهر حال، در برخی از مواقع تنها راه کنترل تولیدمثل درماهیهای پرورشی استفاده از هورمون برای القاء تخم ریزی می باشد. روش های مختلفی برای استفاده ازهورمون در ماهیها، تحت شرایط پرورشی مورد استفاده قرار گرفته است. نخستین روش بکار گرفته شده استفاده از هیپوفیز ماهی رسیده حاوی گنادوتروپین ، بودهاست. امروزه از هورمون هایی که بطور مصنوعی تولید می گردند و توان بالایی در آزادسازی هورمون آزادکننده ی گنادوتروپین(GnRH) دارند، استفاده می شود.

چرخه یتولیدمثلی در ماهیان استخوانی
سیستم کنترل غدد درون ریز تولیدمثل در ماهیان استخوانی بر اساس محور هیپوتالاموس – هیپوفیز- غدد جنسی، مشابه ی پستانداران، میباشد. هیپوتالاموس عامل آزاد کننده ی گنادوتروپین (GnRH) را تولید می نماید.هورمون آزاد کننده ی گنادوتروپین بر غده ی هیپوفیز تاثیر گذاشته و سبب سنتز و رهاسازی هورمون های گنادوتروپین (GtHs) که نقش آن سوق دادن غدد جنسی(تخمدان و بیضه) به سمت تولید سلول های جنسی می باشد، می شود تحت شرایط طبیعی ، ساز و کاری در ماهی وجود دارد که ترشح گنادوتروپین را محدود می کند. این ساز و کار ماده ی شیمیایی بنام دوپامین می باشد که مانع فعالیت هورمون آزاد کننده ی گنادوتروپین می شود.
دونوع GtH که دارای ساختار و نقش شیمیایی متفاوت می باشند، در ماهیان استخوانی تشخیصداده شده است: GtH I (یا FSH)، در مراحل آغازین گامتوژنز (ویتلوژنز و اسپرماتوژنز) نقش دارد و GtH II (یا LH ) رسیدگی نهایی ائوسیت(FOM)، اسپرمیوژنز و اسپرمیشن راتنظیم می نماید. GtH II پلاسما درست قبل از مرحله ی اسپرمیشن و رسیدگی نهایی ائوسیت افزایش یافته و باعث تعویض تولیدات استروئیدوژنیک و آندروژنیک (تستوسترون(T ) و ۱۱- کتو- تستوسترون (۱۱-KT ) در ماهیان نر و ۱۷- بتا استرادیول و استرون در ماهیان ماده) با تولیدات پروژستونیک (مانند ۱۷- آلفا- ۲۰- بتا- دی هیدروکسی – ۴ پروژن -۳- وان و ۱۷- هیدروکسی پروژسترون) به ترتیب در سلول های درون شبکه ای بیضه و سلول های لایه ی تک تخمدان می گردد(ابراهیم زاده،۱۳۸۷). هورمون های پروژستونی سبب رسیدگینهایی ائوسیت در ماهی ماده و تنظیم اسپرمیشن در ماهی نر (تحریک تولید مایع منی ورسیدگی اسپرماتوزوآ) شده و بر روی رفتار جنسی تاثیر می گذارد.
بخش اعظم فرآیندجذب آب اسپرم وابسته به گنادوتروپین ها می باشد .این هورمون ها باعث اسپرمیشن شده وحجم اسپرم را افزایش می دهند. بسیاری از مشکلاتی که در زمینه ی تکثیر ماهیاناستخوانی مشاهده می شود(عدم انجام رسیدگی نهایی ائوسیت، ائولاسیون، اسپرمیشن و یارهاسازی خودانگیز سلول های جنسی) در نتیجه ی نقص در انتشار GtH II بوسیله ی هیپوفیزمی باشد (ابراهیم زاده، ۱۳۸۶).

نارسایی های تولیدمثلی در ماهیان پرورشی
مانند بسیاری از حیوانات که در شرایط اسارت نگهداری می شوند، ماهیهاپرورشی نیز در روند تولیدمثلی خود دچار مشکل می شوند. این نقص تولیدمثلی به احتمالزیاد ناشی از استرس شرایط پرورشی و نبود شرایط محیطی مناسب می باشد. اگرچه، دربسیاری از مواقع بعد از گذشت چندین سال و ایجاد نسل جدید و پرورش در محیط اسارت،مشکلات تولیدمثلی کاهش می یابد. نمونه خوب از اهلی شدن ماهیها را می توان در سیم دریایی (Sparus auratus ) مشاهده نمود. زمانیکه پرورش این گونه ی مدیترانه ایی درسال ۱۹۷۰ آغاز گردید، تنها از طریق تزریق هورمون مقداری تخم از آن استحصال میگردید. این ماهی حتی پس از تزریق نیز قادر به تخم ریزی طبیعی نبود و تخم ها از طریق دستی از بدن ماهی مولد خارج می گردید( ( Gordin and Zohar, ۱۹۷۸با گذشت زمان وایجاد نسل های جدید ، اتکا پرورش این ماهی به تزریق هورمون بطور چشمگیر کاهش پیدانمود. امروزه این ماهی را از طریق دستکاری دوره های نوری بدون استفاده از هورمون تکثیر می کنندومشکلات تولیدمثلی ماهیان پرورشی بیشتر مربوط به جنس ماده میباشد.

این مشکلات را می توان در سه گروه طبقه بندی نمود:
۱-مهمترین مشکلیکه مارماهی آب شیرین(جنس Anguilla ) مثال خوبی از آن است، انجام نشدن عمل زردهسازی(ویتلوژنز) و اسپرم سازی(اسپرماتوژنز) در ماهیها، تحت شرایط پرورشی می باشد. درطبیعت غدد جنسی مارماهی اروپایی(anguilla Anguilla) در زمان مهاجرتِ ۱۸ ماهه ازرودخانه ی محل زیست این ماهی تا اعماق دریای سارگاسو، رسیده شده و در آنجا تخم ریزیانجام می گیرد. اعتقاد بر این است که مارماهی در شرایط پرورشی قادر به طی این مسیرو مهاجرت نیست و این باعث عدم رشد غدد جنسی در این ماهی می گردد. ماهیآمبرجک(Seriola dumerili ) و کفال خاکستری (Mugil cephalus ) نیز جز این گروه قراردارند(Fontaine, M., ۱۹۷۵. (
۲- مشکل دومی که در روند تولیدمثل ماهیان پرورشیبروز می کند، انجام نشدن رسیدگی نهایی ائوسیت(FOM ) می باشد. در برخی از این ماهیهاشاهد زرده سازی تخمک هستیم ولی در فصل تولیدمثل تخمک های زرده دار به رسیدگی نهاییو تخمک گذاری (ائولاسیون) نمی رسند و در ادامه ازبین رفته و جذب بدن می گردند. ایننارسایی رایج ترین مشکل تولیدمثلی در صنعت آبزی پروری می باشد و تحقیق های زیادی درزمینه ی دستکاری هورمونی این ماهیها برای القاء رسیدگی نهایی، تخمک گذاری و تخمریزی انجام گرفته است .
۳-سومین مشکل، انجام نگرفتن تخم ریزی در انتهای چرخه یتولید مثلی می باشد. در گونه هایی که این مشکل بروز می کند، تحت تاثیر محرک هایمحیطی و فیزیولوژیکی رسیدگی نهایی ائوسیت و تخمک گذاری انجام می گیرد اما این تخمکها قادر به خروج از بدن نیستند. در آزاد ماهیان این تخمک ها در حفره ی شکمی باقیمانده و طی چند ماه جذب بدن می گردند. در این نوع ماهیها استحصال تخمک به روش دستیو لقاح نیزبصورت مصنوعی انجام می شود. در این حالت دانستن زمان دقیق تخم کشی بسیارضروری است، چون تخمک های ائولاسیون یافته(خارج شده از فولیکول) بعد از مدتی ،که باتوجه به نوع گونه و دمای محیط از چند دقیقه تا چند هفته متغیر است، فوق رسیده شده وقادر به انجام عمل لقاح نخواهند بود. از آنجایی که مولدین در یک زمان خاص تخمکگذاری نمی کنند، ممکن است بررسی تخمک گذاری مولدین برای چند هفته بطول بیانجامد کهاین امر، به نیروی انسانی زیادی نیاز داشته و در اثر دستکاری زیاد، مولدین آسیب میبینند. این صدمات اثر منفی بر روی فرآیند رسیدگی جنسی و کیفیت تخمک دارد. در مولدیننر تحت شرایط پرورشی فقط کاهش اسپرم و تنزل کیفیت آن دیده می شود. بطوریکه در چندینآزمایش بر روی برخی از ماهیها این نتیجه حاصل گردید که زمانیکه مولدین وحشی در فصلتخم ریزی به محیط پرورشی انتقال داده شدند، مولدین نر اسپرم های غیر فعال یا اسپرمهایی با لزوجت بالا تولید نمودند .(لزوجت بالای اسپرم مانع عمل لقاح می شود)مشکلدیگری که در مولدین نر در شرایط پرورشی دیده می شود اینست که میزان اسپرم تولید شدهتوسط این ماهیها برای انجام عمل لقاح در مراکز تکثیر کافی نیست Mylonas, C.C., Zohar, Y.,۲۰۰۱)).

کاهش سطح هورمونی ماهیهای پرورشی
انجام نشدن عمل رسیدگی نهایی ائوسیت، تخمک گذاری و تخم ریزی در ماهیهای پرورشی گویای این حقیقت است که مولدین در استخر های پرورشی، شرایط محیطی موجود در مکان های تولیدمثلی خود راتجربه نمی کنند. بسیاری از ماهیهای پرورشی صدها تا هزاران کیلومتر را برای رسیدن به محیط های مناسب برای بقا نوزادان خود، طی می کنند. در طول این مهاجرت ها ماهی تغییرات محیطی مختلفی از قیبل شوری، پارامترهای شیمیایی آب ، دما ، عمق آب و موادمختلف موجود در محیط ها متفاوت را تجربه می کند. مجموعه این تغییرات باعث تنظیم عملکرد غدد درون ریز و رسیدگی نهایی ائوسیت ، تخمک گذاری و تخم ریزی در این ماهیهامی گردد. در غیاب چنین محرک های طبیعی، ماهیهای پرورشی در مرحله ی زرده سازی باقیمانده و به دنبال آن ائوسیت ها از بین رفته و جذب بدن می گردند. در گونه های اب شیرین قرار دادن ماهی در مکان هایی که محرک های طبیعی وجود دارد باعث تخم ریزی شدهاست. بهرحال، برقراری چنین شرایط پیچیده ی محیطی در مراکز تکثیر برای بسیاری ازگونه ها امکان پذیر نیست. اولین تجربه ی موفق دخالت در سیستم غدد درون ریز ماهی،تزریق عصاره ی هیپوفیز ماهی رسیده، به مولدین پرورشی بود. به دنبال این آزمایش پیشنهاد شد که غده ی هیپوفیز مولدین تحت شرایط پرورشی دارای هورمون مورد نیاز برای تحریک تخم ریزی می باشد. سؤال اینجاست که با وجود هورمون موجود در هیپوفیز چرا ماهی مولد قادر به تخم ریزی نیست؟ مطالعه های بیشتر نشان داد که ماهیهایی که در شرایطپرورشی تخمک گذاری نمی کنند، هورمون های تحریک کننده ی رسیدگی نهایی ائوسیت و تخمکگذاری –یعنی GtH IIیا LH – در هیپوفیز تولید و ذخیره می گردد ولی به داخل خون آزادنمی گردد. به دنبال آن، هورمون LH به اندام هدف که تخمدان ها می باشند نمی رسد تارسیدگی نهایی ائوسیت اتفاق بیافتد. در آزمایش های مختلف مشاهده شده که در ماهیان مولد، در محیط طبیعی، طغیان LH پلاسما باعث اتمام مراحل رسیدگی جنسی می گردد اما درمولدین پرورشی سطح LH پلاسما پایین و بدون تغییر باقی می ماند و این امر باعث ازبین رفتن تخمک های دارای زرده می شود. این در شرایطی است که سطح LH و mRNA ، در هیپوفیزماهی پرورشی و ماهی وحشی تفاوتی دیده نمی شود Mylonas, C.C., Zohar, Y.,۲۰۰۱)). خلاصه ی مطالب بیان شده اینست که انجام نشدن رسیدگی نهایی ائوسیت، تخمک گذاری و تخمریزی در بسیاری از ماهیهای پرورشی به خاطر آزاد نشدن LH از هیپوفیز به داخل خون میباشد. این نتیجه، با بکار بردن هورمون آزاد کننده ی گنادوتروپین(GnRH ) برای تحریکآزاد سازی LH از هیپوفیز مورد تایید قرار گرفته است.

پي نوشت :

۱-ابراهیم زاده، سید مرتضی، کنترل تولیدمثل در ماهیان استخوانی از طریق هورمون آزاد کننده ی گنادوتروپین GnRH، سایت اطلاع رسانی شیلات ایران(